برچیده باد نظام سرمایه داری! زنده باد انقلاب پرولتری – Erster Mai

برچیده باد نظام سرمایه داری!     زنده باد انقلاب پرولتری!

به‌عینه قابل مشاهده است که در جامعه ما دو طبقه مهم وجود دارد – یکیاز نظر کمی بسیار کوچک ولی از نظرسیاسی کاملا قدرتمند، و دیگری با کمیتی بزرگ ولی از نظر سیاسی فاقد قدرت. چندین دهه است که در اتریش معدودی از افراد روز بروز ثروتمندترمی‌شوند- صاحبان کارخانجات، بانک‌ها، شرکت‌های بیمه، حمل و نقل و موسسات تجاری و غیره. در مقابل اینان انبوه توده‌های مردم قراردارند – کارگران و کارمندان – مردم زحمتکشی که نزدیک به سی سال در مقایسه با سال 1985 هیچگونه افزایش حقوق واقعی نداشته و دایم برای تامین نیازهای ابتدایی خود دچار مشکل بوده‌اند. طبق آمارهای رسمی نزدیک به دو میلیون نفر در مرز و یا زیرخط فقر زندگی می‌کنند.

دوطبقه شاخص جامعه سرمایه داری عبارتند از صاحبان سرمایه و زاییده‌های آن که از سود سرمایه‌گذاری‌شان زندگی اتگلی خودرا سپری می‌کنند و طبقه کارگر (کارگران، کارمندان و وابستگان غیر شاغل آن‌ها مانند زنان خانه‌دار، بازنشستگان، کودکان) که ازدستمزد و ازمالیات و درآمدهای عمومی دیگر و یا از خدمات اجتماعی دولتی زندگی می‌کنند (سرمایه‌داران آن طور که همگی می‌دانند تقریبا مالیاتی نمی‌پردازند، و حتی با حمایت‌های دولتی عملا آن را پس می‌گیرند). چند دهه اخیر نشان داده است، که این دو طبقه از نظر اقتصادی وسیاسی به‌صورت آشتی ناپذیر درمقابل هم قرار دارند.

اقتصاد اتریشو90% از «گردانندگان اقتصاد» تقریبا از کارگران و کارمندان تشکیل شده است، ولی در «اطاق اقتصاد» اندک صاحبان شرکت‌های بزرگ – سرمایه انحصاری – هستند که همه چیز را تعیین می‌کنند. (علاوه بر دو طبقه اصلی، خرده بورژوازی و دیگر اقشار فی مابینی قراردارند). سرمایه‌داران اقتصاد را کنترل می‌کنند. تولید در این سیستم اساسا در دست «صاحبان کارخانجات» و یا مدیران گماشته توسط سرمایه داران قرار داشته و فاقد اساس دمکراتیک است.

در جامعه سرمایه‌داری دو طبقه متخاصم با منافع متضاد در برابر هم قرار دارند (هرچند بسیاری از کارگران به آن آگاه نیستند!) تناقضی که آن را در هر مبارزه علنی یا پوشیده بین طبقات و یا تصمیم‌گیری سیاسی، که در واقع بازتاب مبارزه طبقاتی است، آشکارا می‌توان دید.در سیاست هم تا زمانی که طبقه کارگر جهت کسب مطالبات خود به مبارزه برنخیزد این طبقه سرمایه‌دار است که منافع خود را به پیش می‌راند. یک مثال تازه آن، حمایت میلیاردی از هیپو- بانک- آدریا، است که از آن «سرمایه گذاران» مثل سابق سودهای کلانی به جیب می‌زنند، در حالی که ما مالیات‌پردازان باید هزینه آن را بپردازیم. واقعیت این است که این بانک از زمان ملی شدن توسط پرول( (Pröllدر مالکیت دولت بوده ولی از آن جا که در شرایط فعلی، طبقه کارگر از نظر سیاسی توان آن را ندارد که آن را ورشکسته اعلام نماید، و راهزنان مالی را معرفی کرده، به دادگاه کشانده و مجازات کند، سرمایه‌گذاران بزرگ مانند بانکRaiffeisen و دیگر موسسات مالی همچنان بهره‌های هنگفتی از قبل مالیات های ما به جیب می‌زنند.

یک مثال دیگر که طبقه سرمایه‌دار چگونه منافع خود را به پیش می‌برد، گسیل سربازان اتریشی به بوسنی و رفتار دیکتاتورمنشانه فرماندار اتریشی بوسنی والنتین اینچکو است. طبقه سرمایه‌داران اتریش در چندسال اخیر، 1،2 میلیارد یورو در این کشور سرمایه‌گذاری کرده است (امپریالیسم اتریش با حجم یک چهارم از مجموعه سرمایه گذاری خارجی مقام اول را دربوسنی دارد) وبه همین خاطر با تمام قوا به سرکوب توده های مردم در نیمه مستعمره بوسنی مشغول است. در مقابل طبقه کارگربهلت ضعف سیاسی،نمی تواند در برابر سیاست خارجی تنفرانگیز امپریالیست خودی عکس‌العمل جدی نشان داده و همبستگی بین‌المللی اعمال کند (در حالی که بخش قابل توجهی از کارگران اتریشی ازکشورهای سابق یوگسلاوی هستند).

مثال‌های بارز دیگر که طبقه سرمایه‌داران منافع خود را در برابر طبقه کارگر بی‌شرمانه به پیش می‌برد عبارتند از: کاهش حقوق بازنشستگی، محدود کردن امکانات آموزشی، بهداشت و سلامتی، تعدیل حقوق بیکاری و طولانی کردن دایم ساعت معمول کار و ده‌ها محدودیت دیگر…

طبقه کارگر اتریش مدت‌هاست، فاقد یک سازمان مبارزاتی است که بتواند به تعرض بی‌وقفه طبقه سرمایه‌داران جواب دهد. در حوزه تشکل های صنفی، اتحادیه سراسری کارگری اتریش (ÖGB) تمامی جنبش‌های نضج گرفته از پایین را سرکوب و یا آن‌ها را به کانال منافع سرمایه هدایت می‌کند (به‌طور مثال در اعتصاب سراسری سال 2003 در اعتراض به کاهش حقوق بازنشستگی). بدیل سندیکاهای واقعی کارگری و یا گروه‌بندی‌های متشکل از این نوع به کارخانه‌های کمی منحصر بوده و در مجموع تاثیر چندانی نداشته اند. در سطح سیاسی هم سازمانی که بتواند تاثیر چشم‌گیری داشته باشد وجود ندارد. در سال‌ها و دهه‌های اخیر جوانه‌هایی از اتحاد عمل‌های مقطعی در مقابل سیستم سرکوب و استثمار سرمایه‌داری دیده شده است، مانند مبارزه علیه تحریکات راسیستی و یا فاشیستی. تجمع‌های اعنراضی بیش ازچندصد نفر فعالین این جنبشها که از اهمیت اجتماعی برخورداراست توانسته اند سیاست حاکمین را کمی به نقد عملی بکشانند.

افراد زیادی ازطبقه کارگر (و یا اقشارفی‌مابینی خرده بورژوازی) به واقعیت وجودی تقسیم طبقاتی جامعه سرمایه داری واقف نیستند- هرچند که این امری کاملا واضح است- آن‌ها نمی‌توانند تضادهای متخاصم در جامعه را تشخیص دهند. یکی ازدلایل این کوری سیاسی، تبلیغات موفقیت‌آمیز چندین دهه <همکاری اجتماعی>Sozialpartnerschaft بورژوازی است. یعنی همکاری قشرفوقانی خریداری شده طبقه کارگر – «اریستوکراسی کارگری» – توسط نمایندگان سرمایه. اقشار زیرین طبقه کارگر هم ده‌ها سال است که فاقد نماینده سیاسی و اصولا یک سازمان رزمنده و یا حزب سیاسی اند. دلیل مهم دیگر برای ضعف طبقه کارگر افتراق راسیستی، – تقسیم کارگران به منشا(نیاکان) و زبان مادری و دامن زدن به نفرت ملی – بین آن‌هاست؛ سمومی که با آن تنها در مبارزه مستقیم علیه سرمایه وسیاست‌های تفرقه‌افکنانه آن می‌توان مقابله کرد.

کمونیست‌های انقلابی به پیروی از <کارل مارکس> بر این عقیده اند که مبارزه طبقاتی نیروی پیش‌برنده تکامل تاریخ است و انقلاب پرولتاریایی و کسب قدرت سیاسی توسط طبقه کارگر پیش‌فرض برچیدن نظام استثمارگرانه موجود است. تنها با سرنگونی دیکتاتوری طبقه سرمایه‌داران و برپایی و اعمال دیکتاتوری طبقه کارگرعلیه رشد ونفوذ سرمایه در دوران گذار سوسیالیسم، می‌توان راه را برای ساختمان یک جامعه بی‌طبقه و آزاد از سرکوب و استثمار باز کرد. دیگر این‌که همبستگی بین‌اللملی تمامی کارگران جهان یکی از اصول پیروزی انقلاب پرولتری است.

ما با پیروی از <ولادیمیر ایلیچ لنین> بر این عقیده‌ایم که برای تدارک، پیش‌برد و حفظ انقلاب پرولتاریایی، همبستگی با توده‌های تحت ستم کشورهای نیمه مستعمره و وابسته امری اجتناب ناپذیر است. و ایجاد حزب رزمنده طبقه کارگر شرط لازم برای مداخله فعال در مبارزات خودجوش توده‌ها علیه سیستم سرمایه‌داری و به جلوراندن انقلاب پرولتاریایی است.

ماهمچنین به پیروی از <مائوتسه دونگ> بر این باوریم که مبارزه طبقاتی در سوسیالیسم باید ادامه یابد، برای این‌که از بوروکراتیزه شدن حزب و ایجاد یک طبقه بوروکرات جدید درون احزاب کمونیستی جلوگیری شود.

ما کمونیستهای انقلابی با تکیه بر تجارب طولانی جنبش کارگری-کمونیستی در تعداد زیادی از کشورهای جهان، می‌خواهیم سهم خود را جهت غنا بخشیدن به مبارزه کارگران علیه طبقه سرمایه‌داران و دولت‌های حامی آن‌ها ادا کنیم، و اطمینان داریم که طبقه کارگر در اتریش به تعرض طبقه سرمایه‌داران جواب خواهد داد.

در حال حاضر دشمنان ما قدرتمند به نظر می‌رسند، چون آن‌ها دستگاه دولتی و رسانه‌های خبری را در اختیار دارند، البته تا زمانی که برج و باروی آنها از حمله طبقه کارگر مصون باشد. ولی آغاز و گسترش مبارزه سیاسی- طبقاتی واقعی، نشان خواهد داد که آن‌ها و حامیان‌ شان در اتحادیه اروپا (EU) تا چه اندازه ضعیف هستند.

 کارگران سراسر جهان متحد شوید!     کارگران و خلق‌های تمامی جهان متحد شوید!                                        

 

تذکر: این اعلامیه توسط <آلترناتیو برای ایجاد حزب کمونیست انقلابی>iarkp2017@yahoo.comتهیه شده است که ترجمه فارسی آن در اختیار جنبش قرار می‌گیرد.       یکی از<فعالین چپ دروین> – اتریش

آدرس تماس:Iran- Rat:Amerlinghaus,1070 wien,stiftgasse8            gmx.at@Emai:linksaktivist

 

Advertisements

Kommentar verfassen

Trage deine Daten unten ein oder klicke ein Icon um dich einzuloggen:

WordPress.com-Logo

Du kommentierst mit Deinem WordPress.com-Konto. Abmelden / Ändern )

Twitter-Bild

Du kommentierst mit Deinem Twitter-Konto. Abmelden / Ändern )

Facebook-Foto

Du kommentierst mit Deinem Facebook-Konto. Abmelden / Ändern )

Google+ Foto

Du kommentierst mit Deinem Google+-Konto. Abmelden / Ändern )

Verbinde mit %s


%d Bloggern gefällt das: