Opernball-Demo Wien 23.2.17, Treffunkt 18 Uhr U3 Johnstraße

18. Februar 2017

Friede den Hütten! Krieg denPalästen!

Proletarische Revolution!

18. Februar 2017

 

oktobererklarung.persisch-gemeinsam.2

2017
1917
صدمین سالگشت
انقلاب کبیرسوسیالیستی
اکتبر
در روسیه
بشریت نیازمند اکتبر نوینی است!
درهفت
م
نوامبر
(
1
)
1917
غرش
توپ
های ناوشکن آورا(
Aurora
)
برکاخ زمستانی تزار
محل
نشست دولت بورژوازی
دوران نوینی
را در تاریخ جهان به صدا درآورد:
عصرانقلابات پرولتری
تحت
رهبری پرولتاریا
علیه امپریالیسم!
طوفان
ی که
کارگران ودهقانان در
مقر
قدرت بورژوازی
همراه با غرش
توپ
های
<
آورا
>
بپا
کردند، هجومی
علیه پایه
های فئودال امپریالیسم روسیه بود. برای اولین بار در تاریخ
بشریت
،
مرکز
قدرت دولت بورژوازی
توس
ط یک قیام مسلحانه تحت رهبری حز
ب
کمونیست
بلشویکی،
درهم
شکسته میشد
و
حاکمیت
زحمتکشان،
دیکتاتوری پرولتاریا برقرار
میگردید. درنتیجه
انقلاب
اکتبر
در
روسیه
،
بر
خرابه
های مناسبات گذشته
و
درجنگ سخت داخلی علیه ارتجاع
ی که از طرف
دولت
های امپریالیستی
،
بشدت حمایت میشد،
اتحاد جماهیر
شوروی سوسیالیستی
م
تولد
شد
.
یک ششم کره زمین ازچنگال استثمارامپریالیستی آزاد شد
و سرخ شد
! ازهفتم نوامبر ستاره سرخ
بر
فراز کرملین به نشانه
رهائی و
راه انقلاب
جهانی پرولتاریائی برای تمامی فرودستان
،
استثمار
وسرکوب
شدگان روی زمین
به درخشش درآمد
، ستاره سرخی که راهنمای پارتیزانها و
ارتش
سرخ درنابودی فاشیسم هیتلری بود.
ستاره سرخ دهها سال بعد جلا و درخشش خود را با قدرت
گیری
کامل رویزیونیست
ها از دست
داد و
دیکتاتوری نوین بوروکرات
ها و تکنوکرات
ها جایگزین دیکتاتوری پرولتاریا گردید. ولی
این چرخش
نافی این حقیقت نیست
که
:
7
نوامبر
1917
برای تم
امی بشریت یک واقعه استثنائی
و برای آینده انسانیت یک تاریخ راهنماست.
بورژوازی همه
کشورها تمامی
ک
وشش خود را
بکار گرفته ومیگیرند
تا خاطره این روز
ب
زرگ پیروزمند پرولتاریای
روسیه را بدست فراموشی
بسپارند و مورد افتراء قراردهند
.
درمقابل
تمامی کار
گران آگاه به مناف
ع طبقاتی، و
زحمتکشان
که
دیگر وضعیت موجود
را
برنمی
تابند
،
بمناسبت صدمین سالگشت
انقلاب کبیر سوسیالیستی
اکتبر
این روز
را گرامی
داشته ومبارزات خود را علیه ب
ربریت امپریالیستی دوچندان می
کنند
.
آنها آموزش
های راهبردی
ان
قلاب اکتبر را اساس حرکت
خود قرار
داده وبا تکی
ه
به آنها این
دگرگونی
عظیم
را که توسط رویزیونیست
های ضدانقلابی به
کجراه کشانده شد، ارج نهاده
و راه
اکتبر را
ادامه می
دهند
.
انقلاب اکتبر
:
فراخوانی به قیام علیه وضع موجود
حال ببینیم وضعیت
جهان بویژه
روسیه
قبل از انقلاب اکتبر
چگونه بود؟
در این زمان جهان
امپ
ریالیسم
درگیر
یکی ازخونین
ترین جن
گهای تاریخ دنیا
،
جنگ جهانی اول ب
ود. جنگی که
بنام
دفاع از
„کشورپدری
،
„شرف
“ ،“
استقلال
ونیز بنام
خدا
،“
وغیره
توجیه میشد ولی
این جنگ
چیزی جزسلاخی
خلقها برای
تجدید
تقسیم
جدید
جهان
توسط قدرت
های بزرگ نبود. همه
جا
خلقها
غرق گرسنگی
، تباهی، مر
گ وآوارگی
وکشتارتوده
ای بودند،
تاثیر
تبلیغات
میهن
پرستانه
ـ
ناسیونالیستی بورژوازی درطول سالهای سخت جنگ
تاثیر خود را از دست
می
دادند. کارگران و
زحمتکشانی که بزور
به
لباس نظامی
ملبس شده
بودند هرچه بیشتربه این واقعیت پی می
ب
ردند،
که ازآنها بمثابه
گوشت
دم توپ
،
جهت برآورد منافع
آزمندانه
بورژوازی اس
تفاده می
شود
.
بلشویکها بیش از پیش
این واقعیت
مسلم را که: ج
نگ جاری جنگی امپریالیستی است در
مغز
زحمتکشان می
نشاندند واینکه
درهرکشورامپریالیس
ت
ی دشمن اصلی
،
بورژوازی خودی است و
کسی که خواهان صلح است باید قبل از
هرچیز علیه بورژوازی خودی مبارزه نم
اید، اسلحه را
بطرف او
نشانه رفته وقدرت بورژوازی ر
ا دریک انقلاب مسلحانه درهم شکند واینکه
تنها راه
تامین
صلحی عادلانه وپا
یدار انقلاب است و
هرچیزی غیر
از
ا
ین
،
حرفی پوچ
ومهمل
ی
رفرمیستی
است.
انقلاب اکتبر
بعداز
سرنگ
ونی تزار و
دولت
ه
شت
ماهه
بورژوازی کرنسکی(
Kerenski
)را
سرنگون کرد، دولتی که بعد ازکسب قدرت به شرکت روسیه درسلاخی جهانی تحت نام دفاع
ازانقلاب هم
چنان پایبند بود.
اولین فرمان
قدرت
شوراها
ی نوین،“ مصوبه
در
باره صلح“ بود که درآن پایان جنگ را از
طرف روسیه بعنوان یکی ازطرفین درگیری
اعلام می
کرد و
کارگران وزحمتکشان تمامی ملل
درجبهه
ها
ی جنگ
را
به
قطع
عملیات نظامی
و برادری
فرا
ی سنگرهای جنگ دعوت می
نمود و
تمامی قرارداد
های محرمانه تزارها و بورژوازی روسیه
ر
ا با همه
قدرت
های امپریالیستی
علنی
ونیز
دولت
های بورژوازی درگیر جنگ را به ترک مخاصم
ه وآغاز فوری مذاکرات
بدون
هیچگونه الحاق
طلبی فرا می
خواند.
انقلاب در روسیه به تمامی سربازان کشورها
ی
دیگرنشان
داد
: صلح ازکانال انقلاب علیه بورژوازی خودی امکان
پذیر است.
انقلاب اکتبرفراخوانی به
صلح
، فراخوانی برای انقلاب مسلحانه علیه وضع موجود
بود
.
کارگران
وزحمتکشان
امروز
درسال
2017
با چه وضعیتی روبرو
هستند
؟
امروزه درتمامی نقاط جهان
بن
ام آزادی، دمکراسی و
حفاظت ازشیوه زندگی غربی،
بنام استقلال،
به بهانه مبارزه علیه تروریسم، بنام خدا وغیره
جنگ
های استعماری درجریان است
. قدرت
تخریبی اسلحه
ها
ی
ی که امروزه بکار گرفت
ه می
شوند چندین برابرصد سال پیش است و میلیونها
انسان را مجبور به ترک خانه وک
ا
شانه
شان کرد
ه
است. دریکطرف سرمایه هنگفتی از
کالا انباشت
شده
است که توسط
زحمتکشان تولید می
شود، و در طرف دیگرهمانند گذشته
سرنوشت“ اجتناب
ناپذیر، گرسنگی و
فقر
میلیاردها انسان را درخو
د تنیده
است، درحالیکه کمتر از
یک درصد از
جمعیت کل جهان بیش ازنیمی از
مجموع ثروت را صاحب است
. اضافه برآن
نابودی جابرانه
شرایط زندگی و
تخریب
محیط زیست
که مسبب واقعی آن
تولید
بی
رحمانه
سرمایه
داری
است
،
بشدت ادامه دارد .
این وضعیت دلیل کافی ب
رای استثمار
شدگان
و
س
ر
کوب
شدگان است که امروزبیش از
گذشته
به
ندای انقلاب اکتبرجواب دهند:علیه وضع مو
جود ب
پاخیزید!
چون
تغییرات واقعی
تنها از طریق
انقلاب پرولتاریائی
امکان
پذیر است
.
انقلاب اکتبر: تمامی حقوق به کارگران وزحمتکشان
نظام شوروی حداکثر دمکراتیسم برای کارگران ودهقانان ا
ست و درعین حال دال بر گسست
با دمکراتیسم
بورژوا
ئی
وپیدایش طراز نوین جهانی تاریخی دمکراسی یعنی دمکراسی
پرولتری یا دیکتاتوری پرولت
ار
یا
است. بگذار سگان وخوکان بورژوا
زی محتضر
ودمکراسی
خرده بورژوا
ئی که از دنب
ال این بو
رژوا
زی میرود بخاطر ناکامی
ها و اشتباهات مرتکب
ه در ام
ر
ساختمان نظام شوروی ما بارانی ازلعنت ودشنام بر سر ما
ببارند. ما دقیقه
ای
فراموش نمی
کنیم که ناکامی
مگر می
ً
زیاد بود وزیاد است و اصولا
ً
ها واشتباهات ما واقعا
شود که درچنین
امر تازه
ای که برای تاریخ جهان تازه است یعنی در امر ایجاد تراز تاکنون نادیده
سازمان
دولتی بدون ناکامی واشتباه عمل کرد! ما پیوسته در را اصلاح ناکامی
ها و اشتباهات خودمان و
بهبود انطباق عملی اصول شوروی، انطباقی که بسیار وبسیار از حد کمال دور است، مبارزه
خواهیم کرد. ولی ما حق داریم بخود ببالیم و می
بالیم که سعادت شروع ساختمان دولت شو
روی
و بد
ینوسیله شروع دوران نوین در
تاریخ جهان، دوران سلطه طبقه نوین که در کلیه کشورهای
سرمایه
داری ستمکش است و همه جا بسوی ز
ندگی نوین، بسوی پیروزی بر بورژوا
زی بسوی
دیکتاتوری پرولتاریا، بسوی خلاصی انسانیت از یوغ سرمایه و جنگ
های امپریالیستی گام
برمیدارد، نصی
ب ما شده
است
„.
(
2
)
اولین فرمان
حاکمیت
شوراها سلب
مالکیت از سرمایه
بزرگ و زمینداران
کلان
بود. دیکتاتوری
پرولتاری تولید اجتماعی را بدست گرفت، وعلیه نظام استثماری کهن
نشانه رفت و کوشش
های
کودتا
گرانه
حامیان
نظم گذشته را
سرسختانه
و
با خشونت
سرکوب کرد.
دیکتاتور
ی
پرولتاریا همزمان دمکراسی وسیعی
را برای زحمتکشان تامین نمود. آنها خود را در
شوراهای کارگران، سربا
زان ودهقانان سازماندهی نمودندو
ساختم
ان
کشور
را تحت شرایط سخت
جنگ داخلی ومداخله نظام
ی امپریالیست
ها آغازکردند
.
سازماندهی دمکراتیک و اشتراکی
انسانهای کارکن در تما
می سطوح جامعه و مداخله
مستقیم
آنها
در
سازماندهی
تولید وتغییر انقلابی و
دمکرا
تیک جامعه، برابری زنان و مبارزه
علیه
پدر
سالاری
(
Patri
a
chat
)
، حق داشتن
شش ساعت
کار
در روز، امنیت کاری، مرخصی کافی، امکانات
تفریحی واستراحت، تحصیلات
تخصصی
وشایس
ته، داد
گستری
مردمی، ه
نربرای
همه،
تامین
حقوق کودکان
و
تربیت جمعی
آنها، رفع نیازهای پزشکی، اجتماعی کردن کار خانگی، دامن
زدن به بحث
های دمکراتیک سیاسی و اجتماعی
ـ
درست در سالهای
1930
اتحاد
جماهیر
شوروی
سوسیالیستی دربرآورد
مسائل
ضروری
روز
جامعه
،
کشورهای پیشرفته سرمایه
داری
را پش
ت
سر گذاشت
ه بود
.
تامین احتیاجات مادی و معنوی انسانهای زحمتکش
ـ
هدف اساسی در سیاست بو
د. طبیعی است
که عقب
ماندگی کشور
روسیه نمی
توانست ب
ا یک ضربه
از میان برداشته شود، بعنوان مثال مسئ
له
مسکن در سال
1930
هنوز یک مشکل
بزرگ بود. ولی سرعت توسعه، و
راندمان سازندگی
،
سطح
بالای
زندگی تا کنونی انسانها
،
برتری جامعه سوسیالیستی را
اثبات می
کند.
بورژوازی
درتبلیغات نفرت
انگیزش
علیه سوسیالیسم در
شوروی
درست این دست
آوردها
را
پنهان نگه
میدارد
چون برای آنها جوابی ندارد. بهمین دلیل
و
ظیفه دوچندانی در
مقابل
کمونیست
ها
قرار می
گ
یرد که دانش
های بدست
آمده در باره
قدرت
سازندگی و تجارب گوناگون
حاصل
ازآنرا
در راه ای
جاد یک جامعه نو
ین دراختیار توده
ها قراردهند
.
کارگران وزحمتکشان در جامعه کنونی سرمایه
داری بهیچ
وجه
به آنچه هست
راضی نیستند
، و
در راه پیدا
کردن بدیل،
با
انبوهی ازتحریکات ر
سانه
ای وتبلیغات ب
ورژوازی روبرویند
که مغز
وقلب آنها
را
پوک
و کدر
کرده
است
.
بهمین خاطرضرو
رت بحث در باره انقلاب روسیه وتبیین
تجارب آن چه مثبت ویا منفی، بر
ا
ی ایجاد یک جامعه نوین
کمال اهمیت را دارد.
انقلاب
اکتبر: برابری کامل تمامی ملل
انقلاب اکتبردرروسیه که
زن
دان
خلقها
بود، برای
رهائی ملت
های دربند،
انترناسیونالیسم پرولتاریا
ئی
را جایگزین ملی
گرائی
وعظمت
طلبی
بورژوازی
نمود
و بدینگونه یک تغییردورانساز را
آغاز
کرد
. درست دراولین روز
انق
لاب „حق برابر
برای تمامی ملل
“ وحق ملت
ها „برای تعی
ی
ن
سرنوشت
خویش
تا حق جدائی“ اعلام
شد. اتحادشوروی اولین کشوری
بود که درآن خلق
ها
با
انتخاب
ی
آزادانه
در یک اتحادیه جمهوری
های متساوی
الحقوق
و نواحی خود
مختار
درکنار هم
قرار
گرفتند. فنلاند
دریک همه
پرسی
همگانی
به جدائی دولتی رای داد و دولت بلشویکی هم آنرا
بدون اما واگر پذیرفت
. در زندگی روزانه
هم
تمامی ملت
ها
در استفاده اززبان وفرهنگ
خودی
آزاد بودند و
با راسیسم، عظمت
طلبی و
یهودی
ستیزی فعالانه مبارزه می
شد
. انقلاب اکتبر در
عمل
بربریت امپریالیسم است. انقلاب
نشان داد کھ سوسیالیسم تنھا بدیل واقعی راسیسم ـ شووینیسم و
اکتبراثبات کرد کھ حل واقعی مسئلھ ملی تنھا از طریق انقلاب پرولتری امکانپذیر است. او
حق تساوی ملل تا زمانیکھ سرمایھ حاکم است وتا زمانیکھ مالکیت
ھمچنین نشان داد کھ
خصوصی بر ابزار تولید بر قرار است وتا زمانیکھ طبقات وجوددارند. نمیتواند تضمین گردد،
ای کارگرملیتھای مختلف، تا
تساوی ملل ھمانقدر امکان ناپذیر است، مانند ھمکاری تودھھ
زمانیکھ قدرت سرمایھ برقرار است، و بر سر مالکیت بر ابزار تولید مبارزه در جریان
یک تجربھ روزآمد ومھم دیگرانقلاب اکتبر این است کھ مبارزه رھائی بخش ملی زمانی
)
3
(
است
بھ رھائی واقعی منتھی خواھد شد کھ ھدایت سیاسی آن دردست طبقھ کارگر باشد، درغیراین
صورت سپردن قدم بھ قدم دستآوردھای مبارزاتی بھ بورژوازی اجتنابناپذیر خواھد بود. تکامل
قرن گذشتھ کشورھای آفریقا، آمریکای لاتین و آسیا و رھائی آنھا ازسلطھ
70
60
50
سالھای
اثبات نمود، و بار دیگربا توجھ بھ مبارزات گسترده ملی
ً
امپریالیسم این حقیقت را کاملا
روزآمد شدھا ست.
ً
در جھان مسئلھای کاملا
انقلاب اکتبر: روشنگری بجای ارتجاع مذھبی
دین آه انسان نا امید، قلب دنیای بی قلب، احساس شرایط بیروح است، دین افیون مردم
از طرف بورژوازی ھمانند گذشتھ با مھارت علیھ طبقھکارگر وخلقھا بکار گرفتھ
) کھ
4
(„
است
میشود وآنھا را توسط دین ومذاھب علیھ ھمدیگرتحریک میکنند. امروزه گروھھای متعصب
die
) الشباب(
Al Qaida
) القاعده(
Taliban
)، طالبان(
IS
مذھبی اسلامی، ماننددولت اسلامی(
J) وغیره توسط امپریالیستھای گوناگون بعنوان „دشمن بشریت“، „دشمن ارزشھای
ugend
شیوه زندگی وفرھنگ معرفی میشوند. تمامی امپریالیستھا چھ غربی وچھ شرقی
انسانی(غربی)
جنگھایشان را بخاطرتقسیم مجددجھان بنام مبارزه با “ تروریستھای ضد بشراسلامی“ بھ پیش
میبرند. درحالیکھ این سازمانھا درنھایت محصول سیاستھای امپریالیستی ھستند کھ خلقھا را بھ
انقیاد کشیده ودر رقابت با دیگر امپریالیستھا سازمانھای مذھبی ـ ملی“ آزادیبخش میسازند ویا
مورد پشتیبانی قرارمیدھند. بعنوان مثال القاعده ازجملھ این سازمانھاست کھ ھنگام اشغال
ساختھ و پرداختھ
)
CIA
افغانستان توسط سوسیال امپریالیسم روس، توسط امپریالیسم آمریکا وسیا(
شد. دولت اسلامی کھ امروزبعنوان یک سازمان اھریمنی تبلیغ میشود در طول اشغال عراق
توسط امپریالیستھای غربی شکل گرفت، وفرق ترورآن با ترورامپریالیستھا تنھا در بکارگیری
ابزار تروراست .دین و تعلق مذھبی یک عامل پیوند مبارزاتی علیھ اشغالگری، انقیاد و بردگی
“ اگر
درآن انسانھای نا امید خود را باز می-یابند
کھ „
دین احساس دنیای بیقلب است
„.
است
توسط امپریالیستھا بعنوان ابزارکارساختھ وپرداختھ
ً
درابتدا چنینسازمانھای مذھبی مستقیما
میشوند، زمانی ھم خود را ازکنترل مستقیم خارج میکنند. واگرھم تحت کنترل مستقیم نباشند از
آنھا استفاده ابزاری برای دست زدن بھ جنگھای غارتگرانھ نواستعماری میکنند، ھمانطوریکھ
اکنون درسوریھ، عراق، مالی، کنیا وغیره ازاین گروھھا بھره برداری میکنند.
بعبارت دیگر مبارزه امپریالیستھا علیھ تعصبگرائی مذھبی، چیزی جز عوامفریبی نیست.
انقلاب اکتبر درعمل نشان داد، کھ چگونھ میتوان علیھ ارتجاع مذھبی مبارزه کرد. دولت
پرولتاریائی بعد ازانقلاب اکتبر دین را بمثابھ امری خصوصی اعلام کرد و تبلیغات روشنگرانھ
علیھ عملکرد واقعی دین سازماندھی نمود وبا نھادھای مذھبی فعالانھ مبارزه کرد و ازطرف دیگر
کوشش نمود از درگیری وسرکوب مذاھب مختلف علیھ یکدیگر جلوگیری نماید وبدین سان از
دعواھای مذھبی کھ مانعی برای ھمزیستی مسالمتآمیزخلقھا بود اجتناب گردید. ھمانطور کھ
انقلاب اکتبر
ثابت نمود
،
حل واقعی مسئله ملی توسط ا
نقلاب برهبری پرولتاریا میسر
است، در
مورد
مسئله مذهب
هم جدائی وا
قعی دین از
دولت را عملی کرد که تا آنموقع هیچ دولت
بورژوائی
موفق به این کار نشده
بود چون این عمل با نظام استثماریش در تضاد
است
. دولت بورژوازی
مذهب را بمثابه امر خصوصی فرد تعریف نمود
.
مذهب یا بی
حقوقی زنان یا ستمگری نسب
ت
به ملیت
های غیر روس و نابرابری
حقوق
ی آنها را در نظر بگیرید. همه ا
ینها مسائل مربوط به
انقلاب بورژا
دمکراتیک است فرومایگان دمکراسی خرد
ه
بورژوا
زی هشت ماه درباره این
مطالب پرگوئی می
کردند، حتی یک کشور راقی جهانی نیست
که این مسائل در آن در جهت
بورژوا
دمکراتیک تا آخر حل شده باشد. در کشور ما این م
سائل بوسیله قانون
گذاری انقلاب
اکتبر تا آخر حل شده
است. ما با مذهب
چنانچه که باید وشاید مبارزه کرده
ایم ومی
کنیم.
(
5
.)
انقلاب اکتبر: نقش تعیین
کننده حزب بلشویکی
ب
رای اینکه بربریت امپریالیستی از
نظر
تاریخی دفن شود
، تحقق انقلاب پرولتری
وبنای ساختمان
سوسیالیس
م
ضروری است، امروزه
ً
امری کاملا
مهمترین وظی
فه، ایجاد
یک حزب واقعی
مارکسیست
لنینیستی ودر
حقیقت بلشویکی است که بتواند کارگران وزحمتکشان را تحت
رهبری خویش متحد نماید. پیش شرط اساسی انقلاب اکتبراین امر مهم بود که
طبقه کارگر
در این
انقلاب
توسط
ح
زبی کمونیستی رهبری
می
شد
.
تنها حزبی مانند بلشویکی به اندازه کافی
جسور
،
قادر بود مر
دم را به حمله نهائی رهبری نماید،
حزبی
باندازه کافی
با تدبیر و هشیار
که
تمام قله
های
سر راه را دور بزند
تنها چنین حزبی می
تو
انست با مهارت لازم جنبش
های
گونا
گون را در یک جریان واحد متحد نم
اید، جنبش دمکراتیک عمومی برای صلح، جنبش
د
مکراتیک دهقانی برای تصرف زمین از
زمینداران، جنبش
رهائی
بخش خلقهای تحت
ستم جهت
کسب برابری ملی
و جنبش سوسیالیستی پرولتاریا برای سرنگونی بورژوازی و برقراری
دیکتاتور
ی پرولتار
یا
„.
(
6
)
طبیعی است که چنین حزبی در
اکتبر
1917
ا
زآسمان نازل نشد
. این حزب درنبردی بین
المللی
علیه رفرمیسم
، آشتی
طبقاتی و
تکیه زنندگان بر
سنت فرصت
طلبی پارلمانتاریسم انترناسیونال
دوم، بع
نوان پیشاهنگ طبقه
کارگر
ایجاد شد
. این حزب
درانقلاب
،
در
مبارزه طبقه کارگر
در
روسیه تکامل
یافت
وآبدیده گردید
.
این حزب حاصل کار
آگاهانه مارکسیست
ها
ی
بود که جنبش
کارگری را با سوسیالیسم علمی تلفیق نمودند. این حزب جائی
بنا شد که طبقه کارگر درآنجا
حیات داشت
: در تولید ودر
کارخانجات،
ساختار سازمانی آن درسلولهای کارگاهای ت
ولیدی مستقر
بود، آنطوری که
شایسته یک حزب طبقه
کارگر است. این حزب
میل
یونها ت
وده کارگر را با تئوری
انقلابی و
علمی مارکسیستی مسلح نم
ود و به مواضع انقلابی هدایت کرد. این حزب
با یک خط
سیاسی روشن توانست
هماهنگ با
نبض
توده
ها آنها را همواره در
انقلاب وساختمان سوسیالیسم
برهبری دیکتاتوری پرولتاریا بدرستی راهنمائی کرده و
خود را با آنه
ً
ا کاملا
پیوند زند.
امروز در
صدمین سالگشت
انقلاب اکتبر، فقدان احزابی که درون طبقه
کارگر پایه داشته
ب
اشند و
لازمه
پیروزی انقلاب جهانی پرولتاریائی
است
،
کاملا مشهود است. امر آزادی پرولتاریا تمامی
مارکسیست
لنینیست
ها را
در سرتاسر جهان
در برابراین وظیفه
مبرم
قرار می
دهد
،
از آنجائیکه
چ
نین احزابی موجود نیستند ویا اگر
ضعیف
ً
هستند نسبتا
اند احزابی از نوع بلشویکی لنین واستالین
بنا نمایند. هم
اکنون نیزاحزاب کمونیست ضروری
اند برای اینکه
بتوان
با هیاهوی ایدئولو
ژیک
بورژوازی
پایان کمونیسم
“ مقابله نمود
، توده
های کارگر وز
حمتکش را
به نفع کمونیسم جلب
کرد
و برای اکتبر جدیدی به پیش رفت
!
ضعف جنبش مارکسیست
لنینیستی باعث شده
است که
جوانان
زیادی
که „
جویای دنیای دیگری
هستند، امید خود را درجنبش
های ملی
ـ
بورژوا
ئ
ی جستجو ن
مایند،
بخشی ه
م حتی
سوسیالیسم
قرن
21
را
بنام دین
موعظه می
کن
ند، و آنهائی
هم
که تمامی امید خود را جهت نابودی
سرمایه
داری
از دست داده
اند
،
بنام دمکراسی، حقوق بشر
و
ارزشهای غربی ب
دنبال امپریالیست
های خودی لنگ لنگان
روانند.
از طرف دیگر: آز آنجائیکه امپریالیسم بیش از گذ
شته، جهانی
عمل می
کند و سرمایه مالی بیش
از گذشت
ه گسترش جهانی یافته است
و تعرض امپریالیست
ها علیه طبقه کارگرو خلقهای تحت
ستم
دایم در
حال
افزایش است
، شرایط عینی جهت اتحاد توده
های کارگر وزحمتکش با خواهران و
برادران هم
طبقاتیشان فرای مرز
های ملی ودولتی
بیش از گذشته فراهم است.
امروزه
آنچه که به
شرایط عینی س
وسیالیسم وکمونیسم مربوط می
شود،
این درک
قوت می
گیرد که
درجهان امروز
بطور
عینی این امکان وجو
د دارد که یک اقتصاد واحد
جهانی بوجود آید، که درآن تمامی انسانها
برپایه استعداد
هایشان سهم خود را ادا
نمایند و همگی بنا به
احتیاجشان ازثروت فراهم شده بهره
مند
گردنند.
ما باید تنها ازصاحبان ابزار تولید سلب
مالکیت نمائیم و در ا
ختیار جامعه که صاحب
اصلی آن
است
قرار دهیم .
ما باید تمامی ابزار تولید کلیدی
را
اشتراکی کرده واستثماررا ناممکن
گردانیم. خلاصه اینکه: ا
ستثمارشدگان وسرکوب
شدگان
کاری
را
که از انقلاب اکتبر آغاز شد
سرم
شق قرار
داده
ومبارزه را ادامه دهند.
با وجود ای
نکه شرایط عینی برای انقلاب مناسب
است،
ولی اکثریت بزرگی ازتوده
های کارگر و
زحمتکش
طبق منافع خود عمل نمی
کنند،
بنابراین وظیفه
کمونیست
هاست که عنصر ذهنی را به سطح امکانات عینی ارتقاء دهند. در تمامی کشور
ها
باید
مار
کسیست
ـ
لنینیست
ها
و
هم
چنین سازمانها
،
پیگیرانه در
جهت ایجاد احزاب کمونیستی حرکت
نمایند
و با تبلیغ و ترویج خستگی
ناپذیر کارگران و زحمتکشان را تحت
پرچم کمونیستی متحد
کرده و در زمینه بین
المللی برای اتحاد تمامی نیروهای انقلابی براساس یک منشور
مارکسیستی
ـ
لنینی
ستی مبارزه نمایند! این وظیفه اساسی و مبرم روز است! بموازات آن یگانه
کردن مبارزات
عملی
سازمانهای انقلابی و
ضروری است. یکی از ظرف
ً
کمونیستی کاملا
های
عملی
همکاری
در شرایط کنونی
سازمانه
ای مارکسیستی
لنینیستی، تشکل
های
انقلابی واحزاب
(
ICOR
)
<
هماهنگی بین
المللی
احزاب وسازمانهای انقلابی
است که در سال
2010
سیس شده
ً
تا
است.
بربریت امپریالیستی با اکتبر نوینی بزباله
دان تاریخ
انداخته
خواهد شد.
آموزش
های
اکتبر!
بدیل موجود همانند گذشته
:
سوسیالیسم یا سقوط دربربریت
است
! ازپیروزی انقلاب اکتبر
درسال
1917
تا کنون تغییرا
ت زیادی صورت گرفته است. امپریالیسم ب
ا وجود شکست دراکتبر
سرخ و
پیروزی خلقها
در جنگ جهانی دوم درهم شکسته نشد
. با از دست رفتن دست
آوردهای
انقلاب
،
رویزیونیست
ها
،
تکنوکرات
ها وبوروکرات
ها
ی بورژوا شده در کشورهای سابق شوروی
و دمکراسی
های خلقی، از جمله چین
،
قدرت ر
ا دوباره بدست
گرفتند
.
امروزه هیچ کشوری که
بتوان نام سوسیالیستی و یا حاکمیت خلقی بر آن نهاد
،
موجود نیست. سرمایه
داری همانند قبل از
جنگ جهانی اول دوباره در تمامی جهان حاکم است واین نظام
خود را
از آنچه که تصور
میشد
مقاوم و
جان
سخت
ترنشان داده
است. تجارب صدسال ا
خیرحاکی از
آن است
که چیرگی بر
سرمایه
خیالی خام است
ً
داری امپریالیستی از طریق اصلاحات کاملا
، بورژوازی
اگر قدرت خود را
درخطر ببیند بھ فاشیسم متوسل میشود. گسترش شعاع عمل و جھانی شدن سرمایھ در صد سال
اخیر بطورچشمگیری افزایش یافتھ وانحصار بیاندازه منسجمترشده است ولی ماھیت امپریالیسم
و روز بروز شدت مییابند. مثل
تغییری نکردھاست. تضادھای اصلی نظام ھمچنان تاثیر گذارند
سابق دولتھای ملی شکل اصلی سازماندھی جوامع سرمایھداریاند. ھمانند گذشتھ سرمایھ
انحصاری جھانی تعیین کننده دربخش صنعت، کشاورزی ویا خدمات است. ھمانند گذشتھ
انحصارھای مختلف برای دستیابی بھ بازار امپریالیستی مشغول رقابتاند. مثل گذشتھ یکایک
ای مختلف جھت پیشبرد منافع بورژوازی خودی درحال رقابت با
کشورھای امپریالیستی درائتلافھ
ای بزرگ بخاطر تحمیل برتری خود بر جھان درحال جدالند. مثل
یکدیگرند، ھمانند گذشتھ قدرتھ
گذشتھ ما دردوران امپریالیسم کھ تنھا بدیل آن انقلاب جھانی پرولتری یعنی سوسیالیسم است
زندگی میکنیم. امپریالیسم یعنی راسیسم، عظمتطلبی و ارتجاع و مردسالاری، استثمار بیرحمانھ
وغارت طبیعت. امپریالیسم یعنی بیآیندگی برای جوانان زحمتکش، چپاول بی حد و مرزطبیعت
وطمع کسب سود مافوق کھ باعث تخریب محیط زیست شده وجھان را بھ مرز
تغییرات جوی فاجعھباری کشاندھاست. تمامی اینھا نشان میدھد: امپریالیسم بربریت است
واگرازطریق یک انقلاب تحت رھبری پرولتاریا ازآن جلوگیری نشود جھان را بھ بربریت سوق
خواھد داد. انقلاب اکتبرعلیھ تمامیت نظام امپریالیستی و تنھا بدیل بربریت آن است. انقلاب
برھبری پرولتاریا و ساختمان سوسیالیسم انتخاب ماست. این واقعیتھا میبایست درصدمین
سالگشت انقلاب اکتبر درمرکز تبلیغات ما قرار گیرد و برای آنھا مبارزه شود. ما را موظف
میکند ھرچھ بیشترمصمم، آگاه ومتشکل
مبارزه نمائیم!
پیش بسوی مبارزه سوسیالیستی علیھ بربریت امپریالیستی! – با نمونھ بلشویکی احزاب
کمونیستی را سازماندھی کنیم! – پیش بسوی اکتبری جدید! – پیش بسوی انقلاب سوسیالیستی
جھانی – یا انقلاب اکتبر نوینی یا سقوط در بربریت امپریالیستی!
3
/
3
/
2
وین 017
کره زمین سرخ خواھد شد!
درج،چاپ ونشراین مقاله با ذکرنام ومنبع آن آزاد است!
پی
نویس
ها
:
اکتبر آغاز شد ، کھ برابر ھفتم نوامبردر تقویم جدید است.
52
طبق تاریخ قدیم روسی انقلاب در
1
43
53
،
1
2
19
، ص.
33
– لنین“ بمناسبت چھارمین سالگشت انقلاب اکتبر“ مجموعھ آثار، جلد.
2
1921
، 33
ص.
5
„مجموعھ آثار،جلد.
– استالین“ دھمین کنگره حزب کمونیست روسیھ(بلشویکی)
3
مارکس“ نقد فلسفه حقوق هگل“
مجموعه آثار
1
،
ص.
8،188
لنین“ بمناسبت چه
ارمین سالگشت
انقلاب اکتبر“ مجموعه آثار، جلد

، ص.

،
191
1
9
3
8
.26
6
1
5
استالین “ تاریخ حزب کمونیست شوروی)بلشویکی( مجموعھ آثار، جلد
Bolschewistische Partei (Nordkurdistan/Türkei)
BP (KK/T)
mail@bolsevikparti.org
* http://www.bolsevikparti.org
Initiative für
den Aufbau einer Revolutionär-kommunistischen Partei
Österreich
IA*RKP
ia.rkp2017@yahoo.com
* http://www.iarkp.wordpress.com
Kommunistische
Aktion-Marxistisch-Leninistisch
Österreich
KOMAK
ML
komakml@gmail.com
Trotz alledem!
(Deutschland)
TA
trotzalledem1.m

100 Jahre Oktoberrevolution – persisch

11. Januar 2017

oktober-revolution-pers.doc

oktober-revolution-pers.pdf

صدمین سال انقلاب اکتبر

درسهای اکتبربرای انقلاب پرولتاریائی دراتریش

اگرما بعنوان کمونیست­های انقلابی به انقلاب اکتبر روسیه رجوع میکنیم و بیش ازآن: اگر ما برای انقلاب آتی پرولتاریائی از <راه اکتبر> سخن میگوئیم، منظورمان این نیست که باید همه کارها را مانند بلشویک­ها انجام دهیم تا اینکه پیروزگردیم.

اما اگر در اتحادیه اروپا وباطبع اتریش درسالهای آینده تضادها در جامعه همچنان تشدید شوند، طبیعی است که این وابسطه به ماست که این تحول به یک بحران انقلابی منجرشود و یا اینکه طبقه کارگراتریش این بار از این جدال پیروز بیرون آید.

تمامی کمونیست­ها وهمچنین همگی سوسیالیست­های واقعی، بعنوان هدف مشترک، یک جامعه بدون طبقه ، استثمار و سرکوب را دربرابرخویش قرارداده­اند، ولی اینکه ما چگونه به این هدف خواهیم رسید، درک­ و راهبرد­های کاملاً مختلفی وجود دارد. ویژگی راه اکتبر بلشویکی از جمله این است که این یک انقلاب پرولتاریائی در یک کشورسرمایه­داری امپریالیستی بود که پیروزمندانه تحقق یافت ، امری که تاکنون در هیچ کشور امپریالیستی دیگری مستقلا انجام نشده­است. ودیگراینکه بلشویکها دهها سال درشوروی با استراتژی وتاکتیکشان موفق عمل کردند، آنها نه تنها دیکتاتوری پرولتاریا را به دست آوردند، بلکه سوسیالیزم را بنا نهادند.

حال این سوال مطرح است که هسته واقعی راه اکتبر بلشویکی چیست که برای ما بعد از گذشت صدسال هنوز از اهمیت بزرگی برخوردار است؟ ما دراینجا میخواهیم بروی نکاتی تمرکز کنیم که تفا وت ما با دیگرگروههاست که خودرا کمونیست ویا مارکسیستلنینیست(- مائوئیست) می­نامند.

آنچه که در مقایسه با احزاب توده­ای سوسیال دمکراسی انترناسیونال دوم در روسیه، پدیده نوینی بود، اینکه بلشویکها از سال 1902 شروع به تشکیل حزبی مبارزومنسجم و سازمان­دهی شده بصورت سانترالیزم دمکراتیک نمودند. این حزب از ابتدا هدف خودرا تصرف قهرآمیز قدرت قرارداده بود که در این مقال با اشاره­ای از آن میگذریم چون می­بایست در باره حزب که بدون شک مسئله مهمی است در فرصتی دیگر دقیقتر به آن پرداخت .

ازنکات جدید دیگراین بود که کمونیست­های روسی نه تنها تمرکز خودرا بروی کارگران متخصص قرارمیدادند بلکه اقشارتحتانی پرولتاریا را هم درکانون توجه آنها بود، تا اینکه تئوری انقلابی کمونیستی را دربین آنها جاری نمایند. اقشار تحتانی آنهائی هستند که از وضعیت موجود از همه بیشتر ناراضی هستند و کمتر تحت تاثیرایدئولوژی بورژوازی قراردارند. لنین در جدید­ترین تحلیل خود از تکامل سرمایه­داریدر اثر معروفش <امپریالیسم بمثابه بالاترین مرحله تکامل سرمایه­داری> – نشان داد که درکشورهای ثروتمند امپریالیستی یک اقلیت نسبی بزرگی ازطبقه کارگرازطرف بورژوازی آگاهانه تطمیع می­شود وبهمین دلیل با سیستم استثماری آشتی می­کند واگرهم حرکتی انجام دهد تنها به اصلاحاتی درون سیستم سرمایه­داری تن درمیدهد. آنها اگربعضأ ازسوسیالیسم سخن می­گویند ولی موافق انقلاب وآنهم بشکل قهرآمیز نیستند. لنین با اقتباس از تز مارکس درباره اشراقیت کارگریآن را به بخش مهمی ازتئوریهای کمونیستی خود تبدیل نمود: بدون انزوای سیاسی وطرد رهبری اریستوکراسی کارگری هیچ انقلاب پرولتاریائی امکان پذیر نیست، تئوری که صحت خود را خود را قبل از شرایط انقلابی درایتالیا وفرانسه درسالهای دهه 1960 و در گذشته نه چندان دور در یونان ثابت نمود.

اهمیت مهم پیروزی بلشویک­ها در روسیه پیوند تنگاتنگ مبارزه تئوریک وایدئولوژیک با پراتیک مبارزه طبقاتی بود. یک رشته کامل از برجسته­ترین نوشته­های لنین درنقد دیگر جریانات انقلابی است. او هیچوقت ازرهبران کارگری با مطالعه، ولی پشت میزنشین و سرشناس بین­المللی بخود ترس راه نداد، بلکه برعکس همیشه این سوال را مطرح می­کرد: که تجارب واقعی ما کدامند وتجارب کشورهای همسایه چه هستند وچه نفعی برای ما، جهت تسریع انقلاب پرولتاریائی دارند؟ مبارزه لنین علیه خط فرصت­طلبی راست و افراط ­گرائی چپ در حزب هیچگاه یک مسئله آکادمیک خاص نبود بلکه همواره با پراتیک انقلابی همراه بود.

همانطوریکه تاکید کردیم، حزب لنینی یک حزب مبارزبرای قیام مسلحانه بود، بدین معنا شوراهای کارگری می­بایست قدرت را بدست آورند و بلافاصله به تصویب قوانین برای تغییرات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی و اجرای آنها بپردازند. نقطه عزیمت دگرگونی اقتصادی سیاسی، سلب مالکیت فوری از مالکیت خصوصی وسایل تولید ، حمل ونقل وارتباطات بود. بلشویکها همچنین بلادرنگ حق تعین سرنوشت خلقهای درون امپراطوری روسیه را اعلام کردند.

بلشویکها برای تصویب این تصمیمات احتیاج به اکثریت درشوراهای کارگری ودهقانی داشتند. آنها به این مهم دست یافتند، چون بدون هیچ سازشی علیه جنگ، خواستار فوری صلح بودندهرچند سرزمین­های وسیعی را هم از دست می­دادند. علاوه براینها مبارزه علیه عظمت­طلبی ملی(هم­چنین مبارزه علیه تحریکات ضد یهودی) ازمشخصات با اهمیت راه اکتبر است.

هرچند که بلشویکها سرسختانه علیه جنگ وشکست بورژوازی خودی بودند ولی بهیچ­وجه انفعال طلب نبودند. آنها چه پیش از دستیابی به قدرت توسط شوراها وچه بعد از آن دربرابرحمله گارد­های سفید دشمن انفلاب با واحد­های پارتیزانی، میلیشیای کارگری، گاردهای سرخ و بالاخر با ارتش سرخ علیه تجاوز امپریالیستی مبارزه کردند و یک جنگ تمام خلقی واقعی را به پیش بردند. مسئله­ای که ما هم دیر یا زود با آن درگیر خواهیم شد، حال چه در اتحادیه اروپا باشیم یا نه.

اگرما امروزازآموزش­های انقلاب اکتبربرای انقلاب پرولتاریائی دراتریش سخن میگوئیم ، باید درباره تدارک مبارزه مسلحانه هم اندیشه کنیم، چون سرمایه انحصاری دراتریشصاحبان بانکها و کنسرن­هاآزادانه قدرت خود را واگذار نمی­کنند . بعنوان مثال اگراکثریت بزرگی از کارگران بجای نکبت و فلاکت سرمایه­داری خواهان یک اقتصاد سوسیالیستی با برنامه باشند، درچنین حالتی لازم است که درمراکز مهم صنعتی گروههای مسلح پرولتاریائی ازجنبش توده­ای انقلابی پشتیبانی کرده و آنرا تامین نظامی نمایند و بالاخره اینکه قادر باشند یک قیام عمومی را رهبری کنند.

ما قبلأ به مبارزه قاطع بلشویک­ها علیه عظمت­طلبی روسهای بزرگ اشاره کردیم. درواقع انقلاب اکتبرموجب رهائی خلقهای مستعمراتی در آسیا شد. بلشویکها ازهمان ابتدا برای اینکه یک سیاست بین­المللی انقلابی را اجرا نمایند، تمامی کوششان را بکارگرفتند. درحالیکه احزاب انترناسیونال دوم درباره مسئله مستعمرات تقریبأ همیشه با بورژوازی امپریالیستی خودی همراه میشدند، درمقابل بلشویک­ها برای تاسیس یک انترناسیونال سراسری واقعی اهتمام ورزیدند وخلقهای مستعمرات را به مبارزه علیه اربابان امپریالیستی­شان فراخواندند.

اگر ما امروز فاقد یک انترناسیونال انقلابی کمونیستی هستیم، با وجود کوچکی تشکیلاتمان باید بخشی ازنیرویمان را به پشتیبانی و همکاری با نیروهای ضدامپریالیستی درکشورهای وابسته متمرکز نمائیم بخصوص درکشورهای نومستعمره که امپریالیسم اتریش درآنجا نقش مهمی را بازی میکند، بعنوان مثال دربالکان. آنچه که مربوط به ساختمان سوسیالیسم میشود، لنین بارها براین نکته تاکید نموده­است که مبارزه طبقاتی درتمامی دوران گذار سوسیالیسم ادامه خواهد داشت، تا واقعأ یک جامعه بدون طبقه کمونیستی فرا روید.

درارتباط تنگاتنگ با این مسئله، مبارزه علیه بوروکراسی قراردارد که همواره ازطرف لنین بعنوان امری ضروری وتعیین­کننده برای ساختمان سوسیالیزم وممانعت از برگشت سرمایه­داری به آن اشاره شده­است(همچنین درداخل وموجودیت رسمی اتحاد جماهیرشوروی). بلشویکها خطر احیا مناسبات استثماری سرمایه­داری را بخوبی میدیدند ولی ازآنجائیکه انقلاب دردیگر کشورهای امپریالیستی درسالهای 1920 تا 1930 سربلند نکرد کمونیست­های شوروی ناچارأ تمامی کوشش خود را بیش ازگذشته به تسریع ساختمان صنعت و نوسازی کشاورزی متمرکز کردند. در اوائل سالهای 1930 „تئوری نیروهای مولدهاز طرف کمینترن(انترناسیونال کمونیستی) مطرح شد که مائوتسه تنگ علیه آن درسالهای 1960 قاطعانه موضعگیری نمود، پدیده­ای که باعث استحاله اتحادشوروی وسپس چین وسپس احیای سرمایه­داری گردید، هرچند که این مسئله رابطه­ای مستقیم­ با انقلاب اکتبر و راه آن ندارد، اشاره ما در اینجا به آن رد ادعای آنهائی است که میگویند انقلاب اکتبر شکست ­خورده­است.

نه! انقلاب اکتبرو راه اکتبر شکست نخورده­است. اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی درطول چندین دهه مشعل فروزان و راهنمای کارگران وخلقهای تحت ستم جهان بود و به آنها خدمت می­کرد. انقلاب اکتبر نشان داد که یک نظم اجتماعی بهتر امکان پذیر است هرچند که اتحاد سرمایه بین­المللی چه درگذشته و چه حال از هیچ کوششی دریغ نکرده­است تا هر شکلی ازقدرت کارگری را تخریب و سرنگون نماید. وین ژانویه 2017

تذکر: این مقاله ازنشریه انقلاب پرولتاریائی شماره 66 دسامبر 2016 گرفته شده­است. برای کسب اطلاعات بیشتر به سایت زیر مراجعه نمائید.

Proletarische Revolution – revolutionär-kommunistische Zeitung

in Österreich

prolrevol.wordpress.com

ia.rkp2017@yahoo.com – iarkp.wordpress.com

ترجمه وتکثیر<یکی ازفعالین چپ در وین اتریش >

Kontaktadresse: Iran-Rat, Amerlinghaus, Stiftgasse 8, A-1070 Wien

email:linksaktivist@gmx.at

 

1917 – 2017: DIE MENSCHHEIT BRAUCHT NEUE OKTOBERREVOLUTIONEN!

1. Januar 2017

2017_gem_erkl_oktober_de

1917 – 2017

  1. Jahrestag – Große Sozialistische Oktoberrevolution in Russland

DIE MENSCHHEIT BRAUCHT NEUE OKTOBERREVOLUTIONEN!

 

Am 7. November 1917 verkündeten die Kanonenschläge des Kreuzers Aurora auf das zaristische Winterpalais, dem Sitz der bürgerlichen Regierung, eine neue Ära in der Weltgeschichte: Die Ära der Revolutionen unter der Führung des Proletariats gegen den Imperialismus!

Der mit den Kanonenschlägen der Aurora einhergehende Sturm der ArbeiterInnen und Bauern/Bäuerinnen auf das politische Zentrum der bürgerlichen Macht war der Sturm auf die Grundfesten des verfaulten, feudal-imperialistischen russischen Imperiums. Zum ersten Mal in der Geschichte der Menschheit wurde durch den bewaffneten Aufstand unter Führung der kommunistisch-bolschewistischen Partei die zentrale Staatsmacht der Bourgeoisie zerschlagen. In Russland wurde die Macht der Werktätigen, die Diktatur des Proletariats errichtet. In Folge der Oktoberrevolution in Russland, wuchs aus den Trümmern der alten Gesellschaft, im harten Bürgerkrieg gegen die von vielen imperialistischen Staaten unterstützte Reaktion, die Union der sozialistischen Sowjetrepubliken. Ein Sechstel der Erde wurde der imperialistischen Ausbeuterordnung entrissen! Ein Sechstel der Erde wurde von der Herrschaft des Kapitals befreit und wurde rot! Der Rote Stern über dem Kreml leuchtete seit dem 7. November* 1917 für alle Entrechteten, Ausgebeuteten, Unterdrückten der Erde auf dem Weg zur Befreiung, dem Weg der proletarischen Weltrevolution. Der rote Stern leuchtete dann auch den Partisan/innen und der Roten Armee bei der Zerschlagung des Hitlerfaschismus.

Der rote Stern verlor Jahrzehnte später seinen Glanz und verrostete durch die vollständige Machtübernahme der Revisionisten. Die Diktatur des Proletariats wurde durch die Diktatur einer neuen bürokratisch-technokratischen Staatsbourgeoisie abgelöst. Das ändert aber nichts an der Tatsache:

Der 7. November 1917 ist für die ganze Menschheitsgeschichte ein herausragendes, für die Zukunft der Menschheit wegweisendes Datum. Die Bourgeoisien aller Länder haben alles getan und werden weiter alles tun, um die Erinnerung an den großen, den Weg zeigenden Sieg des Proletariats Russlands vergessen zu lassen- oder zu diffamieren.

Alle klassenbewussten ArbeiterInnen, alle werktätigen Menschen die die herrschenden Zustände satt haben werden zum 100. Jahrestag der großen Oktoberrevolution sich an diese historische Tat des Proletariats Russlands erinnern in dem sie den eigenen Kampf gegen die imperialistische Barbarei heute intensivieren. Sie werden die wegweisenden Lehren der großen Oktoberrevolution sich zu eigen machen und bewaffnet mit diesen Lehren, das durch die revisionistische Konterrevolution unterbrochene Werk weiterführen.

 

Oktoberrevolution: Aufruf  zum Aufstand gegen herrschende Zustände

Wie waren die herrschenden Zustände in der Welt und in Russland vor der Oktoberrevolution? Die imperialistische Welt befand sich in einem der blutigsten Kriege der Weltgeschichte, im Ersten Weltkrieg. Ein Krieg, der zwar im Namen der „Vaterländer“, der Ehre, der „Unabhängigkeit“, der ,„Demokratie“, der „Freiheit“ und auch im Namen „Gottes“, „Allahs“ etc., geführt wurde, der aber nichts anderes war, als eine Metzelei der Völker für eine Neuaufteilung der Welt unter den imperialistischen Großmächten. Überall Hunger, Elend, Tod, erzwungene Flucht und Völkermord –  für die Völker.

Die durch Propaganda der Bourgeoisien geschürte patriotisch-nationalistische Begeisterung der Werktätigen verflog im Laufe der harten Kriegsjahre. Nach und nach erlebten die in Soldatenuniformen gepressten Arbeiter und Werktätigen, wofür sie als Kanonenfutter verwendet wurden: Für die Interessen der eigenen Bourgeoisie. Nach und nach setzte sich die von den Bolschewiki in Russland von Anfang an verfochtene Wahrheit in den Köpfen der Werktätigen fest: Dieser Krieg ist ein imperialistischer Krieg gegen die Völker. In jedem imperialistischen Land steht der Hauptfeind im eigenen Land. Es ist die eigene Bourgeoisie. Wer den Frieden will, muss vor allem gegen die eigene Bourgeoisie kämpfen, die Waffen gegen die eigene Bourgeoisie richten, und die Macht der Bourgeoisie durch die bewaffnete Revolution des Proletariats brechen. Der einzige Weg für einen gerechten und bleibenden Frieden ist die Revolution. Alles andere ist reformistischer Quark.

Die Oktoberrevolution zerschlug die nach dem Sturz des Zarenregimes im Februar 1917 nur 8 Monate währende Herrschaft der bürgerlichen Kerenski-Regierung. Diese hatte nach ihrer Machtübernahme an der Kriegsbeteiligung Russlands am Weltgemetzel, nun im Namen der Verteidigung der Revolution, festgehalten.

Eines der ersten Dekrete der neuen Sowjetmacht war das „Dekret über den Frieden“. Es  verkündete das Ende des Kriegs seitens Russlands als Kriegspartei. Die Arbeiter und Werktätigen aller Nationalitäten an den Fronten wurden zur Beendigung der Kamphandlungen und Verbrüderung über die Schützengräben hinweg aufgerufen. Alle geheimen Verträge des Zaren- und bürgerlichen Russlands mit anderen imperialistischen Mächten wurden veröffentlicht sowie alle kriegsführenden, bürgerlichen Regierungen zu sofortigem Waffenstillstand und  zu Friedensverhandlungen ohne jede Annexion aufgerufen. Den Soldaten aus allen Ländern wurde durch die Revolution in Russland in der Praxis gezeigt: Frieden ist möglich, durch die Revolution gegen die eigene Bourgeoisie. Die Oktoberrevolution war ein Aufruf für Frieden, ein Aufruf für bewaffnete Revolutionen gegen die herrschenden Zustände.

Mit welchen herrschenden Zuständen sind die ArbeiterInnen und Werktätigen aller Länder heute im Jahre 2017 konfrontiert? Überall auf der Welt werden Kriege geführt, im Namen der Freiheit, Demokratie, zum Schutz der westlichen Lebensweise, im Namen der Unabhängigkeit, im Namen des Kampfes gegen den Terrorismus, im Namen Allahs etc. Die Vernichtungskraft der Waffen, die heute in Kriegen verwendet werden, sind ein Vielfaches dessen was vor 100 Jahren da war. Aber Millionen von Menschen fliehen vor Kriegen. Auf der einen Seite existiert ein enormer Reichtum an Gütern, die von den Werktätigen produziert werden, auf der anderen Seite herrscht aber nach wie vor das vermeintliche „Schicksal“, von Hunger und Elend für Milliarden von Menschen, während nicht einmal ein 1% der Weltbevölkerung über die Hälfte des Gesamtreichtums besitzt. Hinzu kommt noch die brutale Vernichtung der Lebensgrundlagen überhaupt durch die von der kapitalistischen Produktionsweise verursachten Umweltschäden. Das bedeutet heute für alle Ausgebeuteten und Unterdrückten, es gibt mehr als genug Gründe, um den auch heute, vielleicht heute mehr denn je, gültigen Aufruf der Oktoberrevolution zu hören: Steht auf gegen die herrschenden Zustände! Wirkliche Veränderung ist möglich: Nur durch die proletarische Revolution.

 

Oktoberrevolution: Alle Rechte den ArbeiterInnen und Werktätigen

„Die Sowjetordnung ist das Höchstmaß an Demokratismus für die Arbeiter und Bauern, und zugleich bedeutet sie den Bruch mit dem bürgerlichen Demokratismus und die Entstehung eines neuen, weltgeschichtlichen Typus der Demokratie, nämlich: des proletarischen Demokratismus oder der Diktatur des Proletariats. Mögen uns die Hunde und Schweine der sterbenden Bourgeoisie und der hinter ihr einhertrottenden kleinbürgerlichen Demokratie mit einem Schwall von Flüchen, Beschimpfungen und Verhöhnungen wegen unserer Misserfolge und Fehler beim Aufbau unserer Sowjetordnung überschütten. Wir vergessen keinen Augenblick, dass bei uns wirklich viele Misserfolge vorgekommen sind und Fehler gemacht werden. Als ob es bei einem so neuen, für die ganze Weltgeschichte neuen Werk, wie der Schaffung eines noch nie da gewesenen Typus der Staatsordnung, ohne Misserfolge und Fehler abgehen könnte! Wir werden unbeirrt kämpfen für die Korrektur unserer Misserfolge und Fehler, für die Verbesserung der von Vollkommenheit sehr, sehr weit entfernten Art und Weise, in der wir die Sowjetprinzipien auf das Leben anwenden. Aber wir können mit Recht stolz darauf sein und sind stolz darauf, dass uns das Glück zuteil geworden ist, den Aufbau des Sowjetstaates zu beginnen und damit eine neue Epoche der Weltgeschichte einzuleiten, die Epoche der Herrschaft der neuen Klasse, die in allen kapitalistischen Ländern unterdrückt ist und die überall zu neuem Leben, zum Sieg über die Bourgeoisie, zur Diktatur des Proletariats, zur Erlösung der Menschheit vom Joch des Kapitals, von den imperialistischen Kriegen vorwärts schreitet.“ (Lenin, „Zum 4. Jahrestag der Oktoberrevolution“, Werke Bd. 33, S. 31-35)

Die ersten Dekrete der Sowjetmacht enteigneten das Großkapital und die Großgrundbesitzer. Die Diktatur des Proletariats nahm die gesellschaftliche Produktion in die Hand. Die Diktatur war gegen die alten Ausbeuter der kapitalistischen Gesellschaft gerichtet. Ihre Umsturzversuche wurden rigoros und gewaltsam unterdrückt. Die Diktatur des Proletariats sicherte gleichzeitig breiteste Demokratie für die werktätigen Menschen. In den Arbeiter- Soldaten und Bauernsowjets (Räte) organisierten sie sich und nahmen den Aufbau des Landes in ihre eigenen Hände, unter den brutalsten Bedingungen von Bürgerkrieg und imperialistischer Intervention. Die demokratische, kollektive Organisierung der arbeitenden Menschen in allen Lebensbereichen, ihre direkte Einbeziehung in die Organisierung der Produktion und in die revolutionär-demokratische Umgestaltung der Gesellschaft, die völlige Gleichberechtigung der Frau und der Kampf gegen die Männerherrschaft (Patriarchat), das Recht auf einen Arbeitsplatz, der 6-Stundentag, Arbeitssicherheit, ausreichender Urlaub, Erholungsmöglichkeiten, qualifizierte Bildung, Volksjustiz, Kultur für alle, die Rechte der Kinder und ihre gesellschaftliche Erziehung, die medizinische Versorgung, die Vergesellschaftung der Hausarbeit, die demokratische Debatte der politischen und gesellschaftlichen Fragen – bereits in den 1930er Jahren hatte die sozialistische Sowjetunion im Alltag alle hochentwickelten kapitalistischen Länder überholt. Die Bedürfnisse der werktätigen Menschen, die materiellen wie die ideellen – das war das bestimmende Ziel in der Politik. Natürlich konnte die Rückständigkeit nicht auf einen Schlag beseitigt werden, so war z.B. die Wohnungsfrage noch in den 1930er Jahren ein massives Problem. Aber das rasante Entwicklungstempo, die geleisteten Aufbauarbeiten, der erreichte Lebensstandard der Menschen bewiesen tagtäglich die Überlegenheit des Sozialismus.

Die bürgerliche Propaganda unterschlägt in all ihren Verdammungen des Sozialismus in der Sowjetunion genau diese Themen. Denn darauf haben sie keine Antworten. Umso mehr ist es unsere Aufgabe als KommunistInnen das konkrete Wissen über diese Aufbauleistungen, über die vielfältigen Erfahrungen in der Schaffung einer neuen Gesellschaft, lebendig zu machen. Die ArbeiterInnen und werktätigen Menschen  sind heute in den kapitalistischen Gesellschaften nicht zufrieden mit dem was ist. Aber auf der Suche nach der Alternative gibt es die geballte Medienhetze und bürgerliche Propaganda, die die Hirne und Herzen verkleistert. Es kommt darauf an die Alternative der russischen Revolution zur Diskussion zu stellen und mit den Erfahrungen, den positiven wie den negativen, den Kampf für eine neue Gesellschaft hier und heute zu führen.

 

Oktoberrevolution: Vollständige Gleichberechtigung aller Nationalitäten

Die Oktoberrevolution hat in Russland, das ein Völkergefängnis war, für die Befreiung der geknechteten Nationalitäten den bürgerlichen Nationalismus und Chauvinismus durch den proletarischen Internationalismus in der Praxis ersetzt. Sie hat hiermit eine epochale Veränderung eingeleitet. Schon am ersten Tag der Revolution wurde „gleiches Recht für alle Nationalitäten“ und das Recht der Nationen auf „nationale Selbstbestimmung bis zum Recht auf Lostrennung“ verkündet. Die Sowjetunion war der erste Staat, in dem sich wirklich gleichberechtigte und freie Völker, auf ihren eigenen Wunsch hin, in einer Union von gleichberechtigten Republiken und autonomen Gebieten zusammenfanden. Finnland hatte sich per Volksentscheid zur staatlichen Lostrennung entschlossen und der bolschewistische Staat hat dieser, ohne Wenn und Aber, zugestimmt. Im alltäglichen Leben konnten alle Nationalitäten ihre Sprache und Kultur leben.

Rassismus, Chauvinismus und Antisemitismus wurden aktiv bekämpft. Die Oktoberrevolution hat in der Praxis gezeigt, dass der Sozialismus die einzige wirkliche Alternative zur rassistisch-chauvinistischen Barbarei der Imperialisten ist. Sie hat bewiesen, dass die wirkliche Lösung der nationalen Frage erst durch die proletarische Revolution möglich ist. Die Oktoberrevolution hat unter Beweis gestellt, „dass die Gleichberechtigung der Nationen nicht gewährleistet werden kann, solange das Kapital herrscht, solange Privateigentum an den Produktionsmitteln besteht und solange es Klassen gibt; dass es eine Gleichberechtigung der Nationen ebenso wenig geben kann, wie eine Zusammenarbeit zwischen den arbeitenden Massen der Nationen, solange die Macht des Kapitals fortbesteht, solange um den Besitz der Produktionsmittel gekämpft wird.“ (Stalin, „Der X. Parteitag der KPR(B)“, Bd. 5, S. 33)

Eine aktuell wichtige Erfahrung der Oktoberrevolution ist, dass der nationale Befreiungskampf nur zur wirklichen Befreiung führt, wenn die politische Leitung des nationalen Befreiungskampfes in den Händen der Arbeiterklasse liegt. Ansonsten ist es unausweichlich, dass die Errungenschaften des Kampfes nach und nach an die Bourgeoisie verloren gehen. Die Entwicklungen in den 1950-60-70er Jahren des vorigen Jahrhunderts, in den vom Joch des Kolonialismus befreiten Ländern Afrikas, Lateinamerikas und Asiens, beweisen das eindeutig. Das ist heute angesichts vieler nationaler Kämpfe in der Welt besonders aktuell.

 

Oktoberrevolution: Aufklärung statt religiöser Reaktion

Religion, „..der Seufzer der bedrängten Kreatur, das Gemüt einer herzlosen Welt, … der Geist geistloser Zustände… Opium des Volkes“,(Marx, „Zur Kritik der hegelschen Rechtsphilosophie“, MEW 1, S.378), wird von der Bourgeoisie nach wie vor, geschickt gegen die Arbeiterklasse und die Völker eingesetzt.

Die Völker werden auch mittels der Religion und Konfession angestachelt sich gegenseitig zu schlachten. Heutzutage werden fanatisch religiöse islamistische Scharia-Organisationen wie  der IS, Taliban, Al Qaida, Al Shabab etc., von den Imperialisten aller Couleur zum „Hauptfeind der Menschheit“, zum „Feind der (westlichen) menschlichen Werte, Lebensweise , und Kultur“ deklariert. Alle Imperialisten, ob westlich oder östlich, führen ihre Kriege um die Neuaufteilung der Welt, im Namen des Kampfes gegen die „unmenschlichen, islamistische Terroristen“. Dabei sind diese Organisationen letztendlich  nichts als ein Produkt der imperialistischen Politik, die die Völker unterjocht und im Konkurrenzkampf mit anderen Imperialisten religiöse-nationalistische „Befreiungsorganisationen“ schafft oder unterstützt. Al Qaida ist zum Beispiel als solche entstanden gegen die Besetzung Afghanistans durch die russischen Sozialimperialisten, und zwar mit tatkräftiger , direkter Unterstützung des US-Imperialismus, durch die CIA. Der IS, der heute als das Bösewicht überhaupt gilt, entstand im Kampf gegen die Besetzung Iraks durch die westlichen Imperialisten. Ihr Terror unterscheidet sich vom Terror der Imperialisten nur durch ihre verwendeten Terrormittel. Die Religion oder Konfessionszugehörigkeit ist ein  verbindendes  Element des Kampfes gegen die Besetzung, Unterjochung und Versklavung. Es ist „das Gemüt der herzlosen Welt“, in das sich die „bedrängten Kreaturen“ begeben. Wenn solche religiösen Organisationen anfangs direkt von den Imperialisten als Werkzeug geschaffen werden, werden sie irgendwann sich ihrer direkten Kontrolle entziehen. Aber auch wenn sie nicht unter deren direkter Kontrolle stehen, werden sie als Begründung neuer, brutalerer Kriege gegen die unterdrückten Völker im Zuge des Kampfes für Neuaufteilung instrumentalisiert. Wie es aktuell in Syrien, Irak, in Mali, in Kenia etc. der Fall ist. Das bedeutet, der Kampf der Imperialisten gegen den religiösen Fanatismus ist nichts als eine Heuchelei.

Wie gegen religiöse Reaktion gekämpft werden kann, das zeigte uns die Oktoberrevolution in der Praxis. Der proletarische Staat hat nach der Oktoberrevolution, die Religion zur Privatangelegenheit erklärt, Aufklärungskampagnen über die wirkliche Funktion der Religion organisiert, religiöse Institutionen aktiv bekämpft und entmachtet. Parallel dazu hat er verhindert, dass unterschiedliche Religionen und Konfessionen sich gegenseitig bekriegen und unterdrücken. Damit wurde verhindert, dass religiöse und konfessionelle Unterschiede zum Hemmnis für das friedliche Zusammenleben der Völker sind. So wie die Oktoberrevolution bewiesen hat, dass die tatsächliche Lösung der nationalen Frage durch die Revolution unter Führung des Proletariats verwirklicht wird, hat sie in der Frage der Religion die vollständige Trennung von Religion und Staat vollzogen, die kein einziger bürgerlicher Staat in der Praxis durchführt, weil das seinen Ausbeuterinteressen widerspricht. Sie hat die Religion zu einer Privatangelegenheit der/ des Einzelnen gemacht. „Man nehme die Religion oder die Rechtlosigkeit der Frau oder die Unterdrückung und Nichtgleichberechtigung der nichtrussischen Nationalitäten. All dies sind Fragen der bürgerlich-demokratischen Revolution. Die Banausen der kleinbürgerlichen Demokratie haben acht Monate lang darüber geschwätzt; es gibt unter den fortgeschrittensten Ländern der Welt kein einziges, wo diese Fragen in bürgerlich-demokratischer Richtung vollständig gelöst wären. Bei uns sind sie durch die Gesetzgebung der Oktoberrevolution vollständig gelöst. Wir haben gegen die Religion wirklich gekämpft und tun es nach wie vor.“ (Lenin, „Zum vierten Jahrestag der Oktoberrevolution“, Bd. 33, S. 33)

 

Oktoberrevolution: Entscheidende Rolle der Bolschewistischen Partei

Um die imperialistische Barbarei historisch zu begraben, die proletarische Revolution zu verwirklichen und den Sozialismus aufzubauen, ist heute die wichtigste Aufgabe die Schaffung von wirklich marxistisch-leninistischen, wahrhaft bolschewistischen Parteien, die die ArbeiterInnen und Werktätigen unter ihrer Führung vereinigen. Eine grundlegende Vorbedingung der Oktoberrevolution war, dass die ArbeiterInnenklasse in dieser Revolution von einer kommunistischen Partei geleitet wurde. „Nur eine Partei, wie die Partei der Bolschewiki, genügend kühn um das Volk zum entscheidenden Sturmangriff zu führen, und genügend umsichtig um alle und jegliche Klippen auf dem Wege zum Ziele zu umgehen, nur solch eine Partei war imstande, mit derartigem Können so verschiedenartige revolutionäre Bewegungen zu einem einheitlichen revolutionären Strom zu vereinigen, wie die allgemein demokratische Bewegung für den Frieden, die bäuerlich demokratische Bewegung für die Besitzergreifung der Gutsbesitzländereien, die nationale Befreiungsbewegung der unterdrückten Völker für nationale Gleichberechtigung und die sozialistische Bewegung des Proletariats für den Sturz der Bourgeoisie, für die Errichtung der Diktatur des Proletariats.“ (Stalin, „Geschichte der KPdSU(B)“, Bd. 15 , S. 266)

Selbstverständlich ist eine solche Partei nicht im Oktober 1917 vom Himmel gefallen. Sie wurde im internationalen Kampf gegen die reformistische, klassenversöhnlerische und nur auf den Parlamentarismus ausgerichtete Tradition des Opportunismus der II. Internationale, als Vorhutorganisation der Arbeiterklasse, geschaffen. Sie entwickelte sich vor der Revolution in den Kämpfen der Arbeiterklasse in Russland. Sie war das Ergebnis der von Anfang an bewussten politischen Arbeit der Marxisten, die Arbeiterbewegung mit dem Sozialismus zu vereinigen. Sie wurde aufgebaut da, wo die Arbeiterklasse war: In der Produktion und in den Fabriken. Ihre organisatorische Struktur war in Betriebszellen verankert, so dass sie die einzig wirkliche Partei der Arbeiterklasse war. Sie hat die Millionenmassen mit der revolutionären Theorie der marxistischen Wissenschaft ausgerüstet, und zu revolutionäre Positionen geführt. Sie hat mit einer klaren politischen Linie vermocht den Puls der Massen zu fühlen und zu jeder Zeit die Massen in der Revolution und beim Aufbau des Sozialismus unter der Diktatur des Proletariats richtig zu leiten und sich mit ihnen untrennbar zu verbinden.

Heute am 100. Jahrestag der Oktoberrevolution zeigt sich vor allem das weitgehende Fehlen solcher in der ArbeiterInnenklasse fest verankerter Kommunistischer Parteien für den Sieg der proletarischen Weltrevolution.

Die Sache der Befreiung des Proletariats stellt den MarxistInnen-LeninistInnen auf der ganzen Welt die dringende Aufgabe, da wo es noch keine gibt, und da wo sie noch relativ schwach sind, Parteien neuen Typs, wie die bolschewistische Partei Lenins und Stalins, aufzubauen. Auch heute sind Kommunistische Parteien notwendig, um dem ideologischen Trommelfeuer vom „Ende des Kommunismus“ entgegenzutreten, die ArbeiterInnen und werktätigen Massen wieder für den Kommunismus zu gewinnen und zu neuen Oktobern vorwärts zu schreiten!

Die Schwäche der marxistisch-leninistischen Bewegung bringt mit sich, dass viele jungen Menschen, die sich nach „einer anderen Welt“ sehnen, ihre Hoffnungen in national-bürgerliche Bewegungen setzen, die teils sogar im Namen der Religion „den Sozialismus des 21. Jahrhunderts“ predigen. Andere haben alle Hoffnung aufgegeben und traben im Namen der Demokratie, Menschenrechte etc. ihren „eigenen“ Imperialisten hinterher.

Andererseits: Heute wo der Imperialismus internationaler agiert als je zuvor, wo das Finanzkapital weltumspannender ist als je zuvor und die Angriffe der Imperialisten auf die Arbeiterklasse und unterdrückten Völker verstärkt werden, sind die objektiven Bedingungen für eine Vereinigung der ArbeiterInnen und werktätigen Massen mit ihren Klassengeschwistern über alle nationalen und Staatsgrenzen hinweg, reifer als je zuvor. Auch die Welt ist heute, was die objektiven Grundlagen für Sozialismus, Kommunismus betrifft, viel reifer als je zuvor. Es ist in der heutigen Welt objektiv möglich, tatsächlich eine vereinigte Weltwirtschaft zu schaffen, in der alle Menschen nach ihren Fähigkeiten beitragen, und alle nach ihren Bedürfnissen an den geschaffenen Reichtümern partizipieren könnten. Wir müssten nur die Produktionsmittelbesitzer enteignen! Wir müssten der Gesellschaft zurückgeben, was der Gesellschaft gehört. Wir müssten alle wichtigen Produktionsmittel vergesellschaften und die Ausbeutung unmöglich machen. Kurz die Ausgebeuteten und Unterdrückten werden, an dem Werk, das mit der Oktoberrevolution begonnen wurde, anknüpfen und weiterkämpfen.

Obgleich die objektiven Bedingungen für die Revolution günstig sind, handelt heute die große Mehrheit der ArbeiterInnen und werktätigen Massen nicht gemäß ihrer eigenen Interessen.

 

Aus diesem Grund ist es die Aufgabe der KommunistInnen, den subjektiven Faktor auf die Höhe der objektiven Möglichkeiten zu heben. In allen Ländern müssen marxistisch-leninistische bzw. Organisationen die kommunistische Parteien aufbauen durch unermüdliche Agitation und Propaganda die Arbeiterklasse und die werktätigen Massen unter der Kommunistischen Fahne vereinigen, und auf internationaler Ebene für eine Vereinigung aller revolutionären Kräfte auf einer marxistisch-leninistischen Plattform kämpfen!

Das ist die grundlegende Tagesaufgabe!

Parallel dazu ist auch die Vereinheitlichung des praktischen Kampfes der revolutionären und kommunistischen Organisationen notwendig. Ein Instrument der praktischen Zusammenarbeit der marxistisch-leninistischen, revolutionären Organisationen und Parteien ist heute bereits ICOR.

Die imperialistische Barbarei wird durch neue Oktober auf den Müllhaufen der Geschichte geworfen werden.

 

Lernen vom Oktober !

Die Alternative steht nach wie vor: Sozialismus oder Untergang in der Barbarei! Es hat sich viel geändert seit dem Jahr 1917, dem Sieg der Oktoberrevolution.

Der Imperialismus ist trotz der Niederlage im Roten Oktober, und trotz der Siege der Völker nach dem zweiten Weltkrieg nicht zusammengebrochen. Durch die Revolutionen verlorenes Terrain hat er vor allem durch die Hilfe der Revisionisten, die verbürgerlichten Technokraten und Bürokraten in der ehemals sozialistischen Sowjetunion und den Volksdemokratien – darunter China, wieder zurückgewonnen. Heute gibt es keinen Staat auf der Welt, in der eine sozialistische oder Volksmacht unter Führung des Proletariats an der Macht ist. Der Kapitalismus herrscht wieder wie vor dem ersten Weltkrieg in der ganzen Welt. Er hat sich überlebensfähiger als gedacht gezeigt.

In den letzten hundert Jahren hat sich auch klar gezeigt, dass die Überwindung des kapitalistischen Imperialismus durch Reformen völlig illusorisch ist und die Bourgeoisie  zum Faschismus greift, wenn sie ihre Macht tatsächlich bedroht sieht.

Auch der Umfang und die Internationalisierung des Kapitals haben seit hundert Jahren enorm zugenommen. Die Monopolisierung ist enorm vorangeschritten. Aber das Wesen des Imperialismus hat sich nicht verändert, die grundlegenden Widersprüche wirken weiter und verschärfen sich immer mehr.

Nach wie vor ist der Nationalstaat die Hauptform der Organisierung der kapitalistischen Gesellschaften.

Nach wie vor gibt es in keiner Sparte der Industrie, der Landwirtschaft oder des Dienstleistungssektors ein alles bestimmendes Weltmonopol.

Nach wie vor konkurrieren verschiedene Monopole um Marktanteile auf dem imperialistischen Weltmarkt.

Nach wie vor kämpfen einzelne imperialistische Staaten – in verschiedenen Koalitionen – gegeneinander, um die Interessen der eigenen Bourgeoisie durchzusetzen.

Nach wie vor kämpfen imperialistische Großmächte um die Welthegemonie. Nach wie vor leben wir in der Ära des Imperialismus und seine einzige Alternative ist die proletarische Weltrevolution, der Sozialismus.

Imperialismus bedeutet Rassismus, Chauvinismus, Faschismus, Reaktion, Männerherrschaft, gnadenlose Ausbeutung und Ausplünderung der Natur. Imperialismus ist die Zukunftslosigkeit der werktätigen Jugend. Die maßlose Ausplünderung der Natur getrieben durch das Streben nach Maximalprofit hat heutzutage die Welt an den Rand einer Klimaveränderung gebracht, die katastrophale Folgen mit sich bringt. Alles zeigt: Imperialismus ist BARBAREI, und er bringt die Welt zu einem Zusammenbruch in der Barbarei, falls er nicht durch Revolutionen unter Führung des Proletariats aufgehalten wird.

Die Oktoberrevolution gegen das ganze System des Imperialismus, das ist die einzige Alternative zur imperialistischen Barbarei.

Die Revolution unter Führung des Proletariats, und der Aufbau des SOZIALISMUS ist unsere Option.

Am 100. Jahrestag der Oktoberrevolution muss diese Tatsache in das Zentrum unserer Kampagne gestellt und dafür gekämpft werden. Wir müssen kämpfen, noch entschlossener, noch bewusster, noch organisierter, noch stärker!

Vorwärts zum sozialistischen Kampf gegen die imperialistische Barbarei!

 

ORGANISIERT KOMMUNISTISCHE PARTEIEN NACH DEM VORBILD DER BOLSCHEWIKI!

VORWÄRTS ZU NEUEN OKTOBERN !

VORWÄRTS ZUR PROLETARISCHEN WELTREVOLUTION!

ENTWEDER OKTOBERREVOLUTIONEN UND SOZIALISMUS ODER UNTERGANG IN DER IMPERIALISTISCHEN BARBAREI!

DIE ERDE WIRD ROT!

 

  1. Januar 2017

 

 

BOLSCHEWISTISCHE INITIATIVE DEUTSCHLAND – BI

BOLŞEVİK PARTİ (KUZEY KÜRDİSTAN/TÜRKİYE) – BP (KK/T)

INITIATIVE FÜR DEN AUFBAU EINER KOMMUNISTISCHEN PARTEI ÖSTERREICH – IAêRKP

KOMMUNISTISCHE AKTION – MARXISTISCH-LENINISTISCH Österreich – KOMAK – ML

 

 

 

1917-2017: İNSANLIĞA YENİ EKİMLER GEREK!

1. Januar 2017

 

1917-2017

Rusya’da Büyük Sosyalist  Ekim Devrimi’nin 100. Yılında:

İNSANLIĞA YENİ EKİMLER GEREK!

7 Kasım* 1917’de savaş gemisi Aurora’nın burjuva hükümetinin merkezi konumunda olan çarlığın Kışlık Sarayı’na yönelen top atışları dünya tarihinde yeni bir çağın başladığını ilan ediyordu:  Emperyalizme karşı proletarya önderliğinde devrimler çağı!

Bu top sesleri  ile birlikte başlayan işçilerin-köylülerin burjuva iktidarının siyasi merkezine  yönelen saldırısı,  içinden çürümüş olan  feodal emperyalist Rus imparatorluğunun temellerine yönelik bir saldırı idi. Dünya tarihinde ilk kez  Bolşevik/komünist önderlik altında gerçekleştirilen bir silahlı ayaklanma ile burjuvazinin merkezi devlet iktidarı  yerle bir edildi. Rusya’da emekçilerin iktidarı, proletarya diktatörlüğü kuruldu. Ekim Devrimi ertesinde bir çok emperyalist devletin doğrudan desteklediği  karşı devrimci güçlere karşı yürütülen zorlu bir iç savaş sürecinde, eski toplumun yıkıntıları üzerinde Sovyet Sosyalist Cumhuriyetler Birliği yaratıldı. Dünyanın altıda biri emperyalist sömürü sisteminden koparıldı, dünyanın altıda biri sermayenin egemenliğinden kurtarıldı; dünyanın altıda biri kızıllaştı! 7 Kasım 1917’den itibaren Kremlin üzerinde parlayan Kızıl Yıldız, dünyada bütün haksızlığa uğrayanlara, yerkürenin bütün ezilen ve sömürülenlerine kurtuluşun yolunu, proleter dünya devriminin yolunu aydınlattı. Hitler Faşizminin yerle bir edilmesinde Partizanların ve Kızıl Ordunun yolunu aydınlatan da de bu kızıl yıldızdı.

Bu Kızıl Yıldız’ın onlarca yıl  sonra revizyonistlerin iktidarı bütünü ele geçirmesiyle yol gösteren parlaklığını yitirdi, paslandı. Proletarya diktatörlüğünün yerini yeni bürokrat-teknokrat devlet burjuvazisinin diktatörlüğü aldı. Fakat bu şu olguyu ortadan kaldırmaz:

7 Kasım 1917 bütün insanlık tarihi açısından onurlu, insanlığın geleceğine ışık tutan, yol gösteren, çığır açan bir tarihtir.

Bütün ülkelerin burjuvazileri Rusya proletaryasının büyük ve yol gösteren büyük zaferinin anısının unutulması veya karalanması için elinden gelen her şeyi yapmıştır  ve yapmaya devam etmektedir.

Bütün ülkelerin sınıf bilinçli işçileri, egemen olan durumlardan rahatsızlık duyan  bütün emekçi insanlar, Büyük Ekim Devrimi’nin 100. yıldönümünde Rusya proletaryasının tarihi önemdeki eylemini emperyalist barbarlığa karşı bugünkü  mücadelelerini yoğunlaştırarak anacaktır. Onlar Büyük Ekim Devrimi’nin yol gösteren öğretilerine sahip çıkarak, bu öğretilerle silahlanarak, Ekim Devrimi’nin  revizyonist karşı devrim tarafından kesintiye uğratılan eserini tamamlamak için yola devam edecektir.

Ekim Devrimi –  Egemen Durumlara Karşı İsyan Çağrısı

Ekim Devrimi öncesinde Rusya’da egemen durumlar nasıldı?  Emperyalist dünya insanlık tarihinin o güne kadar yaşadığı en kanlı savaşlardan biri, Birinci Dünya Savaşı içindeydi. Halklara  bu savaş,“ Anavatan”lar, “Onur” “Bağımsızlık” “Demokrasi” “Özgürlük” ve evet “Tanrı” “Allah” adına yürütüldüğü söyleniyordu. Fakat gerçekte bu savaş dünyanın emperyalist büyük güçler arasında yeniden paylaşılması dalaşında halkların birbirine kırdırılmasından başka bir şey değildi. Her yanda yoksulluk, açlık, ölüm, zoraki göç ve halkalara karşı soykırımlar gündemde idi.

Zorlu savaş yılları içinde, burjuvazinin savaş başında propaganda yalanları ile oluşturmayı başardığı ve onun sayesinde emekçileri kendi kuyruklarına takabildiği milliyetçi-yurtsever savaş yanlısı hava dağılmıştı. Sırtlarına asker üniformaları geçirilmiş işçi ve köylüler her geçen gün daha açıklıkla şu çıplak gerçeği görmeye başlamıştı: Onlar burjuvazilerin savaşında “kendi” burjuvazilerinin çıkarları için kullanılan araçtılar. Her geçen gün giderek daha fazla  Rusyalı Bolşeviklerin en başından itibaren savundukları  şu gerçek işçilerin, emekçilerin  bilinçlerinde belirleyici hale geldi: Bu savaş halklara karşı emperyalist bir savaştır. Her emperyalist ülkede baş düşman ülkenin içindedir. O kendi burjuvazimizdir. Barış isteyen herkes, öncelikle  kendi burjuvazisine  karşı mücadele etmelidir, silahları kendi burjuvazisine karşı yöneltmelidir ve burjuvazinin iktidarını proletaryanın silahlı devrimi ile paramparça etmelidir. Gerçek ve kalıcı barış için tek yol devrimdir. Bunun dışındaki her şey reformist safsatadır.

Ekim devrimi,  çarlığı deviren 1917 Şubat devrimi ertesinde merkezi iktidarı ele geçiren ve savaşı –bu kez devrimi koruma adına- sürdürmekte ısrar eden burjuvazinin sekiz ay süren Kerenski hükümeti iktidarını yıktı. Sovyet iktidarının ilk kararnamelerinden biri Barış Kararnamesi idi. Bu kararnamede Rusya’nın artık savaş tarafı olmadığı, Rusya’nın savaştan çıktığı açıklanıyordu. Cephede savaşan bütün milliyetlerden  işçiler ve emekçiler derhal ateşkese ve siperlerde kardeşleşmeye çağrılıyordu. Çarlığın ve burjuva iktidarın yaptığı bütün gizli anlaşmalar yayınlanıyor; savaş tarafı olan  bütün burjuva devletler derhal ateşkese ve ilhaksız barış için görüşmelere başlamaya çağrılıyordu. Rusya’daki Ekim Devrimi’yle bütün ülkelerin askerlerine şu gerçek pratik olarak gösteriliyordu:  Barış, kendi burjuvazimizi devrim yoluyla yıktığımızda, mümkündür. Ekim Devrimi barışa, egemen durumları silahlı devrimle yıkmaya çağrı idi.

Bugün 2017 yılında bütün ülkelerin işçileri ve emekçilerinin karşılaştığı egemen durumlar nasıl? Her yerde özgürlük adına, demokrasi adına, batılı hayat tarzını savunma adına, bağımsızlık adına, terörizme karşı mücadele adına, Allah adına vs. savaşlar yürütülüyor. Bugünkü savaşlarda kullanılan silahların yıkma, yok etme gücü bundan yüzyıl önceki savaşlarda kullanılanların yüzlerce misli. Milyonlarca insan savaşlar nedeniyle göç yollarında. Emekçilerin emeği ile üretilen maddi zenginlik bundan yüzyıl önceki ile karşılaştırılamayacak kadar  büyük. Fakat milyarlarca insan hâlâ açlık ve yoksulluk içinde yaşıyor  ve bunun “kader” olduğuna inandırılıyor. Buna karşı dünya nüfusunun %1’ni bile oluşturmayan küçücük bir bölümü, dünyadaki bütün zenginliğin yarısından fazlasına sahip. Bunların üstüne bir de sömürüde sınır tanımayan kapitalist üretim tarzının bir sonucu olarak doğal çevreye verilen zararların, bütün yaşam temellerini  yok etme  noktasına doğru ilerlemesi ekleniyor. Yani bugün de bütün ezilen ve sömürülenler açısından Büyük Ekim Devrimi’nin eskimeyen şu çağrısını duymak ve gereğini yapmak için yeter sebep var: Egemen durumlara karşı ayaklanın! Onları gerçekten değiştirmek mümkündür: Yalnızca proletaryanın önderliğinde  devrimler yoluyla!

Ekim Devrimi – Bütün Haklar İşçiler Ve Emekçilere

Sovyet düzeni işçiler ve köylüler için demokratizmin en yükseğidir ve aynı zamanda burjuva demokratizmiyle kopuş ve yeni evrensel önemde yeni bir demokrasi tipinin, yani proleter demokratizmin ya da proletarya diktatörlüğünün doğuşu demektir.

Bırakın can çekişen burjuvazinin ve onun kuyruğunda giden küçük-burjuva demokrasisinin köpekleri ve domuzları bizim Sovyet düzenimizi inşadaki başarısızlıklarımız ve hatalarımız yüzünden üstümüze küfün, beddua ve alay yağdırsınlar. Gerçekten birçok başarısızlıklarımız olduğunu ve hatalar yaptığımızı ve hâlâ yapmakta olduğumuzu bir an bile unutuyor değiliz. Sanki böylesine yeni, daha önce hiç görülmemiş bir tip devlet düzeninin yaratılması gibi tüm dünya tarihi için yeni bir eser, hiç başarısızlığa uğramadan ve hata yapmadan ortaya konabilirmiş gibi. Başarısızlıklarımızı ve hatalarımızı, Sovyet ilkelerini hayata uygulamada henüz mükemmel olmaktan son derece uzak halimizi düzeltmek için hiç şaşmadan mücadele edeceğiz. Fakat Sovyet devletinin kuruluşuna başlamak ve böylelikle dünya tarihinde yeni bir çağ, bütün kapitalist ülkelerde ezilen ve her yerde yeni bir hayata, burjuvaziyi yenmeye, proletarya diktatörlüğünü, insanlığın sermayenin, emperyalist savaşların boyunduruğundan kurtuluşuna doğru ilerlediği yeni sınıfın hakimiyeti çağını açmak şansı bizim olduğu için de haklı bir gurur duyabiliriz ve duyuyoruz.” (Lenin, Ekim devriminin 4. Yıldönümü, Eserler Alm. Cilt 33, sayfa 31-39; Türkçesi H.Yeşil, Ekim Devrimi Üzerine, Dönüşüm yayınları, sayfa 100-101)

Sovyet iktidarının ilk kararnamelerinde büyük burjuvazi ve büyük toprak ağaları mülksüzleştirilir. Onların mülklerine tazminatsız olarak devlet adına el konur. Proletarya diktatörlüğü topluma ait olanı topluma geri verir. Toplumsal üretimi doğrudan kendi eline alır. Kapitalist toplumun eski sömürücülerine karşı diktatörlük uygulanır. Onların iktidarlarını geri almak için tüm girişimleri acımasız bir şiddetle ezilir. Proletarya diktatörlüğü fakat aynı zamanda emekçiler için en geniş demokrasiyi güvence altına alır. Emekçi yığınlar, doğrudan demokrasinin örgütsel araçları İşçi-Köylü ve Asker Sovyetlerinde örgütlenerek ülkenin sosyalist inşası görevini, en zor iç savaş ve emperyalist müdahale şartlarında, bizzat kendi ellerine alırlar. Emekçilerin tüm yaşam alanlarında demokratik kolektif örgütlenmesi, onların üretimin örgütlenmesine ve toplumun devrimci demokratik dönüştürülmesine doğrudan katılımı, kadınlara tam hak eşitliği için erkek egemenliğine (pederşahiliğe) karşı mücadele, çalışmanın hak haline gelmesi, altı saatlik işgünü, iş güvenliği, herkes için yeterli tatil hakkı, emekçilere dinlenme ve tatil imkanı, hukukun halkın hukuku haline getirilmesi, kültürün herkese açılması, çocuk hakları, çocuk eğitiminin toplumsallaştırılması ev işinin toplumsallaştırılması herkese yaygın tıbbi hizmet sunumu, bütün siyasi/toplumsal sorunların çözümünde en geniş toplumsal tartışma… Daha 1930’lu yıllarda Sovyetler Birliği emekçilerin günlük hayatındaki kazanımlar açısından en gelişmiş kapitalist ülkeleri çoktan geçmişti. Sovyetler Birliği’ndeki politikanın temelinde çünkü kapitalist ülkelerdeki kâr ilkesinin tersine, emekçi yığınların sürekli yükselen maddi ve manevi ihtiyaçlarının azami ölçüde karşılanması ilkesi yatıyordu. Kuşkusuz Sovyet iktidarının Çarlık Rusya’sından devraldığı geriliği bir anda ve bir vuruşta aşması mümkün değildi. Örneğin 1930’lu yıllara gelindiğinde örneğin konut sorunu henüz tam olarak çözülememişti. Fakat büyük atılımlı gelişme temposu, gerçekleştirilen muazzam inşa kazanımları, emekçilerin yaşam standardında kısa sürede gelinen nokta vb. sosyalizmin üstünlüğünü herkese her gün yeniden kanıtlıyordu.

Burjuva propagandası Sovyetler Birliği’ndeki sosyalizmi lanetleme çalışmalarında tam da bu gerçeklerin üzerini bir kalemde çiziyor, bunları tartışmıyor, yok sayıyor. Bu bağlamda çünkü söyleyecek sözleri yoktur. Biz komünistlerin önünde tam da bu burjuvazi tarafından unutturulmaya çalışılan gerçekleri, Sovyetler Birliği’nde yeni bir toplum yaratma mücadelesinde kazanılan muazzam başarıları somut bilgiler temelinde, somut olarak ortaya koymak görevi duruyor. Bugünün dünyasında işçiler, emekçiler gerçekte var olandan, hayatlarından memnun değiller. Fakat var olanın alternatifleri konusundaki tartışmada yoğun medya bombardımanı ile burjuva propagandası bilinçleri ve yürekleri karartıyor. Bugün Rusya’daki devrimin derslerinin alternatifler tartışmasında bilinçlere çıkarılması, yeni bir dünya için mücadelede Rus devriminin olumlu, olumsuz derslerinden öğrenilmesi olağanüstü önemdedir.

Ekim Devrimi – Bütün Milliyetlere Tam Hak Eşitliği

Ekim Devrimi çarlık döneminde tam bir “halklar hapishanesi” olan Rusya’da ezilen ulus ve milliyetlerin kurtuluşu yönünde muazzam adımlar attı. Burjuva milliyetçiliği ve şovenizmin yerine pratikte proleter enternasyonalizmi egemen kılındı. 1917 Ekim Devrimi ulusal sorunda da çağ değiştiren bir adım oldu. Daha devrimin birinci günü, devrim hükümetinin ilk kararnamelerinden biri ulusların ayrı devlet kurmaya kadar varan kendi kaderini tayin hakkını ve tüm milliyetlere tam hak eşitliğini ilan etti. Sovyetler Birliği eşit haklara sahip ulus ve milliyetlerin eşit haklara sahip cumhuriyetler ve özerk bölgelerde gönüllü birliktelikleri temelinde kurulan ilk çok uluslu birlik devleti oldu. Finlandiya yapılan bir halk oylamasında ayrı devlet olarak yaşamaya karar verdiğinde, Bolşevik devlet bu karara itirazsız saygı gösterdi. Günlük hayatta her milliyet kendi dilini, kültürünü serbestçe yaşıyor ve geliştiriyordu. Irkçılık, şovenizm ve antisemitizme karşı aktif mücadele yürütülüyordu. Ekim Devrimi emperyalizmin ırkçı şoven barbarlığının biricik alternatifinin sosyalizm olduğunu pratikte gösterdi. O ulusal sorunun gerçek çözümünün ancak proleter devrimle mümkün olacağını gösterdi.

Ekim devrimi şu gerçeği açıkça kanıtlamıştır: “… sermaye egemen olduğu sürece, üretim araçlarında özel mülkiyet sürdükçe ve sınıflar var oldukça, ulusların eşitliği güvence altına alınamaz; sermaye iktidarı sürdükçe ve üretim araçlarına sahip olmak için savaşıldıkça, ulusların eşitliği ve ulusların emekçilerinin işbirliği sağlanamaz.” (Stalin, „RKP(B) X. PK’ne Rapor”dan ; Eserler cilt 5, s. 41, İnter Yayınları)

Ekim Devrimi’nin bugün güncel mücadele açısından çok önemli derslerinden biri, ulusal özgürlük mücadelesinin  ancak bu  mücadelenin önderliği işçi sınıfının elinde olduğunda gerçek kurtuluşa götüreceğidir. Bunun böyle olmadığı şartlarda ulusal mücadelenin kazanımlarının birer birer yitirileceği, yitirildiği emperyalist dünyanın yaşanan bir gerçeğidir.  Geçen yüzyılın 1950’li, 1960’lı yıllarında sömürgeciliğin boyunduruğundan kurtulan bir dizi Afrika ülkesindeki gelişmeler bunu net olarak göstermektedir. Bugün dünyanın birçok yerinde yürüyen ulusal mücadeleler açısından bu ders hayati önemdedir.

Ekim Devrimi – Dinci Gericilik Yerine Aydınlanma

“Ezilen yaratığın yakınması” “kalpsiz dünyanın hissiyatı … ruhsuz durumların ruhu…halkın afyonu” (Marx, Hegel’in Hukuk felsefesinin eleştirisi,  MEW cilt 1, s. 378)  olan din, dün olduğu gibi bugün de burjuvazi tarafından işçilere ve halklara karşı ustaca kullanılıyor.

Din adına, mezhep adına  halklar birbirine karşı kışkırtılıp, kırdırılabiliyor. Bugün İslam Devleti, Taliban, Al Kaida, Al Şabab vb. gibi fanatik dinci, İslamcı şeriat örgütleri, her türden emperyalistler tarafından “insanlığın baş düşmanı”  (Batılı) insanlık değerlerinin, yaşam tarzının  ve kültürün düşmanı olarak adlandırılıyor. İster batılı ister doğulu bütün emperyalistler  dünyanın yeniden paylaşılması için yürüttükleri savaşları insanlık dışı islamcı teröristlere karşı savaş yürütme adı altında yürütüyorlar. Sözü edilen bu “insanlık düşmanı” şeriatçı örgütler aslında emperyalizmin halkları ezme, kendisine tabi kılma  siyasetinin  doğrudan ürünleridir. Emperyalist güçler birbirleri ile dünya çapında girdikleri hegemonya mücadelesinde, emperyalist rakiplerine karşı savaşan dinci-ulusal “kurtuluş örgütleri” yaratmakta  veya bunları desteklemektedir. Örneğin Al Kaida Rus Sosyal Emperyalizmi’nin Afganistan’ı işgaline karşı mücadelede ,CIA’nın belgeli doğrudan desteğiyle bir dinci ulusal kurtuluş hareketi olarak ortaya çıkan ve güçlenen bir örgüttür. Bugün insanlığın baş düşmanı ilan edilen İslam Devleti (Daiş), batılı emperyalistlerin Irak’ı işgaline karşı mücadele sürecinde ortaya çıkmış bir örgüttür. Bu örgütlerin terörü, emperyalistlerin teröründen yalnızca  kullanılan terör araçları ile ayrılmaktadır. Din veya mezhep aidiyeti işgale, köleleştirmeye karşı mücadelede birleştirici bir unsur, kalpsiz dünyaya duyulan nefretin dışa vurumu, ezilen yaratığın bir yakınması olarak işlev görmektedir. Bu gibi dinci örgütler, başta emperyalistlerin desteğiyle ortaya çıksalar bile, bir süre sonra onların doğrudan kontrolünden çıkabilmektedir. Fakat doğrudan kontrolden çıktıkları durumlarda da bugünkü güç dengesinde emperyalist güçler tarafından araçsallaştırılmakta , onların dünyayı yeniden paylaşmak için  halklara karşı yürüttükleri barbarca savaşlarında gerekçe olarak kullanılmaktadırlar. Bugün Suriye’de, Irak’ta, Mali’de, Kenya’da olduğu gibi. Yani emperyalistlerin dinci fanatizme karşı savaşları bir sahtekârlıktır.

Dinsel gericiliğe karşı mücadelenin nasıl yürütüleceğini Ekim bize pratikte göstermiştir. Ekim Devrrimi’nden sonra proleter devlet dini bütünüyle “kişilere ait özel mesele” ilan etmiş, dinin gerçek işlevini ortaya koyan aydınlatma kampanyaları yürütmüş, dini kurumlara karşı aktif mücadele yürütmüş, dini kurumların iktidarını yıkmış, buna paralel olarak da çeşitli din ve mezheplerin birbirlerine baskı yapmasını engellemiştir. Böylelikle o, din ve mezhep ayrılıklarının halkların barış içinde bir arada yaşamasının engeli haline getirilmesinin önünü almıştır.

Ekim Devrimi, ulusal sorunun gerçek çözümünün proletarya önderliğindeki devrimle gerçekleşeceğini gösterdiği gibi, din konusunda da hiçbir burjuva devletin başaramadığını gerçekleştirmiş, din ve devlet işlerini birbirinden gerçekten ayırmış, dini gerçekten kişinin özel işi haline getirmiştir.

Dini ya da kadınların haktan yoksunluğunu, ya da Rus olmayan milliyetlerin baskı altında tutulmasını ve hak eşitsizliğini alalım. Tüm bunlar burjuva demokratik devrimin sorunlarıdır. Küçük burjuva demokrasisinin filistenleri sekiz ay boyunca bunun üzerine gevezelik ettiler; dünyanın en ileri ülkeleri arasında bu sorunların burjuva demokratik yönde tamamıyla çözüldüğü tek ülke yoktur. Bizde bunlar Ekim Devrimi’nin yasamasıyla tamamıyla çözülmüştür. Dine karşı gerçekten mücadele ettik ve ediyoruz.” (Lenin, „Ekim Devriminin 4. Yıldönümü“, Eserler Alm. cilt. 33, s. 33, Türkçesi, H Yeşil, Ekim Devrimi Üzerine, Dönüşüm Yayınları, s. 99)

Ekim Devrimi –  Bolşevik Partinin Belirleyici Rolü

Emperyalist barbarlığı tarihe gömmek, proleter devrimi gerçekleştirmek ve sosyalizmi inşa etmek için günün en önemli görevi işçi ve emekçileri kendi önderliğinde birleştiren  gerçek ML Partilerin, Bolşevik Partilerin yaratılmasıdır.

Ancak son taarruzda halkı yönetebilecek kadar cesur ve hedefe giden yolda en ufak bir engele takılmayacak kadar temkinli olan Bolşevik Partisi gibi bir parti, barış için genel demokratik hareket, malikane topraklarının ele geçirilmesi için yapılan köylü demokratik hareketi, ezilen ulusların milli bağımsızlık ve milli eşitlik hareketi ve burjuvaziyi devirerek proletarya diktatörlüğünü kurmaya yönelen sosyalist proletarya hareketi gibi birbirinden ayrı devrimci hareketleri tek bir ortak devrimci akımda bu denli ustaca kaynaştırabilirdi.” (SBKP(B) Tarihi – Kısa Ders, Stalin, Eserler Cilt 15, İnter Yayınları, s. 262)

Böylesi bir parti şüphesiz 1917 Ekim’inde birdenbire ortaya çıkmadı. O, uluslararası alanda İkinci Enternasyonal oportünizminin reformist-legalist geleneğine karşı amansız ideolojik mücadele içinde işçi sınıfının öncü müfrezesi olarak yaratıldı. O, devrim öncesi Rusya’sındaki işçi sınıfı mücadelesi içinde, bu mücadele temeli üzerinde gelişti. O, en başından itibaren işçi sınıfı hareketini sosyalizmle birleştirmeyi önüne temel görev olarak koyan Marksistlerin bilinçli siyasi faaliyetinin ürünü idi. O, en başından itibaren örgütsel olarak işçi sınıfı nerede ise, orada inşa edildi: Üretim içinde, fabrikalarda! Onun örgütsel yapısında temel fabrika/işletme hücreleri idi. Böylece bu parti gerçekte işçi sınıfının biricik gerçek sınıf partisi idi. Bolşevik Parti, işçi sınıfının ve emekçilerin düşmanlarına karşı devrimci mücadele içinde milyonlarca kitleyi Marksizm biliminin devrimci teorisiyle donatarak devrimci mevzilere çekti. O, berrak bir siyasi çizgiye sahipti ve proletarya diktatörlüğü döneminde sosyalizmin inşa çalışmasının her bir anında kitlelerin nabzını elinde tutmayı ve onlarla sıkıca birleşmeyi, onları  doğru bir şekilde yönlendirmeyi bildi.

Bugün Ekim Devrimi’nin 100. yıldönümünde PROLETER DÜNYA DEVRİMİnin zaferi için her şeyden önce böylesi işçi sınıfı hareketi ile kopmaz bağlar içinde olan Bolşevik Partilerin eksikliği kendisini dayatıyor. Proletaryanın kurtuluş davası her şeyden önce, bu gibi partilerin olmadığı veya çok zayıf olduğu her yerde Lenin-Stalin döneminin Bolşevik Partisi gibi yeni tipte partilerin inşa edilmesi görevini bütün dünyada Marksist-Leninistlerin önüne acil görev olarak koyuyor. Emperyalist ideoloji bombardımanıyla bugün sosyalizm ve komünizmin “tükenmiş” olduğuna, “öldüğüne” inandırılan işçi ve emekçi kitleleri yeniden komünizme kazanabilmek için yeni Ekimler yolunda ilerleyebilecek komünist partiler gerekiyor. Marsist-Leninist hareketin güncel zayıflığı sonucu bugün “bir başka dünya” isteyen, bunun mümkün olduğuna inanan birçok genç insanın bir bölümü umutlarını burjuva ulusal hareketlere bağlıyor. Bir bölümü açıkça dini kendine referans gösteren bu hareketlerin bir bölümü hatta “21. yüzyılın sosyalizmi” olarak görülüp, gösteriliyor. Bir başka bölüm kapitalizmin yıkılacağına dair bütün umutlarını yitirmiş durumda “kendi” “demokrat” emperyalistlerinin kuyruğuna takılmış, onların demokrasi, insan hakları, batı uygarlığı taşıyıcısı olduğunu savunuyor.

Diğer yandan fakat emperyalist sermayenin enternasyonalleşmesi şimdiye kadar görülmemiş boyutlara ulaşmış durumda, emperyalist kapitalizmin girmediği küçücük bir dünya köşesi bile kalmadı, finans kapitalin asalak niteliği yine görülmemiş boyutlara ulaştı, üretimin enternasyonal niteliği her zamankinden daha açık ve burjuvazi bütün dünyada işçi sınıfı ve emekçilerin haklarına karşı topyekun saldırı içinde. İşçi sınıfı ve emekçi kitlelerin ulusal ve devlet sınırları ötesinde tüm sınıf kardeşleri ile ortak bir proleter devrim cephesinde birleşmesinin objektif şartları her zamankinden daha olgun.Sosyalizm ve komünizmin maddi temelleri açısından da gelinen yerde şartlar her zamankinden daha olgundur. Bugün objektif olarak dünya çapında “herkesin yeteneği ölçüsünde katkıda bulunduğu” ve herkesin “ihtiyacına göre aldığı” zenginlik kaynaklarının gürül gürül aktığı bir dünya ekonomisi kurmak mümkündür. Yapılacak tek şey vardır: Mülksüzleştirenlerin mülksüzleştirilmesi! Bütün temel üretim araçlarının toplumsallaştırılması, sömürünün insanlığın hayatından dışlanması. Topluma ait olanın topluma geri verilmesi! Kısacası yapılması gereken tek şey vardır: Sömürülen ve ezilenler Ekim’in açtığı yolda yürüyüşe kalınan yerden devam etmelidir.

Objektif şartlar devrime çok uygun olduğu halde işçi ve emekçi yığınların büyük çoğunluğu bugün kendi çıkarlarına ters hareket etmektedir.

Bu nedenle komünistlerin görevi sübjektif öğeyi objektif imkanların seviyesine çıkarmaktır. Bütün ülkelerde yılmadan, usanmadan komünist ajitasyon – propagandayla işçi sınıfı ve emekçi yığınları kendi kızıl bayrağı altında birleştiren komünist parti ve örgütlerin inşası için ve uluslararası alanda Marksist-Leninist güçlerin, ortak çabalarla yaratılacak Marksist-Leninist platform temelinde yeniden birleşmesi için çalışmak! Marksist-Leninistlerin önünde duran günün temel görevi budur.

Bunun yanında tabii devrimci ve ML örgütlerin pratik eyleminin birliği sağlanmak zorundadır. ICOR ML ve devrimci örgütlerin pratikte birlikte çalışmalarının bir aracıdır.

Emperyalist barbarlık yeni Ekim’lerle tarihin çöplüğüne gömülecektir!

Ekim’den Öğrenelim!

Bugün de Alternatif :Ya  Sosyalizm, Ya Barbarlık İçinde Çöküş!

Ekim Devrimi’nin zaferinden bu yana çok büyük değişiklikler oldu.

Emperyalizm Kızıl Ekim Devrim’inde  aldığı yenilgiye, İkinci Dünya Savaşı sonrasında halkların kazandığı zaferlere rağmen çökmedi. Devrimlerle yitirdiği alanları özellikle revizyonistlerin, bir zamanlar sosyalist olan Sovyetler Birliği’nde ve Çin’in de içinde bulunduğu  halk demokrasisi devletlerinde, burjuvalaşmış teknokrat ve bürokratların sayesinde yeniden kazanmayı başardı. Bugün dünyada sosyalist olan ya da proletaryanın önderliğinde halk demokrasisinin hüküm sürdüğü bir devlet yok. Kapitalizm Birinci Dünya Savaşı’ndan önce olduğu gibi bütün dünyada egemen. O düşünülenden daha dirençli olduğunu gösterdi.

Ekim Devrimi’nden bu yana geçen yüzyıl kapitalist  emperyalizmin reformlar yoluyla dönüştürülmesinin, aşılmasının reformist bir hayal olduğunu da  açıkça gösterdi. Aynı zamanda burjuvazinin iktidarını tehlikede gördüğü zaman faşizme başvuracağını da gösterdi.

Bu yüzyıllık dönemde sermayenin hacmi ve  enternasyonalleşmesi büyük boyutlara ulaştı. Aynı şekilde tekelleşme de olağanüstü gelişti.

Fakat emperyalizmin özü değişmedi. Emperyalizmin temel çelişmeleri bugün de etkin ve giderek keskinleşiyor.

Ulusal devlet hâlâ kapitalist toplumların örgütlenmesinin esas biçimi.

Hâlâ sanayinin, tarımın, hizmet sektörünün hiçbir alanında her şeyi belirleyen tek bir dünya tekeli yok.

Hala her alanda birden fazla tekel emperyalist dünya pazarını tek başına ele geçirmek için diğerleri ile rekabet halinde.

Hâlâ tek tek emperyalist devletler, değişik koalisyonlar içinde, diğerlerine karşı “kendi burjuvazisi”nin çıkarları için mücadele yürütüyor.

Hâlâ emperyalist büyük güçler dünya hegemonyası için dalaşıyor.

Hâlâ emperyalizm çağında yaşıyoruz ve emperyalizmin biricik alternatifi proleter dünya devrimi, sosyalizm.

Emperyalizm ırkçılıktır, şovenizmdir, faşizmdir, gericiliktir, erkek egemenliğidir, en azgın sömürüdür, doğanın talanıdır. Emperyalizm emekçi gençlik için geleceğin karatılmasıdır.  Kısacası emperyalizm barbarlıktır. Öyle bir barbarlık ki, azami kâr hırsıyla bugün emperyalizm dünyayı, öncelikle en yoksullar için tam bir felaket anlamına gelen bir iklim değişikliği sınırına getirmiştir. Emperyalizm, eğer proletarya önderliğinde devrimlerle bu gidişe dur denemezse, bütün dünyayı barbarlık içinde çöküşe sürüklemektedir.

Emperyalist sistemi bütün olarak karşısına alan, bu sistemi en zayıf halkasında parçalayan Ekim Devrimi, emperyalist barbarlığın biricik alternatifinin proletarya önderliğinde devrimler olduğunu göstermiştir. Proletarya önderliğinde devrimler ve sosyalizmin inşası, bizim Ekim’den öğrendiğimiz çözümümüz budur! Ekim Devrimi’nin 100. yıldönümünde bu gerçek öne çıkarılmak ve bunun mücadelesi verilmek zorundadır. Biz bu düşünceyi 100. yıl kampanyamızın merkezine koyduk.

Evet, hepimiz mücadele etmeliyiz… Daha kararlı, daha bilinçli, daha örgütlü, daha güçlü!

 

HAYDİ BOLŞEVİK TİPTE KOMÜNİST PARTİLER ÖRGÜTLEMEYE!

YENİ EKİMLER İÇİN İLERİ!

PROLETER DÜNYA DEVRİMİ İÇİN İLERİ!

YA YENİ EKİM DEVRİMLERİ  VE SOSYALİZM YA DA EMPERYALİST BARBARLIK İÇİNDE ÇÖKÜŞ!

DÜNYA KIZIL OLACAK !

 

1 OCAK 2017

 

BOLŞEVİK İNİSİYATİF ALMANYA

BOLŞEVİK PARTİ (KUZEY KÜRDİSTAN/TÜRKİYE)

DEVRİMCİ BİR KOMÜNİST PARTİSİ  İNŞA İNİSİYATİFİ  (AVUSTURYA)

KOMÜNİST EYLEM-MARKSİST-LENİNİST (AVUSTURYA)

Abschiebungen verhindern! Demo 26.11.

24. November 2016

fb611-abschiebung.doc   fb611-abschiebung.pdf

DEMO gegen Abschiebungen: Sa 26.11.16, 14 Uhr Wien Westbahnhof

Abschiebungen verhindern!

Menschen schützen und unterstützen, die vor Imperialismus und Krieg flüchten

 Arbeiter/innen aller Länder, vereinigt euch!               Arbeiter/innen aller Länder und unterdrückte Völker, vereinigt euch!                       November 2016

„Ausgaben für Asylwerber heuer auf 340 Mill. € verdoppelt!“ brüllen die Massenmedien. Ungeheuerlich ist das… tatsächlich: Der österreichische Staat gibt „aus unseren Steuergeldern“ 2016 doppelt so viel dafür aus wie im Vorjahr. Konkret stieg der Anteil am BIP (340 Mrd €) von 0,05% auf 0,1%, also auf ein Promille (Tausendstel) des österreichischen Inlandsprodukts. Das Budget für 2017 wurde soeben mit 77 Mrd. € beschlossen, die „unerhörten“ 340 Mill. sind also 0, 44% davon, d.h. fast ein halbes Prozent der jährlichen Staatsausgaben…

Unerhört, wie da in den öffentlichen Medien gegen Menschen gehetzt wird, die vor den Bomben und Waffen flie­hen, die aus Österreich, EU-ropa, USA und anderen imperialistischen Ländern auf sie abgeschossen werden und das unter Beteiligung österreichischer, EU-ropäischer, US-amerikanischer und anderer Spezialeinheiten.

 

Ständig sind 1000 österreichische Soldaten welt­weit in mindestens 15 Staaten für den österreichi­schen Imperialismus im Einsatz. Im internationa­len Waffenhandel liegt Öster­reich mit einem Welt­marktanteil von 8% bei Gewehren und Pistolen welt­weit an 5.Stelle. Deshalb finden sich öster­rei­chische Waffen auch an allen Kriegsschau­plä­tzen von Afgha­nistan bis Syrien, Irak und Je­men; österrei­chische Drohnen werden in Jemen und in der Ukraine eingesetzt.

 

Und ständig werden aus Österreich Men­schen abgeschoben, die genau vor diesen unerträg­li­chen Zuständen fliehen. Bist du ein „Schein­flücht­ling“, weil nicht du selbst, son­dern deine Kusine verletzt oder ermordet wurde? Weil deine Familie ihren ganzen noch verfügbaren Besitz verkauft hat, um dir die mehrere Tausend Euro teure Fahrt nach EU-ropa zu finanzieren? Bist du eine „Illega­le“ in Österreich, weil du es zusammenge­pfercht in den griechischen, kroatischen oder un­garischen Lagern nicht mehr ausgehalten hast?

 

Nur ein winziger Teil der Millionen Flüchtlinge (welt­weit ca. 50 Mill.) schafft es, sich bis Ös­ter­reich durchzuschlagen, das heute das drittreich­ste Land der EU ist und zu den reichsten Ländern der Welt zählt. Aber statt dass die reaktionäre Re­gierung (die „wir“ ge­wählt haben!) ein bissl mehr für die Men­schen in Not ausgibt, stockt sie lieber die Ausgaben fürs Militär (Bundesheer­mil­li­ar­de für Auslandseinsätze usw.) und die Polizei (Polizeimilliarde für Gewehre, Panzerfahr­zeuge und Helme…) auf.

 

Jetzt, eineinhalb Jahre nach dem offensicht­lichen Scheitern der bürgerlichen Flüchtlings­politik im Som­mer 2015, will die österreichi­sche Regierung die Abschiebungen massiv vorantreiben: Alle, die 2015 über die soge­nannte „Balkanroute“ nach Ös­terreich kamen und sich heute noch in Ös­ter­reich befinden, wollen sie nach Kroatien oder noch weiter abtransportieren.

 

Dazu verweisen sie juristisch auf das „Dublin-Ab­kommen“ und machen damit nur noch ein­mal deutlich, welche reaktionären und men­schen­feind­lichen Verträge in der EU und im Schengen-Raum abgeschlossen werden, von denen viele erst erfahren, wenn sie die bruta­len Aus­wir­kungen auf die Ärmsten der Armen erkennen.

 

Fieberhaft arbeitet die österreichische Re­gierung (und andere imperialistische EU-Staaten) seit Mo­naten daran, die Mario­net­ten-Regierungen in Afghanistan, Libyen usw. dazu zu bringen, alle Flüchtlinge „zurückzu­nehmen“. Mit politischem und wirtschaftli­chem Druck und dem Verspre­chen, diese ge­kauften Figuren des Imperialismus weiter an der Macht zu halten, möchten sie soge­nann­te „Rückführungsabkommen“ erzwingen, die zumindest den Schein menschenrechtskon­former Massenabschiebungen erzeu­gen.

 

Ein besonderes Mittel ist dabei die heuer be­schlos­sene „Notverordnung“, wonach in Ös­ter­reich die Menschenrechte („zeitweilig“) außer Kraft gesetzt werden, wenn die Regie­rung (ohne Parlament!) entscheidet, dass eine unerträgliche Situation bevorstehe – das wäre z.B. eine Stei­ge­rung der Ausgaben für Flüchtlinge auf ein Tau­send­stel des jährlich geschaffenen Reichtums (siehe Anfang!) Für die von den Entscheidungen der Herrschen­den betroffenen Menschen geht es aber da­rum, dass von den Gemeinden aufge­nom­me­ne und ihren Aktivist/innen seit einem Jahr unterstützte Flüchtlinge z.B. mit Flugzeugen zurück ins Kriegsgebiet transportiert werden – oder in ein Massenlager ohne Anschluss an die Be­völkerung in Kroatien oder sonstwo.

 

Österreich ist ein imperialistisches Land und das österreichische Monopolkapital hat in der ganzen halbkolonialen Region Mittel-Ost­europa großen wirtschaftlichen und politi­schen Einfluss. Von dort kommen riesige Extraprofite in die Kassen der ös­terreichi­schen Banken und Konzerne. Außen­minister Kurz (aber auch Strache) will die Ge­schich­te 100 Jahre zurückdrehen und sich zum Spre­cher der Visegrad-Staaten machen, die einen wesentlichen Teil der damaligen Habs­bur­ger­monarchie ausmachten.

 

Die herrschende Klasse in Österreich, das sind nicht wir, sondern die Besitzer der Pro­duk­tions­mittel, insbesondere die großen Mo­nopolbetriebe – die Banken und Konzerne. Diese haben uns in die EU hineingetrieben, um noch größere Profite zu scheffeln, um an der Seite der größten EU-Mäch­te fremde Länder zu unterwerfen, zu Neokolonien zu machen. Mit wirtschaftlichem und politischem Druck und Erpressung, oder auch mit Krie­gen.

 

Wir in Österreich müssen den Kampf gegen Ras­sis­mus und Abschiebungen gemeinsam mit den Arbeiter/innen der gesamten EU und deren Halb­kolonien führen. Die Unterdrück­ten und Ausge­beu­teten der neokolonial ab­hängigen Länder (ob Flüchtlinge, Arbeitsmi­grant/innen oder Unter­drück­te in ihren Län­dern) sind unsere engsten Verbündeten im Kampf um eine bessere Zukunft und eine ge­rechtere Gesellschaft. Diese können wir nur gemeinsam erreichen, wenn wir uns mit al­len Arbeiter/innen und Werktätigen zusammen­schlie­ßen.

 

Nein zu den Dublin-Abschiebungen!

 

Nein zu den Rücknahme-Abkommen mit Afghanistan usw.!

 

Nein zur Notverordnung!

 

Arbeiter/innen aller Länder, vereinigt euch!

 

Nieder mit dem österreichischen Imperialismus!

 

Nur eine proletarische Revolution kann die Rassisten, Imperialisten und Reaktio­näre dauerhaft von der Macht vertreiben!

 

آیا اتریش کشوری بیطرف است؟ امپریا لیسم اتریش بدنبال شکار سود در سطح بین المللی Österreich neutral – persisch

19. November 2016

osterreich-neutral-persisch

آیا اتریش کشوری بیطرف است؟
امپریا لیسم اتریش بدنبال شکار سود در سطح بین المللی!
درحال حاضرنیروهای تعقیب و شکار اتریش، ویژه جنگهای کوهستانی درافغانستان ومونتنگرومستقراند.
سربازان ارتش فدرال هم، درشرق اکرائین در» سازمان امنیت وهمکاری اروپا« (OSZE)مشغول
فعالیتهای جاسوسی هستند. درآینده هم واحد های نظامی دیگری از اتریش در دریای مدیترانه وسربازانی
هم درمرزصربستان ومقدونیه مستقر خواهند شد تا از ورود انسانهای که ازجنگ گریختهاند، به کشورهای
اتحادیه اروپا جلوگیری کنند. آنچه که معلوم است وزیر جنگ اتریش „بیطرف“ ، دوسکوسیل)Doskozil(
سیاست امپریالیستی“ تعرض بجلو“ یعنی ایجاد جبهههائی درسرزمین دشمن را اتخاذ کردهاست و وزیر
امورخارجه، کورتز)Kurz( هم میخواهد با حسرت وافری نقش رئیس قبیله »کشورهای ویشاگراد«
)Visegrad(، را بازی کند که صد سال پیش بخشی از پادشاهی هابزبورگ )Habsburgermonarchie(
بودند. بطور مستمر نزدیک به 0111 سرباز درسراسرجهان، حداقل در51 کشوربرای امپریالیسم اتریش
فعالند وبخش بزرگی از این نیرو دربالکان مستقراند – 155 سرباز درکوسوو و بیش از 055 نفر دربوسنی
هرزگووین. دراینجا افسران اتریشی تا کنون سه بار،بطور متناوب و برای شش ماه فرماندهی تقریباً
0555سرباز»EUFORBiH« )نیروهای جنگی اتحادیه اروپا در بوسنی وهرزوگوین( راعهده داربودهاند.
مداخله نظامی که مستقیماً جهت حفظ منافع کنسرنهای امپریالیستی اتریش دربالکان بوده که درآنجا 4،87
میلیارد یورو سرمایه گذاری کردهاند وازجمله استثمارگران بزرگ دراغلب کشورهای بالکان بشمار می-
آیند)نگاه کنید به جدول(.
علاوه بر اینها اتریش „بیطرف“ دریک واحد نظامی ویژه بالکان بنام)OTHF( » Horizon the Over Forces« )واحدهای نظامی فعال ناتو، خارج ازحوزه ناتو( شرکت دارد که درواقع بخشی از ناتو است.
عضویت رسمی اتریش در ناتو در زمان حاضردر دستور کار نیست ولی همکاری تنگاتنگ ورای
چارچوب رسمی همکاری مشترک با – ناتو برای صلح “ Partnerschaft–NATO „)PfP-NATO(
وجود دارد . درشرایط فعلی صاحبان قدرت بخاطرمقاومت مردم، عضویت رسمی درناتو را صلاح نمی-
بینند. ولی از سال 0554 دولت تعهد نمودهاست با حداقل 055 سربازدر یکی ازگروهای جنگی ارتش
»اتحادیه اروپا« )EU( تحت فرماندهی آلمان شرکت داشته باشد. ولی نقشه وقول وقرارها در رابطه با
همکاری ناتو+ اتحادیه اروپا حاکی ازآن است که اتریش، 0155 تا 1555 سرباز جهت شرکت درعملیات
نظامی ارسال خواهد کرد.
بموازات این تلاشها، صادرکنندگان اسلحه اتریش هم بیکارننشستهاند و دراین بازار چپاول وآدم کشی بین
المللی درصف مقدم قراردارند، اگر برای کسب سود درسطح جهانی باشد. اتریش با سهمی معادل 8% در
فروش باصطلاح مسلسلهای دستی کوچک و سبک )Handfeuerwaffen ,Sturmgewehre( و غیره درمرتبه
پنجم قرار دارد، بخصوص شرکتهای)Hirtenberger und Mannlicher-Steyr,Glock(. بهمین دلیل
اسلحههای اتریشی را میتوان درتمامی مناطق جنگی از افغانستان تا سوریه، عراق ویمن پیدا کرد. بعنوان
مثال پهبادهای – )Drohnen( ساخت شیبل)Schiebel( اتریش که به عربستان سعودی فروخته شدهاند در یمن
واکرائین بکارگرفته میشوند. درگزارشی درباره بودجه آمده است، تعداد سربازان میلیشیا)سربازان
حرفهای که دولت میتواند آنها را هرآن به خدمت نظامی ویا برای کمکهای اجتماعی – حوادث طبیعی،
فراخواند(، درسالهای آینده به 05055 نفر خواهد رسید،)برای محافظت ازپشت جبهه( وعلاوه بر آن بودجه-
ای به مبلغ 588 میلیون یورو به تجهیزات زرهی وماشینآلات تعلق میگیرد.
اتریش یک کشورامپریالیستی است،وسرمایه انحصاری آن، درتمامی مناطق اروپای مرکزی وشرقی
بانضمام بالکان)MOEL( فعال است و سود اضافی سرشاری را نصیب صندوق بانکها و کنسرنهای
اتریشی میکند. تنها بخش کوچکی ازصدور سرمایه اتریش) 05%( سرمایه باصطلاح „عبوری“
)Kapital Durchlauf( )بخصوص ازآلمان( است. وابستگی اتریش به امپریالیستها آنطورکه ادعا میشود
درمجموع آنقدرها هم بزرگ نیست. اتریش یک همکار کوچک قدرتهای بزرگ مختلف ونه تنها
دراتحادیه اروپا است، ولی بهیچوجه نمیتوان آنرا یک کشور نومستعمراتی وابسته تلقی کرد. اتریش از
یک موقعیت استثنائی دربلوک امپریالیستی اتحادیه اروپا برخوردار است که ازیکطرف به نقش تاریخی آن
بمثابه کشوری رسماً بیطرف وغیر وابسته به بلوکهای قدرت مشروط میشود واز طرف دیگر بمثابه
موقعیت گذشتهاش، قرارداشتن درمرکز زندان بزرگ امپراطوری هابسبورگها، مربوط میگردد .
صدورسرمایه بصورت سرمایهگذاری مستقیم درخارج)FDI(»Auslandsdirektinvestitionen« برای
سرمایه اتریشی نقش برجستهای را بازی میکند. اتریش با موجودی 0/000 میلیارد $ درسال 0554
درمرتبه بیستم بزرگترین صادرکننده سرمایه قرارداشته است، که باتوجه به وسعت کشور، مبلغ کلانی را
شامل میشود . حجم سرمایهگذاری مستقیم اتریش 15% »تولید نا خالص ملی« )BIP( است، درحالیکه این
رقم درآمریکا معادل 03% ودرآلمان 45% میباشد. بورژوازی اتریش در01 سال اخیر، از زمانیکه صدور
سرمایه به کشورهای “ بلوک شرق“ رونق یافت، بخش بزرگی ازسرمایههایش درخارج، به ارزش زائی
بالائی دست یاقتند. موجودی – )FDI( بین سالهای 0554 تا 5995 ،1/44 برابررشد کردهاست، یعنی معادل
58% درسال، درحالیکه تولید ناخالص ملی)BIP( درهمین فاصله زمانی فقط 3/0برابر رشد داشته است،
یعنی 4%.
ما طبقه حاکم دراتریش نیستیم، بلکه صاحبان ابزار تولید، بخصوص شرکتهای انحصاری بزرگ بانکها
وکنسرنها هستند. آنها مارا به اتحادیه اروپا کشاندند، برای اینکه سود بیشتری را به جیب بزنند، تا درکنار
قدرتهای بزرگ این بلوک امپریالیستی، کشورهای خارجی را به انقیاد کشیده وبا تحمیل و اعمال فشارهای
اقتصادی وسیاسی وهمچنین جنگ ،آنها را به
مستعمرههای نوین خود تبدیل نمایند. سرکوبشدگان
واستثمارشوندگان در کشورهای نیمه مستعمره و وابسته،
بخصوص در بالکان متحدین ما در مبارزه برای آیندهای
بهترو جامعهای عادلانهاند. طبیعی است که لازمه دستیابی به این هدف، اتحاد ما با تمام کارگران وزحمتکشان است. کارگران تمامی کشورها متحد شوید!

آیا اتریش کشوری بیطرف است؟ امپریالیسم اتریش بدنبال شکار سود در سطح بین المللی! (Österreich neutral – persisch)

12. November 2016

آیا اتریش کشوری بیطرف است؟

امپریالیسم اتریش بدنبال شکار سود در سطح بین المللی!

درحال حاضرنیروهای تعقیب و شکار اتریش، ویژه جنگهای کوهستانی درافغانستان ومونتنگرو وسربازان ارتش فدرال،درشرق اکرائین درخدمت« سازمان امنیت وهمکاری اروپا» (OSZE)مشغول فعالیت­های برون مرزی هستند. درآینده هم واحد های نظامی دیگری از اتریش در دریای مدیترانه وسربازانی هم درمرزصربستان ومقدونیه مستقر خواهند شد تا از ورود انسانهای که ازجنگ گریخته­اند، به کشورهای اتحادیه اروپا جلوگیری کنند. آنچه که معلوم است وزیر جنگ اتریش باصطلاح بیطرف ، دوسکوسیل(Doskozil) سیاست امپریالیستی“ تعرض بجلو“ یعنی ایجاد جبهه­های درسرزمین دشمن را اتخاذ کرده­است و وزیر امورخارجه، کورتز(Kurz) هم می­خواهد با حسرت وافری نقش رئیس قبیله «کشورهای ویشاگراد» (Visegard)، را بازی کند که صد سال پیش بخشی از پادشاهی هاپزبورگ ها(Habsburgermonarchie) بودند.

هم­اکنون بطور مستمر نزدیک به 1000 سرباز اتریشی درسراسرجهان درخدمت نظام امپریالیسی اتریش هستند و بیشترین واحد نظامی آن هم دربالکان مستقرهستند – 500 سرباز درکوسوو و بیش از200 نفر دربوسنی هرزگووین. دراینجا افسران اتریشی تا کنون سه بار،بطور متناوب و برای شش ماه فرماندهی تقریباً 2000سرباز«EUFORBiH» (نیروهای جنگی اتحادیه اروپا در بوسنی وهرزوگوین) راعهده داربوده­اند. مداخله نظامی که مستقیماً جهت حفظ منافع کنسرن­های امپریالیستی اتریش دربالکان بوده که درآنجا 4،78 میلیارد یورو سرمایه­گذاری کرده­اند وازجمله استثمارگران بزرگ دراغلب کشورهای بالکان بشمار می­آیند(نگاه کنید به جدول پشت اعلامیه).

علاوه بر اینها اتریش „بیطرف“ دریک واحد نظامی ویژه بالکان بنام(OTHF) «Over the Horizon Forces» (واحد­های نظامی ناتو، فعال درخارج از کشورهای ناتو) شرکت دارد که درواقع بخشی از ناتو است. عضویت رسمی اتریش در ناتو در زمان حاضردر دستور کار نیست ولی همکاری رسمی تنگاتنگ درچارچوب همکاری – ناتو برای صلح “ NATO–Partnerschaft „(NATO-PfP) وجود دارد . درشرایط فعلی صاحبان قدرت بخاطرمقاومت مردم، عضویت رسمی درناتو را صلاح نمی­بینند. ولی از سال 2004 دولت تعهد نموده­است با حداقل 200 سربازدر یکی ازگروهای جنگی ارتش «اتحادیه اروپا» (EU) شرکت داشته باشد. ولی نقشه­ وقول وقرارها در رابطه با همکاری ناتو+ اتحادیه اروپا حاکی ازآن است که اتریش3500 تا5000 سرباز جهت شرکت درعملیات نظامی ارسال خواهد کرد.

بموازات این تلاشها، صادرکنندگان اسلحه اتریش هم بیکارننشسته­اند و دراین بازار چپاول وآدم کشی بین المللی درصف مقدم قراردارند. اتریش با سهمی معادل 8% درفروش باصطلاح اسلحه­های کوچک و سبک (Sturmgewehre, Handfeuerwaffen,) وغیره در مرتبه پنجم قرار دارد.بعنوام مثال: شرکت­های(Glock,Steyr-Mannlicher und Hirtenberger) . بهمین دلیل اسلحه­های اتریشی را می­توان درتمامی مناطق جنگی از افقانستان تا سوریه،عراق ویمن پیدا کرد. بعنوان مثال پهبادهای(Drohnen) ساخت شیبل(Schiebel) اتریش که به عربستان سعودی فروخته شده­اند در یمن واکرائین بکارگرفته می­شوند. درگزارشی درباره بودجه آمده­ ­است، تعداد سربازان میلیس­(سربازان حرفه­ای که دولت می­تواند آنها را هرآن به خدمت نظامی ویا همیاری­های اجتماعی فراخواند)، درسالهای آینده به 31200 نفر خواهد رسید،(برای محافظت ازپشت جبهه) وعلاوه بر آن 177 میلیون یورو برای خرید وسایل حمل و نقل وتسلیحات اختصاص خواهد یافت.

اتریش یک کشورامپریالیستی است،وسرمایه انحصاری آن، درتمامی مناطق اروپای مرکزی وشرقی وتمامی بالکان(MOEL) فعال است و سود اضافی سرشاری را نصیب بانک­ها و کنسرن­های اتریشی می­­کند. تنها یک بخش کوچکی ازصدور سرمایه اتریش(30%) سرمایه باصطلاح „عبوری“(Durchlauf Kapital) (بخصوص ازآلمان) است. وابستگی اتریش به امپریالیست­ها آنطورکه ادعا می­شود درمجموع آنقدرها هم بزرگ نیست. اتریش یک همکار کوچک قدرت­های بزرگ مختلف ونه تنها دراتحادیه اروپا است ،ولی بهیچ­وجه نمی­توان آنرا یک کشور نومستعمراتی وابسته تلقی کرد.

اتریش از یک موقعیت استثنائی دربلوک امپریالیستی اتحادیه اروپا برخوردار است، که ازیکطرف به نقش تاریخی آن بمثابه کشوری رسماً بیطرف وغیر وابسته به بلوکهای قدرت مشروط می­شود واز طرف دیگر بمثابه موقعیت گذشته­اش، قرارداشتن درمرکززندان بزرگ امپراطوری هاپسبورگ­ها، مربوط می­گردد .

صدورسرمایه بصورت سرمایه­گذاری مستقیم(FDI)«Auslandsdirektinvestitionen» برای سرمایه اتریشی نقش برجسته­ای را بازی می­کند. اتریش با موجودی 2/223 میلیارد $ درسال 2014 درمرتبه بیستم بزرگترین صادرکننده سرمایه قرارداشته است، که باتوجه به وسعت کشور، مبلغ کلانی را شامل می­شود . حجم سرمایه­گذاری مستقیم اتریش 51% تولید سرانه داخلی(BIP) است، درحالیکه این رقم درآمریکا معادل 36% ودرآلمان41% است. بورژوازی اتریش در25 سال اخیر، از زمانیکه صدور سرمایه به کشورهای “ بلوک شرق“ رونق یافت، بخش بزرگی ازسرمایه­هایش درخارج، به ارزش زائی­ بالائی دست یاقته­اند. موجودی – (FDI) بین سالهای 2014 تا 1990 ،45 برابر شده­است، یعنی معادل 17% درسال، درحالیکه درآمد ناخالص سالانه(BIP) درهمین فاصله زمانی فقط 2/6 % رشد داشته است.

طبقه حاکم دراتریش ما نیستیم، بلکه صاحبان ابزار تولید، بخصوص شرکت­های انحصاری­اند – بانکها وکنسرنها. آنها مارا به اتحادیه اروپا کشاندند، برای اینکه سود بیشتری را به جیب بزنند، تا درکنار قدرتهای بزرگ این بلوک امپریالیستی، کشورهای بیگانه را به انقیاد کشیده وبا تحمیل و اعمال فشارهای اقتصادی وسیاسی وهمچنین جنگ ،آنها را به مستعمره­های نوین خود تبدیل نمایند.

سرکوب­شدگان واستثمارشوندگان در کشورهای نیمه مستعمره و وابسته، بخصوص در بالکان متحدین ما در مبارزه برای آینده­ای بهترو جامعه­ای عادلانه­اند. طبیعی است که لازمه دستیابی به این هدف، اتحاد ما کارگران وزحمتکشان است.

کارگران تمامی کشورها متحد شوید!   سرنگون باد امپریالیسم اتریش! تنها یک انقلاب پرولتاریائی                 قادر است راسیست­ها،امپریالیست­ها وجنگ­ افروزان را برای همیشه از قدرت بزیر بکشد!

درج ،چاپ ونشر این مقاله با ذکرنام ومنبع آن آزاد است!                         وین -26 اکتبر 2016                                                                                تذکر:این اعلامیه توسط «آلترناتیوبرای ایجاد حزب کمونیست انقلابی» تهیه شده­است که ترجمه فارسی آن دراختیار جنبش قرار می­گیرد.

آدرس تماس ودریافت اطلاعات بیشتر:

IA*RKP(Initiative für den Aufbau einer Revolutionär-kommunistischen Partei ia.rkp2017@yahoo.com iarkp.wordpress.com  

ترجمه وتکثیر<یکی ازفعالین چپ در وین – اتریش >

            Kontaktadresse: Iran-Rat, Amerlinghaus,1070 Wien, Stiftgasse 8,1070 Wien    

email: linksaktivist@gmx.at

 

9.11. – Jahrestag der Novemberpogrome 1938 – Kundgebung Wien Aspangbahnhof 18:00

8. November 2016

                           fb1611-pogrom-A4q.doc  fb1611-pogrom.doc

Bekämpft Antisemitismus!

Arbeiter/innen aller Länder, vereinigt euch! Arbeiter/innen aller Länder und unterdrückte Völker, vereinigt euch! 9. November 2016 (146 npc)

Vor 78 Jahren wurden in der Woche um den 9. November ca. 400 Menschen ermordet und ca.30.000 in Konzentrationslager verschleppt. Zahlreiche Synagogen und jüdische Friedhöfe wurden verwüstet, Geschäfte und Wohnungen geplündert und zerstört…

Die faschistischen Novemberpogrome des Jahres 1938 stellen einen Einschnitt in der Geschichte Österreichs (und Deutschlands) dar. Der in der österreichischen Gesellschaft „normale“ und Jahrhunderte lang übliche und gehegte Antisemitismus, der Hass, die Diskriminierung und Ausgrenzung von jüdischen Menschen mündete während des deutschen Nazi-Faschismus in eine systematische Verfolgung, eine planmäßige und industrielle Vernichtung eines Großteils der europäischen Jüdinnen und Juden im gesamten Machtbereich des NS-Staates während des Zweiten Weltkriegs.

Entgegen der Propaganda des Faschismus an der Macht waren die Novemberpogrome nicht Ausdruck eines „spontanen Volkszorns“ als angebliche Reaktion auf die Ermordung eines deutschen Diplomaten durch einen Juden. Vielmehr waren die Pogrome staatlicherseits vorbereitet und geplant und es wurde das Ziel verfolgt, die Enteignung jüdischen Eigentums (sogenannte „Arisierungen“) zu beschleunigen um dadurch den Kriegskurs des deutschen Imperialismus zu begünstigen.

Die weit verbreitete gängige Geschichtsschreibung, dass es in Wahrheit keinen jüdischen Widerstand gegeben hätte, dass sich „die Juden“ vielmehr „wie die Schafe zur Schlachtbank“ ins KZ haben abtransportieren lassen, setzt die rassistische Geschichtsschreibung der herrschenden Klasse fort, fügt sich ins antisemitische Weltbild und verbirgt kaum den immer noch bestehenden Antisemitismus – die Juden seien eigentlich selbst Schuld an ihrer Vernichtung.

Neben unsrer Trauer für die Opfer und unserer Wut auf die herrschenden Verhältnisse, die immer noch grundlegend die selben, kapitalistischen sind, die auch den Nazi-Faschismus hervorgebracht haben, erinnern und gedenken wir anlässlich des 9. Novembers der Heldinnen und Helden des antifaschistischen Widerstandskampfes:

Der großen Zahl jüdischer antifaschistische Kämpfer/innen im spanischen Bürgerkrieg, wenig später in den faschistischen Konzentrationslagern, den Ghettos, im Untergrund. Jener, die die Kraft besaßen, im „Deutschen Reich“ organisierten und bewaffneten Widerstand zu leisten, als „Stadtguerillas“, als Partisan/innen und als Soldat/innen der Roten Armee.

Der Aufstand im Warschauer Ghetto von 1943 ist relativ bekannt. In mehr als 100 Ghettos in Polen, Litauen, Weißrussland und der Ukraine entstanden Untergrundorganisationen, die den bewaffneten Aufstand zum Ziel hatten. Und es gab Revolten in Ghettos wie Bialystok oder Wilna. Auch in den Konzentrationslagern wurden bewaffnete Aufstände organisiert, vor allem in den Vernichtungslagern Sobibor, Treblinka und Auschwitz-Birkenau. Ein Element jüdischen Widerstands war auch, dass beispielsweise in zahlreichen Ghettos Schulen und Theater gegründet, Konzerte organisiert, Untergrundzeitungen und Flugblätter, Wandzeitungen usw. gedruckt wurden. Viele jüdische Menschen oder Gruppen verweigerten den Nazis den Gehorsam. Der Kampf ums Überleben, das Schmuggeln von Lebensmitteln, Kleidung und Medikamenten in die Ghettos und Lager gehörte ebenfalls zum Widerstand.

Heute benutzen die Rechten und Neonazis nicht hauptsächlich den Antisemitismus, um Arbeiter/innen und Volk zu spalten und gegeneinander zu hetzen, sondern betreiben gezielt antimuslimische und antiafrikanische Hetze und stellen sich dabei teilweise sogar auf die Seite des Zionismus, um von ihren vergangenen und aktuellen Verbrechen abzulenken.

Genauso schnell können aber Faschisten in einer neuen Situation wieder den Antisemitismus hervorkehren, denn dieser ist in der österreichischen Tradition historisch tief verankert. Es war kein Zufall, dass sich viele Österreicher sowohl am 9. November 1938 als auch als Aufseher in den KZs und Vernichtungslagern der Nazis mit besonderer Grausamkeit für die Interessen unserer Unterdrücker hervortaten

Gegen die Verbrechen der herrschenden Klasse unseren Kampf organisieren!

Neofaschismus und Rassismus bekämpfen!

27. Oktober 2016

 fb610-neofaschismus_rass.doc.

Am Wochenende um den 29. Oktober 2016 planen diverse rechtsextreme, deutschnationale, „völkische“ bis hin zu neofaschistische Organisationen einen Kongress der „Verteidiger Europas“ in den Linzer Redoutensälen (Promenade 39, 4020 Linz). Die Bereitstellung von Räumen durch die OÖ-Landesregierung an Organisationen mit Näheverhältnis zum Nationalsozialismus dürfte niemand mehr verwundern und legt einmal mehr den Einfluss offen den Burschenschaftler in die Politik und Wirtschaft des bürgerlichen Staates haben.

Diese geplante Konferenz zählt zu einem der wichtigsten Vernetzungs- und Finanzierungstreffen der deutschsprachigen Rechtsextremisten 2016. Sie bildet einen wichtigen Eckpunkt in der europäischen Offensivstrategie der faschistischen Kräfte. Dies gilt es unbedingt zu verhindern! Denn gerade die angeblichen VertreterInnen des „kleinen Manns“ sind entgegen ihrer falschen Behauptungen selbst eine Truppe der Finanzbourgeoisie. Ihre Forderungen richten sich IMMER gegen die Interessen der ArbeiterInnenklasse und führen zu verstärkter Ausbeutung, Unterdrückung und Elend unter den Massen. Sie selbst sind nur an ihrer eigenen Macht und Profit orientiert, denn mit ihrer Hetze und Politik spalten sie die ArbeiterInnenklasse. Das ermöglicht es den Kapitalisten wiederum noch mehr aus den Menschen herauszupressen.

Sie sind Befürworter einer staatlichen Aufrüstung, welche die zwischenimperialistischen Widersprüche weiter verschärft und damit die allgemeine Kriegsgefahr erhöhen wird. Ihre Ideologen propagieren einen Rassismus, welchem in den Massenmedien eine Bühne geboten wird und so an allgemeinem Einfluss gewinnt. Mit den „Identitären“ haben sie sich eine auf Aktionismus spezialisierte Jugendbewegung geschaffen, welche Rechtsextremismus in der Jugendkultur „salonfähig“ machen soll. Allzu gern spielen sie die Opferrolle obwohl von ihnen selbst Gewalt ausgeht. Gegen die Schlägertrupps gilt daher nur eins: Die antifaschistische Selbsthilfe organisieren. Dem steht aber staatlicher Rassismus und die Repression gegenüber, welche sich durch die Polizeigewalt, die ständige Überwachung und Kontrolle, Platzverbote, Festnahmen auf Verdacht oder schikanöse Gerichtsverfahren äußert. Dieser Prozess der Faschisierung ist ein Ergebnis eines breiten Konsenses aller bürgerlichen Kräfte und Parteien über Jahrzehnte hinweg. Der repressive Gewaltapparat ist die Stütze dieses Ausbeutersystems, ganz gleich welche der Parlamentsparteien gerade in der Regierung sitzt.

 

OÖ ist aber auch ein Vorreiter in Sachen sozialer Repression. Bettelverbote, Einsparungen beim sozialen Wohnbau sowie die Kürzungen treffen die Armen und Wehrlosen in dieser Gesellschaft. Dabei ist es ein Irrtum, dass es sich bei den MindestsicherungsbezieherInnen „nur“ um Flüchtlinge oder Arbeitsunwillige handelt. 75% von ihnen sind sogenannte „AufstockerInnen“ die im Durchschnitt pro Monat 219€ Mindestsicherung zusätzlich zu ihrem eigentlichen Lohn erhalten. Die Pläne der ÖVP/FPÖ die Mindestsicherung weiter zu begrenzen würde vor allem Frauen, in erster Linie Alleinerziehende, treffen. Und überhaupt, arbeitslos zu sein und auch keine Arbeit mehr zu bekommen kann in diesem kapitalistisch-imperialistischen System JEDEN/JEDE treffen! Um diese Ungerechtigkeiten zu verhindern muss man gemeinsam als Klasse kämpfen…

 

Daher:

Stärkt die revolutionär-kommunistischen Kräfte!

Kein Fußbreit dem Faschismus und seinen Lakaien! Egal wo, egal wann!

Nieder mit Rassismus, Staat und Kapital – für die proletarische Revolution!

 

Wir verbreiten seit 1995 Flugblätter, mit denen wir uns vor allem an klassenbewusste Arbeiter/innen wenden. Die Texte werden auch in der seit 2001 erscheinenden Zeitung ‚Proletarische Revolution’ ab­gedruckt. Unser Ziel ist eine Gesellschaftsordnung ohne Klassen, ohne Unterdrückung und Ausbeu­tung. Dazu muss die Klasse der Arbeiterinnen und Arbeiter eine eigene Kampfpartei aufbauen, die Macht erobern, die Besitzer der Produktionsmittel enteignen und den Klassenkampf fortsetzen, bis alle Reste der bürgerlichen Ordnung verschwunden sind. Wir stellen uns in die Tradition der internationalen revolutionär-kommunistischen Bewegung, die Mitte der 1960er Jahre in Auseinandersetzung mit den Fehlern der KPdSU und in scharfem Kampf gegen die Wegbereiter des bürokratischen Staatskapi­talismus in der Sowjetunion eine marxistisch-leninistische Generallinie verteidigt hat und zur Grün­dung neuer kommunistischer Parteien führte. Wir sind revolutionäre Kommunist/innen und deshalb nicht in der KPÖ organisiert.

IA*RKP
Initiative für den Aufbau einer Revolutionär-Kommunistischen Partei

ia.rkp2017@yahoo.com   iarkp.wordpress.com

 

Proletarische Revolution
Revolutionär-kommunistische Zeitung in Österreich

prolrevol.wordpress.com
alle: Stiftgasse 8, A-1070 Wien

(Oktober 2016)

 

 

Weitergehende Infos und Hintergründe zur Fascho-Konferenz auf: noeflinz.noblogs.org

 

fb610-neofasch