Archive for Januar 2014

Anhaltelager-Profite und G4S: Prison ain’t nuttin but a private stock!

31. Januar 2014

Prison ain’t nuttin but a private stock!

(Dead Prez: Behind Enemy Lines)

DOWNLOAD FB01 G4S-Anhaltelager Vordernberg

Anhaltelager-Profite und G4S

 G4S-VordernbergIm Kapitalismus ist alles auf Kapitalverwertung und Profit ausgerichtet, alles wird zur Ware – auch die Gefangenen. Bisher waren es die Gefange­nen als Zwangsarbeitskräfte, jetzt sind es Gefangene auch als Stückware, z.B. im Anhaltelager Vordernberg. Nicht nur wenn korrupte Richter, wie in den USA besonders hohe Strafen aussprechen, damit das private Jugendhäfen ständig voll ist. Auch wenn die Ausschreibungen für das Anhaltelager Vordernberg genau so formuliert werden, dass nur die größte in Österreich tätige „Sicherheits­firma“ G4S zum Zug kommen kann.

Die Firma G4S (Group for Security) ist auch weltweit das größte „Si­cher­heits­­­unter­­nehmen“ mit 625.000 „Mit­­arbei­tern“ und 8,7 Milliarden Euro Umsatz. Nach Eigenwerbung ist G4S „in 125 Ländern … ein zu­ver­­lässiger Partner für Regierungen auf allen Kontinenten“.

In vielen Ländern sind vor allem ihre Menschenrechtsverletzungen be­rüch­tigt, insbesondere in den USA und GB, wo sie mehrere Privatgefäng­nis­se betreiben. Das ist billiger für den Staat, weil ein profitorientiertes Un­ter­nehmen natürlich den Standard sowohl bei den Löhnen als auch bei den Aus­gaben für Häftlinge senkt, um höhere Gewinne zu machen. In Südafrika wurde der Pri­vathäfen-Vertrag mit G4S kürzlich gekündigt, weil die Zustände in den Pri­vat­gefängnissen sogar dem dortigen Repressionsminister als „unerträglich“ er­schie­nen.

In Britannien haben Ende 2010 mehrere Mitlieder des G4S-Wachperso­nal einen Häftling, den Angolaner Jimmy Mubenga, erstickt, als sie sich zu dritt auf ihn warfen. Nach Auffassung einer Untersuchungskommission war das Er­drosseln des Häftlings „unverhältnismäßige Gewaltanwendung“ – ähnlich wie bei Omofuma oh­ne weitere Konsequenzen für die Täter. (In Österreich hat kürzlich ein G4S-Billetteur des Burgtheaters bei einem spektakulären Auftritt zum 125-jährigen Bestehen des Theaters die Arbeitsbedingungen bei G4S medienwirksam kriti­siert.)

Im neuen Schubhaftzentrum Vordernberg, das Mitte Jänner 2014 eröffnet wurde, be­treiben jetzt 100 G4S-„Mitarbeiter“ das Anhaltelager. Dort sitzen lauter Men­schen ein, deren einziges Verbrechen darin besteht, dass es ihnen nicht gelungen ist, eine Aufenthaltsbewilligung für die EU zu ergattern, z.B: weil sie keine Milli­o­näre sind (Part of the Game…).

Laut Aussage der österreichischen Ministerin für Innere Repression ist die „mo­der­ne Anlage“ eine Art Saualpe mit Wohlfühleffekt. Die Gemeinde zahlt für die Verwa(h)rung von 200 Schubhäftlingen 68 Millionen Euro an die G4S, die in Österreich über 3000 Beschäftigte hat. Es werden auch 55 Polizisten in Vordernberg beschäftigt, wodurch die enge Verbindung von Kapital und Staat auch im Häfenbetrieb gefestigt wird.

Nach der Privatisierung immer gröDead_Prez_Resistance_Festival_2009_1ßerer Teile der Flüchtlingslager wie Trais­kir­chen, Thalham, Bad Kreuzen und Reichenau macht der bürgerliche Staat jetzt ei­nen großen Schritt vor­wärts im Inter­es­se der Kapitalisten. G4S rechnet in ihrem Privatgefängnis für Schub­häft­lin­ge in Vordernberg mit einer „Wert­schö­pfung von rund 13 Millio­nen Euro im Jahr“.

Wie auch die Musikgruppe Dead Prez be­tont, werden Gefängnisse im­mer mehr zu Privatunter­neh­men, die hohe Ge­­winne versprechen. Und sie sagen auch, was wir dagegen tun müs­sen: Wir brauchen eine Revolution, das System wird sich nicht ändern, wenn wir es nicht ändern… (Dead Prez: We need a revolution)

Schließung aller Anhaltelager und Schubhäfen!

Freiheit für alle Schubhäftlinge!

Kampf gegen kapitalistische Ausbeutung und Repression!

Für proletarische Revolution!

IA«RKP

Initiative für den Aufbau einer

Revolutionär-Kommunistischen Partei

Stiftgasse 8, A-1070 Wien, ia.rkp2017@yahoo.com

iarkp.wordpress.com

 

Proletarische Revolution

Revolutionär-kommunistische Zeitung in Österreich

prolrevol.wordpress.com

(zum Dead Prez Konzert 2.2.14)

UKRAINE – اکرائین: صحنه کشمکش برای کسب قدرت ونفوذ بیشتر، میان اتحادیه اروپا وروسیه

27. Januar 2014

اکرائین: صحنه کشمکش برای کسب قدرت ونفوذ بیشتر، میان اتحادیه اروپا وروسیه

چند هفته‌ای است که کیف و دیگر شهرهای اکرائین شاهد تظاهرات و تجمعاتی است که  بعضا ده تا صدهزارنفر در آن شرکت می‌کنند. در سوم دسامبر کوشش شد با ارایه یک پیشنهاد عدم اعتماد به دولت، انتخابات جدیدی برگزار شود که با شکست روبرو گردید. درحالیکه هنوزهزاران  نفر به امید برگزاری انتخابات به خیابان‌ها می‌روند. دربین توده‌های مردم یک نارضایی بزرگ علیه دولت ارتجاعی یانوکوویچ دیده می‌شود و خشم و نفرت مردم را علیه تمامی دار و دسته‌های بورژوازی  به خوبی می‌توان مشاهده کرد. تعجب‌آور نیست که از طرف مخالفین، چهره‌های معروف بوکس، هنرپیشه‌ها و افرادی مشابه آن‌ها به مردم معرفی می‌شوند. در این کارزار سیاسی  هیچ صحبتی از مقاومت به حق و خود به خودی توده‌های مردم علیه دولت تا مغز استخوان ارتجاعی، فاسد و طرف‌دار روسیه در میان نیست. در واقع آنچه که امروز در اکرائین می‌گذرد، لشگرکشی عظیمی است که امپریالیست‌های غربی در پیوند با متحدین داخلی‌شان برای سر کار آوردن یک دولت طرف‌دارغرب به راه انداخته‌اند، که دولت یانوکوویچ قسما با آن با خشونت مقابله میکند.

نمایندگان عضو شورای هماهنگی جنبش کارگری اکرائین (KSRD) در صحبتی با پرچم سرخ به سانسور آگاهانه رسانه‌های خبری و جعل و قایع اشاره می‌کنند.

„در واقع تعداد شرکت‌کنندگان در تظاهرات آ‌‌ن‌قدر بالا نیست که رسانه‌های خبری گزارش می‌دهند و این اولین بارهم نیست که ازچنین مجامع اعتراضی بزرگ‌نمائی می‌شود.این اعتراظات در ابتدا توسط دانشجویان دانشکده‌های مختلف که بیشتر فرزندان خانواده‌های ثروتمند در آن‌ها تحصیل می‌کنند آغاز گردید. در کیف تنها در دو نقطه درمرکز شهر که ساختمان‌های اداری و دولتی در آن‌جا قرار دارند، این گردهمایی ها برگزار می‌شود… ومردم کیف به تعداد خیلی اندکی در آن شرکت می‌کنند،.به‌خصوص این‌که اکثریت شرکت‌کنندگان افرادی هستند که با تطمیع مالی از نواحی غرب اکرائین به کیف آورده شده اند“

این جنجال‌های سیاسی با انتشار بیانیه ویکتور یانوکوویچ (حزب مناطق) آغاز شد که اعلام کرد، قرارداد همکاری با اتحادیه اروپا را امضا نخواهد کرد!

اهمیت اکرائین برای اتحادیه اروپا که جمعیتی بالغ بر ۴۶میلیون نفر دارد، در مرتبه اول گسترش بازار و دست‌یابی به منابع زیر زمینی، کشاورزی و صنعتی این کشور است. اضافه بر آن با ورود اکرائین به اتحادیه اروپا می‌بایست همکاری نظامی در چارچوب «سیاست مشترک امنیتی و دفاعی(GSVP)» پیگری شود، هدفی که گسترش حوزه نفوذ اتحادیه اروپا را در جنوب غربی تا مرز روسیه دنبال می‌کند.

پر واضح است که یانوکوویچ مخالف اصولی همکاری با اتحادیه اروپا و آمریکا نیست ولی از طرف دیگر او خواهان ادامه تامین هژمونی روسیه در اکرائین است. تا کنون تجارت خارجی اکرائین بیش ازهمه با روسیه بوده است. پوتین درصورت امضای قرارداد همکاری‌های دوجانبه با اتحادیه اروپا این کشور را تهدید به افزایش قیمت نفت و گاز و نیز تعرفه‌های گمرکی بر کالاهای صادراتی اکرائین کرده بود.

نماینده KSRD یانوکوویچ را نماینده  سرمایه صنعتی اکرائین معرفی می کند ومی گوید «منافع این سرمایه درشرایط فعلی دراتحادیه اروپا قرارندارد و باز شدن مرزها به روی اتحادیه اروپا شرایط را برای بورژوازی اکرائین نامناسب خواهد کرد. چون صندوق جهانی پول (IWF)  و اتحادیه اروپا (ٍEU) خواستار پیاده کردن سلسله رفرم‌هایی همانند بلغارستان و رومانی در این کشور هستند. آ‌ن‌ها می‌خواهند اکرائین را مجبور به تعدیل دست‌آوردهای اجتماعی و ریاضت اقتصادی و کاهش حقوق بازنشستگی و خصوصی‌سازی صنایع کنند که این تدابیر بازار داخلی اکرائین را محدود ودرنتیجه تضادهای طبقاتی را تشدید خواهد کرد».

 جالب این‌که فراخوان اپوزوسیون بورژوازی برای برپایی یک اعتصاب سراسری در اول دسامبر با شکست مواجه شد. تنها در اندک نقاطی که اپوزوسیون بورژوازی قدرت را در دست داشت کارگران و کارمندان دست از کار کشیدند.

اکثریت طبقه کارگر نه در تجمعات نیروهای طرفدار اتحادیه اروپا شرکت کردند و نه در اکسیون‌های جانبداران الحاق به روسیه. اپوزوسیون بورژوازی در اکرائین کاملا هدفمند توسط آلمان پشتیبانی واصولا بنا شده است. به عنوان مثال حزب (UDAR)- ائتلاف دمکراتیک اکرائین برای اصلاحات- با انتخاب بوکسور سنگین‌وزن، ویتالی کلیچکو، که دراکرائین و آلمان محبوبیت بالایی دارد، درهمکاری تنگاتنگ با بنیاد کنراد  ادنائر، درسال 2010 تاسیس شد و مورد پشتیبانی کامل مالی و تبلیغاتی آن قراردارد. ازطرف دیگر همکاری مستقیمی با دفتر صدر اعظم آلمان، جهت آماده ساختن یک چهره مناسب برای کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری آینده در جریان است که نمایندگان‌شان به طور منظم با کلیچکو در حال گفتگو و تبادل نظر اند. حزب سرزمین پدری هم عوام‌فریبانه خواستار آزادی یولیا تیموچنکو که بخاطر دزدی تجاری‌اش با روسیه در زندان به‌سر می‌برد، می‌شود. سومین  نیروی معروف مخالف، حزب اسوبودا (آزادی) است که با تحریکات ضدّ کمونیستی و ضدّ یهودیت و نیز دشمنی با اقلیت‌های ملی و مذهبی در صحنه سیاسی حضور دارد. آبشخوار این  جریان فاشیستی مخوف، «سازمان ملی گرایان اکرائین (OUN)» و «ارتش قیام اکرائین(UPA)» است که در جنگ جهانی دوم در کنار فاشیسم هیتلری و علیه شوروی سوسیالیستی قرارداشتند. این‌ها نیروهایی بودند که در کیف مجسمه لنین را به پایین کشیدند.

توده‌های مردم در فقر و بیکاری بزرگی به سر می‌برند و هیچ‌گونه دورنمایی را برای بهبود وضع خود نمی‌بینند. خیانت به سوسیالیسم، و چهل‌سال دروغ و جا زدن سرمایه‌داری بوروکراتیک دولتی به‌عنوان «سوسیالیسم واقعی» مردم را به گمراهی و ناآگاهی مفرطی سوق داده است که فایق شدن بر آن‌ها شرط لازم برای رهبری طبقه کارگر و اتخاذ موضع انقلابی است. مسئله مهم این‌جاست که در اکرائین سازمانی مانند KSRD – عضوسازمان انقلابی جهانی (ICOR) حضور فعال سیاسی دارد. چون همکاری و پشتیبانی دوجانبه در ICOR از اهمیت بالایی برای کمک‌رسانی به سازمان‌های انقلابی که برای رهایی ملی و اجتماعی به خصوص در کشورهای اروپای شرقی مبارزه می‌کنند می‌باشد.

این مقاله ازنشریه پرچم سرخ ارگان حزب مارکسیست-لنینیستی آلمان برداشت شده است که ترجمه آن درا ختیار جنبش قرار می‌گیرد.

    25/01/2014                                         یکی از فعالین چپ در وین – اطریش

Tod dem Faschismus, Kampf dem Kapital –für den Kommunismus international!

21. Januar 2014

DOWNLOAD FB01-Faschisten-AkBallA5

Den Kampf gegen den Faschismus als Angriff auf die Unterdrückung durch die Kapitalisten und ihren Staat führen!

Jedes Jahr im Jänner schützt in Wien ein riesen Aufgebot von hochgerüsteten und kampftrainierten Polizisten die Hofburg, um das als Ballveranstaltung der Burschenschafter getarnte Treffen von alten und neuen Faschisten zu schützen. Auch heuer wieder protestieren viele demokratische, sozialistische, anarchistische und kommunistische Organisationen dagegen. KZ-Überlebende fordern ein Verbot dieser neuerdings „Akademiker-Ball“ genannten Provokation (früher WKR).

Aber der Druck der antifaschistischen Bewegung ist noch nicht stark genug, um diese Provokation zu verhindern. Und die Herrschenden in Österreich haben offensichtlich ein großes Interesse daran, den Rechtsextremisten und Faschisten keine Schwierigkeiten zu bereiten, solange sie nicht systematisch und offen Mord und Totschlag begehen oder gutheißen – wie etwa die „Ungarische Garde“ der Jobbik oder die „Goldene Morgendämmerung“ in Griechenland. Faschistische Propaganda wird – solange nicht offen das Hitler-Regime verherrlicht wird – von den österreichischen Politikern und Behörden meist als abweichende „Meinung“ toleriert. Aber wir sagen:

Faschismus ist keine Meinung sondern ein Verbrechen!

Teile der österreichischen Kapitalistenklasse finanzieren die traditio­nelle Nazi-Propaganda weiter, andere finanzieren Faschisten in modernerem Gewand. Beide wollen diese Gruppierungen in Reserve behalten, weil sich das schon in den 1930er Jahren im Klassenkampf von oben zur Nieder­schlagung der Arbei­ter/in­nenbewe­gung bewährt hat.

Zur Aufrechterhaltung ihrer Ausbeuterordnung und zur Steigerung ihrer Maxi­mal­profite hält die Monopolbourgeoisie immer verschiedene Mittel bereit, eines davon ist der Faschismus – die offen terroristische Herrs­chaftsform der reaktionärsten Teile des Mono­pol­kapitals über die Arbeiter/innenklasse. Aus diesem Grund dürfen sich auch Fa­schisten und Hitler-Verehrer in der Hofburg treffen und werden dabei von der Polizei vor protestierenden Antifa­schist/innen massiv geschützt.

Wiener Polizisten schützen die Faschisten!

Wir Revolutionären Kommunist/innen meinen, dass in Österreich keine relevanten Teile der herrschenden Klasse in nächster Zeit zum Faschismus greifen wollen, weil er zwar eine äußerst brutale zugleich aber instabile Herrschaftsform ist. Die heutige bürger­lich-parlamentarische Form der Unterdrückung im Rahmen des imperialistischen EU-Pro­jekts wird auch die nächsten Jahre bevorzugt.

Organisationen, die heute als praktische Hauptaufgabe im politi­schen Klas­senkampf die Verteidigung der bür­ger­lichen Demokra­tie „gegen den Fa­schis­mus“ oder „gegen die FPÖ“ auf ihre Fah­nen schrei­ben, stabilisieren die kapitalistische Ausbeuterordnung. Sie führen die antifaschisti­sche Mas­senbewegung in die Irre– im schlimmsten Fall so­gar gemeinsam mit der SPÖ gegen die ÖVP und FPÖ, also mit der Mehrheit der Aus­beu­ter­regierung gegen die „rechten und rechts­extremen Kräfte“.

Wir müssen gegen die Faschisten käm­pfe­risch auftreten, wenn sie sich in der Öf­­fent­lichkeit zeigen, weil sie die bru­tals­te Art der Unterdrückung der Arbei­ter/in­nenklasse und Volksmassen verkörpern. Aber wir sollten dabei nicht übersehen: Die massenhaften Depor­ta­tio­nen von Migrant/innen, ihre Behand­lung mit rassis­ti­schen Sondergesetzen, die Benachteiligung in Schulen, am Ar­beitsplatz und im öffentlichen Raum usw. werden meist  nicht von Fa­schis­ten organisiert, sondern von demo­­kra­tischen Beamten im Auftrag der SPVP-Regierung und des dahinter ste­hen­­den Monopolka­pitals gegen diejenigen geführt, die vor den schrecklichen Auswirkungen des Imperialismus, auch des österreichischen, in ihren Ländern hierher flüchten. Nur gemeinsam werden wir das Unterdrückersystem besiegen.

Hinter den Faschisten steht das Kapital! Der Kampf um Befreiung ist internatio­nal!

 

Der Kampf gegen die besonders reaktionären und aggressiven Elemente des Un­terdrücker- und Ausbeuterregimes in Österreich muss verbunden werden mit dem Kampf gegen die kapitalistische Ausbeuterordnung selbst, mit dem Kampf für den Sturz der Kapitalistenklasse in einer proletarischen Revolution, mit dem Kampf für eine sozialistische Gesellschaft unter der unumschränkten Herrschaft der Arbeiter/innenklasse.

Faschos in die Goschn haun – IARKP aufbaun!

Wir verbreiten seit 1995 Flugblätter, mit denen wir uns vor allem an klas­senbewusste Arbei­te­r/in­nen wenden. Die Texte wer­den auch in der seit 2001 er­scheinenden Zeitung ‚Prole­ta­ri­sche Revolu­tion’ ab­ge­druckt. Unser Ziel ist eine Ge­sell­schafts­­ord­nung ohne Klassen, ohne Unter­drü­ckung und Aus­beu­tung. Dazu muss die Klas­se der Ar­bei­terin­nen und Arbei­ter eine eigene Kampf­partei aufbauen, die Macht erobern, die Be­si­tzer der Pro­duk­tions­mittel enteignen und den Klassen­kampf fortsetzen, bis alle Reste der bürger­lichen Ordnung ver­­schwun­den sind. Wir stellen uns in die Tradition der inter­na­tiona­len re­vo­­lutionär-kom­munistischen Bewe­gung, die Mit­te der 1960er Jahre in Aus­einan­der­se­tzung mit den Fehlern der KPdSU und in scharfem Kampf gegen die Weg­bereiter des büro­krati­schen Staats­kapi­talismus in der Sowjet­union ei­ne marxis­tisch-leni­nistische Ge­ne­rallinie vertei­digt hat und zur Grün­dung neuer kommunisti­scher Par­tei­en führte. Wir sind revo­lutionäre Kommunis­t/innen und des­halb nicht in der KPÖ organisiert.

IA«RKP

Initiative für den Aufbau einer

Revolutionär-Kommunistischen Partei

Stiftgasse 8, A-1070 Wien,  ia.rkp2017@yahoo.com, iarkp.wordpress.com

Proletarische Revolution

Revolutionär-kommunistische Zeitung
in Österreich

prolrevol.wordpress.com

20.1.2014

25.1.14: Internationaler Tag der Solidarität und des Kampfes für die bedingungslose Freilassung der politischen Gefangenen in Indien

19. Januar 2014

DOWNLOAD FB01-Indien-Solitag24jan

In Indien leiden mehr als 10.000 angebliche Maoisten in Gefängnissen, hinzugezählt werden müssen weitere Tausende von Gefangenen aus den nationalen Befreiungsbewegungen (Kaschmir, Manipur, etc.) und aus anderen demokratischen Bewegungen.

Neben den Führern und Führerinnen, Kadern und Mitgliedern der PLGA (Volksbefreiungs-Guerillaarmee) sind mehr als 90% sogenannte Adivasi, Dorfbewohnerinnen und -bewohner, die Widerstand gegen erzwungene Evakuierungen geleistet haben; Bauern und Bäuerinnen, die gegen Abmachungen zur Ausbeutung des Volkes und zur weiteren imperialistischen Plünderung natürlicher Ressourcen gekämpft haben, die zwischen Regierungen und transnationalen Konzernen geschlossen werden sollten; Aktivisten der nationalen Minderheiten, die sich gegen die aufkommende Bedrohung durch den kommunalistischen Hindufaschismus organisiert haben; Studenten, Intellektuelle und Künstler von der RDF und anderer demokratischer Organisationen, die sich der Solidarität mit dem indischen Volk schuldig gemacht haben, das sich dem Krieg stellt, den der indische Staat gegen es führt; Frauen aus dem Volk, Feministinnen, die sich gegen den ungeheuren Anstieg von Vergewaltigungen zusammengeschlossen haben, welche zum Teil von bewaffneten und polizeilichen Kräften begangen werden und von paramilitärischen faschistischen Truppen, bezahlt vom Staat, als eine Waffe im Krieg gegen das Volk.

In den Gefängnissen sind die Gefangenen allen Sorten von Schikane, Folter, Verweigerung von Rechten, unmenschlichen Lebensbedingungen, willkürlichen Verlegungen, brutalen Angriffen und Bestrafungen durch Einzelhaft ausgesetzt, und die inhaftierten Frauen werden oft vergewaltigt.

Trotz der harten Haftbedingungen leisten die Gefangenen Widerstand und kämpfen mit revolutionärem Geist, sie machen die dunklen Gefängnisse, in die sie gesperrt sind, zu einer Kampffront gegen den aufkommenden Faschismus in Indien und gegen die indische Regierung. Der Kampf für ihre bedingungslose Freilassung ist eine dringende Aufgabe für alle solidarischen Kräfte und Freunde des indischen Volkes, und er ist ein wesentlicher Bestandteil der Unterstützung für den Sieg ihres Befreiungskrieges.

Aber ganz Indien wird von den herrschenden Klassen immer mehr in ein „Gefängnis für Volksbewegungen“ verwandelt.

Seit Mitte 2009 setzten die indischen herrschenden Klassen, unter Führung und mit Beihilfe der Imperialisten, die mehrgleisige und landesweite Offensive namens Operation Green Hunt ein – ein Krieg gegen das Volk, zur Auslöschung der maoistischen Bewegung und zur Unterdrückung der aufrichtigen Kämpfe des Volkes. Während die Repression gegen unterdrückte Massen ein Markenzeichen jedes ausbeuterischen Staates ist und immer eine Eigenschaft des indischen Staates gewesen ist, übertrifft diese Operation alle vorherigen Offensiven sowohl in Umfang als auch in Brutalität.

Tausende von Führerinnen und Führern sowie Mitgliedern revolutionärer und demokratischer Massenorganisationen sind umgebracht, gefoltert oder in Gefängnisse gesteckt worden. Falschen Anschuldigungen ausgesetzt, haben viele von ihnen harte Strafen erhalten.

Massaker, Gruppenvergewaltigungen, Plünderung und Zerstörung von Dörfern durch bewaffnete Truppen sind mittlerweile an der Tagesordnung. Die Operation Green Hunt-Krieg gegen das Volk – hat angeblich das Ziel, die maoistische Bewegung auszulöschen, doch in Wirklichkeit zielt sie darauf, alle echten demokratischen Forderungen des Volkes zu unterdrücken, indem sie ihnen Verbindungen zur CPI (Maoist) anhängt und die drakonischen Strafen verhängt, welche Zentralregierung und die Regierungen der einzelnen Bundesstaaten beschlossen haben, um Führerinnen und Führer des Volkes als „Anti-Nationale oder Terroristen“ zu brandmarken.

Stoppt die Operation Greent Hunt, stoppt den Krieg gegen das Volk! Doch der Befreiungskrieg der Massen in Indien kann durch die grausame Repression nicht aufgehalten werden, vielmehr weitet sich die politische und moralische Solidarität mit dem Befreiungskrieg aus.

Viele internationale Initiativen und Bemühungen haben Solidarität mit den Menschen in Indien aufgebaut und ihren Kampf um Befreiung unterstützt, darunter die großartige Internationale Konferenz in Hamburg und die Internationalen Aktionstage, die das Internationale Unterstützungskomitee organisiert hat. Diese Initiativen hatten Auswirkungen auf der ganzen Welt und in Indien selbst, haben dem Imperialismus und der indischen Regierung Schläge ausgeteilt, letztere reagiert mittlerweile damit, dass sie die Regierungen vor allem der EU bedrängt, diese Solidaritätsinitiativen zu unterbinden.

Aus diesem Grund ist es heute notwendiger denn je, diese Solidarität weiter zu konsolidieren und auszuweiten.

Darum rufen wir auf zu einem großen Internationalen Tag der Solidarität und des Kampfes für die bedingungslose Freilassung der politischen Gefangenen in Indien am 25. Januar 2014.

Internationales Komitee zur Unterstützung des Volkskriegs in Indien, 5. Dezember 2013 (leicht überarbeitet)

Teilnahme und Informationen: csgpindia@gmail.com;

Neuer Blog auf Englisch: icspwindia.wordpress.com

Kommt in Wienzur

Protest- und Solidaritätsaktion

am 25.1. um 11 Uhr

1160 Yppenplatz

IARKP

Initiative für den Aufbau einer

Revolutionär-Kommunistischen Partei

Stiftgasse 8, A-1070 Wien, ia.rkp2017@yahoo.com

iarkp.wordpress.com

Proletarische Revolution

Revolutionär-kommunistische Zeitung in Österreich

prolrevol.wordpress.com

Keine österreichischen oder anderen UNO-Truppen in die Zentralafrika­nische Republik! Schluss mit der französischen Militärintervention!

11. Januar 2014

Am 10. Jänner gab der österreichische Kriegs­minister Klug bekannt, dass der Einsatz öster­rei­chischer Solda­ten in der Zentral­afrikanischen Republik „geprüft“ wer­de. Wieder einmal, wie schon vor 5 Jahren unter dem damaligen Kriegs­minister Darabosch im Tschad, plant Österreich an der Seite Frankreichs seine globalen Wirt­schafts­interessen auch militärisch deutlich zu ma­chen. Damit soll im internationalen Konkur­renz­kampf klargestellt werden, dass sich der öster­rei­chische Im­pe­rialismus nicht mit seiner Vormacht­stellung am Bal­kan (in den traditionellen Herr­schaftsgebieten der Habsburger-Monarchie) be­gnügt, sondern weltweit An­sprü­che anmeldet.

Frankreich braucht in Zentralafrika stabile Aus­beutungs- und Herrschaftsverhältnisse – und der österreichische Imperialismus will als Junior­partner dabei sein.

Am 10.1. gaben der ZAR-Präsident Michel Djotodian und Regierungschef Nicolas Tiangaye ihren Rücktritt bekannt, weil die Interimsregierung international unter ständig steigendem Druck stand.

Frankreich schlägt zur Stabilisierung der (Ausbeutungs-) Verhältnisse in der Zentralafrikanischen Republik eine UNO-Truppe von 6.000 bis 9.000 Mann vor, zusätzlich zu einer „panafrikanischen“ Truppe MISCA der Afri­ka­ni­schen Union, die auf 3.600 Mann aufge­stockt werden soll, aber schon ihre jetzige Sollstärke (derzeit sind es 2.100 Mann) aus Soldaten- und Materialmangel  nicht zustande bringt. Die MISCA hat größte Teile der zentral­afrika­nischen Be­völkerung von vornherein gegen sich – allein schon weil sie zur Hälfte aus tschadischem Militär besteht. Das tschadi­sche Regime ist an der langen oder manchmal auch sehr kur­zen französischen Leine und (wenn es nicht selbst gera­de von der französischen Armee vor Rebellen gerettet wer­den muss) sehr umtriebig in anderen Ländern, spe­ziell auch in Zentralafrika. Dort hatte es beim Putsch 2003 wie auch beim Putsch 2013 die Hände massiv im Spiel .

Seit 2002 waren französische Truppen am Rande des Flughafens Bangui stationiert, die im März 2013 ver­stärkt wurden – insgesamt knapp 500 Soldaten. Am 26. November 2013 gab der französische Kriegsminister bekannt, dass weitere 1.000 Mann Truppen verlegt würden. Ziel war die „Säube­rung“ der Hauptstadt und wichtiger Landesteile von „be­waff­neten Banden“, der „Schutz der Bevölkerung“, „hu­ma­nitäre Hilfe“ – sowie, hier leuchtet schon mehr das prak­tische Interesse durch, die „Sicherung der wichtigen Stra­ßenverbindungen nach Kamerun und Tschad, die für die Wirtschaft dieses (von anderen Staaten) eingeschlossenen Landes lebenswichtig sind“. Ein früherer ZAR-Ministerpräsident, Ziguélé, war für die Intervention („Ich habe kein Problem da­mit … Philosophieren kann man später, jetzt müssen Men­schenleben gerettet werden.“), der damals  amtierende Tiangaye, der schon vor dem Putsch (seit Jänner 2013) der letzte Premierminister Bozizé’s, war auch nicht dagegen – anscheinend rechneten sich beide Gruppie­run­gen gute Chancen als Klinken- und zukünftige Stiefel­putzer aus.

Französische Zeitungen zitierten damals eine verlogene Stellung­nah­me des französischen Außenministeriums, „man dürfe nur den Afri­ka­nern hel­fen, nicht sich an deren Stelle setzen“, und mahnen scheinheilig, „Frankreich müsse jede Zweideutigkeit ver­meiden in einem Land, wo es als alte Kolonialmacht lange Zeit nach Belieben Regierungen ein- und abgesetzt hat“ (Le Monde, 26.11.13).

Das Muster ist bekannt, zuletzt aus Côte d’Ivoire und Mali: Frankreich erledigt das Gröbste im Alleingang, besetzt die Schlüsselpositionen und hätte dann gerne seine Rolle in­ternational abgesichert. Auch ein Waffenlieferboykott ge­gen Zentralafrika wird der UNO vorgeschlagen – „mit Aus­nahme von Militärmaterial, das für die MISCA und für fran­zösische Truppen bestimmt ist“.

Natürlich geht es – wie immer, wenn die Imperialisten sich militärisch einmischen – um eine „zeit­lich befristete Intervention, um die Ordnung wiederherzustellen und die hu­manitäre Situation zu verbessern“. Seitens des französischen Imperia­lismus ist schon seit längerem die Rede von „allgemeinem Cha­os“, „Ausbruch der Anarchie“, „schweren Kriegsver­bre­chen und Verbrechen gegen die Menschlichkeit“, das „Ge­spenst eines religiösen und ethnischen Konflikts“ gehe um, Zentralafrika sei dabei, zu einem „Tummelplatz von Extre­misten und bewaffneten Gruppen“ zu werden, man müsse verhindern, „dass die Krise außer Kontrolle gerate“ …. alles was üblicherweise zur „humanitären“ Rechtfertigung einer Militärintervention durch imperialistische Truppen an­geführt wird.

Außenminister Fa­bius bemühte auch die „extrem hohe Kindersterblichkeit“ und dass „eineinhalb Millionen Menschen hun­gern“ – was offenbar erst in den letzten Wo­chen vom afrika­ni­schen Himmel fiel und womit das frü­he­re fran­zösische Quis­ling-Regime und der französische Neo­kolonialismus gar nichts zu tun haben.

Tatsächlich wird Zentralafrika seit Monaten von „Unru­hen“, bewaffneten Zusammenstößen, Übergriffen maro­die­render Banden (darunter auch solche ausländischer Her­kunft und solche bestehend aus ehemaligen Regierungs­sol­da­ten) er­schüttert. In den Reihen der Séléka, einer wild zusammengewürfelten Truppe, kämpfen neben Zentralafrikanern auch aus Darfour geflüchtete Janjaweed-Mi­li­zen sowie tschadische Rebellen gegen das dortige Déby-Regime – was eben dieses Regime nicht daran hinderte, die Séléka finanziell, logistisch und militärisch zu unterstützen, um den alten Spezl Bozizé zu­gunsten eines hoffentlich noch besseren Spezls zu entsor­gen. Das französische Militär, das Bozizé 2007 noch bei der Bekämpfung von Rebellen an der sudanesischen Gren­ze unterstützt hatte, griff diesmal nicht ein. Die tschadische Armee, die noch im Dezember 2012 die Rebellen vor den Toren Bangui’s gestoppt hatte, ebenfalls nicht. Bozizé hatte ausgedient. Die desolate Regierungsarmee zerfiel im Nu, die 800 Mann „Prä­si­den­tengarde“, eine seit 2003 berüchtig­te Bande von brutalen Schlächtern, wurde rasch überwäl­tigt. Das UNO-Haupt­quartier in Bangui wurde bei dieser Gelegenheit verwüstet – bloße Plünderung oder doch eine politische Aktion? Der Putsch ging aber dennoch nicht sang- und klanglos über die Bühne. Seither liefern sich Ver­bände der („über­wiegend moslemischen“) Séléka und solche der („christ­lichen“) Anti-Balaka-Miliz, aber auch al­le mögli­chen ­bewaffneten Gruppen und Banden, bewaff­nete Ausei­nan­dersetzungen, v.a. im Nordwesten des Lan­des, zuletzt auch in der Hauptstadt Bangui – wobei das „mos­lemisch“ und „christlich“ hier mehr noch als anderswo nur die Bedeutung hat, dass man sich in höch­s­ter Not halt an irgendwelchen Strukturen orientiert, die einem helfen, dass man nicht sofort ausgeraubt und umge­bracht wird. Frank­reich versuchte, das neue Regime unter Kontrolle zu bekommen und zu sta­bilisieren – mit allem Brim­bo­rium, von einem Übergangspräsidenten bis zu spä­te­ren Wahlen (nach einer dreijährigen Über­gangsperiode). So kam es al­lerdings nicht. Größte Teile der Séléka ver­selb­ständigten sich gegenüber Djotodia und begannen, ihr eigenes Spiel zu spielen – mit wem jeweils auch immer im Hintergrund. Bozizé, im März geflüchtet und seither in Pa­ris, orga­ni­sier­te von dort aus den Widerstand gegen das Putsch­regime. Die Rebellenarmee der Séléka wurde von Djotodia zwar formell „aufgelöst“, wird aber de facto immer größer (aus ursprünglich 4.000 wurden inzwischen 25.000 Mann) – wie­wohl diese keinerlei ge­schlossenen Verband bilden, son­dern „jedes Bataillon sich unabhängig gemacht hat und keinerlei Befehle mehr entge­gen­nimmt, von wem auch im­mer“ („Afrique Asie“, Nov. 2013). Der Staatsapparat ist – außer bis vor kurzem in der Haupt­stadt – praktisch nicht mehr vor­handen, die Infra­struk­tur weit­gehend zusammenge­bro­chen. Es schaut alles nach so­ma­lischen (oder auch liby­schen) Verhältnissen aus. Es käm­pfen auch örtliche Selbst­verteidigungsmilizen ge­gen Über­fälle der Séléka und ande­rer Verbände und Ban­den. Die­se Milizen sind ein wichtiges Element der Ent­wick­lung. „Afrique Asie“ schreibt: „Es ist gerade dieser Aspekt der Si­tua­tion, der den Wes­ten beunru­higt und ihn dazu ver­an­lassen könnte, rasch entschlossene Maßnahmen zu er­grei­fen.“ Die Zeitschrift er­gänzt, dass die Selbstver­tei­di­gungs­mi­lizen, obwohl verständlich, „zwangs­läufig die Spirale der Ge­walt weiter nach oben drehen“ – statt dass sie sich ab­schlachten lassen und darauf warten, dass Frank­reich sie er­löst. Natürlich, denn nichts fürchtet die Bour­geoi­sie mehr, als dass Teile des Volkes irgend­et­was selbst in die Hand nehmen und sich womöglich selbst vertei­di­gen. Kein Wun­der, dass sich die französische Bour­geoisie fragt: Wie soll man denn unter solchen Verhält­nis­sen das Land be­herr­schen und ausbeuten?

Das Land selbst, ein extremes Armenhaus,  hat aber doch einiges an Bo­denschätzen und anderen Ressourcen. Der französische Atom­kon­zern Areva betreibt eine Uranmine (allerdings wur­de 2011 der Abbau für zwei Jahre unter­brochen – Grund war der Preis­verfall bei Uran nach der Katastrophe von Fukushima), an der Grenze zum Tschad gibt es Erdöl­vorkommen (die sich allerdings 2012 bereits die China Na­tio­nal Petroleum Corporation CNPC gesichert hat), Res­sour­cen an Tropenholz und Natur­kautschuk werden von fran­zösischen „Geschäfts­leuten“ auf Basis von korrupten Regierungslizenzen ausge­beutet. Edel­steine und einige Mi­ne­ralien werden „wild“ abgebaut und außer Landes ge­schmug­gelt, ebenso Elfen­bein.

Abgesehen davon befindet sich das Land aber in einer wich­tigen strategischen Lage. Seine Nachbarstaaten sind u.a. die Demokratische Republik Kongo, Tschad, Sudan, Südsudan und Uganda – lauter bekannte Namen aus der Chronik der Rohstoff- und Rebellenkriege. Im Falle der wei­teren Zersetzung könnte es auch leicht zum Auf­marsch­gebiet irgend­wel­cher „Rebellen“, darunter tschadischer ge­gen den Tschad, werden und damit eine weitere französi­sche Bastion gefähr­den.

Wieder einmal betätigt sich der Brandstifter als Feuerwehrmann, und wie­der kann er nur schlecht sein vollständiges Desinteresse am zen­tral­afrikanischen Volk und sein sehr konkretes Interesse an der politischen Kontrolle und an der Ausbeutung des Lan­des verhüllen. Wieder einmal sieht der stärker werdende österreichische Imperialismus die Chance, sich international besser zu positionieren. Und wieder einmal muss daher in Frank­reich, Österreich und überall sonst gegen die geplante Militärintervention und gegen jegliche ausländische Ein­mischung in der Zen­tral­afri­kanischen Republik protestiert und aufgetreten wer­den. Das Volk muss sein Schicksal selbst in die Hand neh­men, vielleicht sind manche der genannten Selbstvertei­di­gungs­milizen Ansätze dafür. Der Im­perialismus hat noch nie und nirgends ein Problem im Sinne der Interessen der Völker Afrikas gelöst – war und ist aber immer und überall die Wur­zel dieser Probleme und die Triebkraft ihrer Ver­schär­fung.

 

Keine österreichischen oder anderen UNO-Truppen in die Zentralafrikanische Republik!

Schluss mit der französischen Militärintervention!

Imperialistische Truppen raus aus Afrika!

 

————————————————————————————————————–

Wir verbreiten seit 1995 Flugblätter, mit denen wir uns vor allem an klas­senbewusste Arbeiter/innen wenden. Die Texte wer­den auch in der seit 2001 er­scheinenden Zeitung ‚Proletarische Revolu­tion’ ab­ge­druckt. Unser Ziel ist eine Ge­sellschaftsord­nung ohne Klassen, ohne Unter­drückung und Aus­beu­tung. Dazu muss die Klasse der Arbeiterin­nen und Arbei­ter eine eigene Kampf­partei auf­bauen, die Macht erobern, die Be­sitzer der Pro­duk­tions­mittel enteignen und den Klassen­kampf fortsetzen, bis alle Reste der bürger­lichen Ordnung verschwun­den sind. Wir stellen uns in die Tradition der interna­tiona­len re­volutionär-kommunistischen Bewegung, die Mit­te der 1960er Jahre in Auseinan­der­se­tzung mit den Fehlern der KPdSU und in scharfem Kampf gegen die Weg­bereiter des büro­kratischen Staats­kapi­talismus in der Sowjet­union eine marxistisch-leni­nistische Generallinie vertei­digt hat und zur Grün­dung neuer kommunistischer Par­tei­en führte. Wir sind revolutionäre Kommunis­t/innen und des­halb nicht in der KPÖ organisiert.

IA«RKP

Initiative für den Aufbau einer

Revolutionär-Kommunistischen Partei

Stiftgasse 8, A-1070 Wien, ia.rkp2017@yahoo.com

iarkp.wordpress.com

 

Proletarische Revolution

Revolutionär-kommunistische Zeitung in Österreich

prolrevol.wordpress.com