Ende des 2. Weltkriegs – persisch

DOWNLOAD 70 jahre pers.pdf       70 jahre pers.word-doc

 

هفتادسال پیش اتریش ازسلطه فاشیسم آزادگشت وجنگ جهانی دوم به پایان رسید:

قاطعانه علیه جنگ­های امپریالیستی وفاشیسم مبارزه کنیم!

دراوایل آوریل 1945 ارتش سرخ ازمرزهای اتریشاستان بورگنلند(Burgenland) عبورکرد ووین اواسط همین ماه آزاد­شدوبدین­ترتیب زنگ روزهای آخرفاشیسم به صدا درآمد. حقیقت این است که دراین کارزارزمین­گیرشدن فاشیسم تعدادکمی اتریشی شرکت داشتند، ولی ازطرف دیگرمبارزه ومقاومت آنهائی که اسلحه به دست درمقابل فاشیسم ایستادندوبا خرابکاری درماشین جنگی نازی­ها ویا پشتیبانی ازپارتیزان­ها، مبارزه ومقاومت کردند، ازارزشی بالا وتاریخی برخورداراست.اکثریتی بزرگ اما آنهم با ترس وتاخیر، زمانی بربریت فاشیسم را محکوم کرد که دیگر خطری آنها را تهدید نمی­کرد. برای تعدادقابل ملاحظه­ای هم چرخش فکری زمانی آغازشد که دیگربمب وگلوله ازکنارگوششان ردمی شد وخطرمرگ را به عینه احساس می­کردند، بعبارت دیگردرصورت پافشاری خود قربانی حاکمیت فاشیسم ونابودی آن می شدند.

تنها درفتح وین بیست هزارسربازدیگر ارتش سرخ جان باختند، درحالیکه گروههای کوچک مقاومت حول سازمان جوانان کمونیست اتریش دراین جنبش رهائی­بخش مسلحانه شرکت داشتند. اوایل ماه مه سال 1945 اردوگاه کاراجباری ماتهازن(Mathausen) توسط نیروهای آمریکائی آزادگشت، کشارگاهی که درآن 000,100 انسان نابودگردیدند. اولین دولتی که بعداز12سال درجمهوری دوم تشکیل گردید، سرآغازایجاد دوباره اتریشی دمکراتیک بود.

باوجوداینکه %80 عملیات مقاومت ثبت شده علیه فاشیسم نازی توسط اعضاء وفعالین حزب کمونیست وجوانان کمونیست اتریش (KJVÖ) به اجرا درآمدوتقریبن تمامی گروه­های پارتیزانی وگردان­های مبارزتحت رهبری کمونیست­ها بودند، به دلیل عدم تنلسب قوا دراتریش بعدازسال 1946 باردیگریک سیستم استثماری سرمایه­داری حاکم شد. احزابی که اتریش راقبل از سال1938 به ورطه نابودی سوق داده بودند باردیگربه کمک همه جانبه قدرت­های امپریالیستی(ایالات متحده آمریکا، انگلستان، وفرانسه) دگرباره احیا وقدرت را به دست گرفتند وچهره دیکتاتوری بورژوازی را بادمکراسی بورژوازی تزئین نمودند. ازآتموقع تا کنون کارگران هم بخاطر آرایش چهره جامعه ونظام اقتصاد سرمایه داری کمی اجازه صحبت یافتند، وآنهم غیرمستقیم وازطریق اشرافیت کارگری حزبی واتحادیه های کارگری.

هفتادسال بعدازشکست فاشیسم هیتلری وتقریبن شصت سال بعداز ازاعلام رسمی بی­طرفی، اتریش امروزیک کشور امپریالیستی کوچک وعضواتحادیه اروپاست که ازمنافع بورژوازی انحصاری خودی درابعادجهانی بطورموثر دفاع می­کند. بیست سال پیش درجنگ یوگسلاوی هم دولت بی­طرفاتریش باوزیرامورخارجه آن زمانآلیوس موک(Alios Mock) نقش پیش­قراول تجزیه کشورهمسایه جنوب شرقی، یوگسلاوی را ایفا نمود و امروزطبقه سرمایه­داری اتریش ازنفوذ اقتصادی وسیاسی قابل توجهی درجنوب اروپا برخوردار است وارزش اضافی بالای را ازغارت خلق­های کشور­­های نومستعمراتی بالکان به جیب می­زند.

واقعیت این است که رقابت بین قدرت­های امپریالیستی که بخش بزرگی ازسودسرمایه را ازخارج وارد می کند بعدازبروزبحران­های سال­ 2008به شدت افزایش یافته است. به همین دلیل ما شاهد شکل­گیری پیمان­های تهاجمی وقطب­بندیهای امپریالیستی جدیدی، جهت تدارک جنگ­های آتی با هدف گسترش حوزه نفوذ نواستعماری درکشورهای هستیم که دارای ذخایرعظیم منابع خام هستند وکارگران شدیدن تحت­ستم واستثمارمی­باشند.هرچندتاکنون ده­ها جنگ بزرگ وکوچک ویا تجاوزات تظامی درچارچوب منطقه­ای باقی ماند­ه­اند، نباید براین باوربود که قدرت­های بزرگ وقطب­بتدی­های امپریالیستی خودرا به این پیما­ن­ها محدود نخواهندکرد. نه! تکامل این درگیری­ها درده سال اخیرنشان ازخطربروزجنگ­های بزرگ امپریالیستی می­دهد.درزمانی نه چندان دور چنین به نظر می­آمد که امپریالیسم آمریکا بیشترین نیروی خودرا برای جنگ علیه امپریالیسم چین دراقیانوس آرام متمرکزوردیف کرده باشد.ولی اخراج روسیه ازگروه هفت وهشت و جنگ­ درسوریه،لیبی،اکرائین وغیره ونیزتشدیددرگیری­ها دراروپای شرقی ودریای مدیترانه،قدرت­های بزرگ را به سمت جدال­های مستقیم نظامی می کشاند.

سرمایه هرچه بیشتر ازبحران­های درونی­اش به لرزه درمی آید، به جنگ به مثابه حل بحران وراه نجات کاهش سودمتوسل می گردد. مسئله این نیست که آیا بورژوازی اتریش ، امپریالیست­های اتحادیه اروپاویادیگرقطب­بندی­ها خواهان جنگ باشند، بلکه مسئله این است که آنها مجبورند زیرفشاررقابت، بدلایل اقتصادی وسیاسی واستراتژیک هم­چنان جنگ­های دیگری را آغازکنند که می­تواند به یک جنگ جهانی جدید منجرشود.

تجارب حاصله ثابت کرده است که یکی ازشرایط تدارک جنگ­ های بزرگ برچیدن دمکراسی درسرزمین خودی است، چون کارگران که اکثریت ارتش را تشکیل می­دهند آزادانه به کشتارگاه جنگ نمی­روند. دمکراسی وسیع اما ازتحمیق توده­ها به وسیله مذهب، ناسیونالیسم ودیگرتبلیغات عوام­فریبانه حاکمان سودجوجلوگیری می کند.

بدین سبب مبارزه علیه فاشیسم(دراین رابطه فاشیزه کردن جامعه) رابطه ای تنگاتنگ برای جلوگیری از جنگ دارد.

ارزیابی ما کمونیست­های انقلابی اساسن این است که نظام سرمایه­داریامپریالیستی به جنگ می انجامد، زیرا رقابت­های درون امپریالیستی (بخصوص درشرایط بحران) تنها ازراه­های مسالمت آمیزامکان­پذیرنیست. درعین حال معتقدیم که ازجنگ­های مشخصی می­توان با سازماندهی کارگران وتوده­های مردم جلوگیری بعمل آورد ویا به آنها پایان داد.

مادرمورد فاشیسم هم ازاین شیوه پیروی می کنیم وبراین باوریم که طبقه استثمارگردرصورت تشدیدمبارزه طبقاتی نهایتن مجبور خواهدشد نمای دمکراسی را به کناری نهاده وفاشیسم را برقرارسازد(همانطورکه درسال1934 دراتریش اتفاق افتاد) اینکه بخشی ازسرمایه­داری انحصاری درشرایط معینی خواهدتوانست،دولت فاشیستی را براریکه قدرت بنشاند اساسن به قدرت­یابی و مبارزه جبهه متحد ضدفاشیستی کارگران وتوده­های زحمتکش بستگی خواهدداشت.

جهت­گیری عمومی ما این است که می­بایست مبارزه دراتریش واتحادیه اروپا علیه رفتارغیرانسانی، راسیستی وسرکوب فاشیستی پناهندگان با مبارزه علیه نظامی­گری وجنگ پیوندیابد. فرارتوده­ای واصولن مقوله پناهندگی درواقع زاییده استثمارغیرقابل تصورومداخلات نظامی­ درکشورهای نیمه­مستعمره ووابسته است، جائیکه نهاد­های مانند صندوق بین المللی پول(IWF) بانک جهانی (WB)سازمان تجارت جهانی(WTO) وبخش­های ازاتحادیه اروپا(EU)، نظام­های اقتصادی واجتماعی را به آنها تحمیل می­کنندکه برای تودههای مردم گرسنگی،فقروجنگ به ارمغان می آورد. درست دراین مناطق فقرزده امپریالیست­ها به صدوراسلحه مشغولند وگروه­های وابسته به خویش را تغذیه می­کنند تا علیه رقبای دیگرواردعمل شوند وبدین ترتیب اهالی مردم را تحت لوای نزاعهای قومی ومذهبی علیه یکدیگر بشورانند.هدف اینان اغلب دست یابی به نفت ارزان ودیگرموادخام وگسترش موقعیت استراتژیک خویش برای درگیری­های بعدی است. این جنگ­افروزان سپس دررسانه­های خبری ظاهرمی­شوندواشک تمساح می­ریزند که باردیگرصد­هاپناهنده دردریای مدیترانه غرق شده­اند….

کسی که به این عوام­فریبی وبازی تنفربرانگیزامپریالیست­ها پی برده باشد بایستی دست به عمل بزند.

هرچند که امروزوضعیت مبارزه طبقاتی دراتریش برای بسیاری دلگرم کننده به نظر نمی رسد، ولی تنها چشم انداز رهائی، سرنگونی حاکمیت طبقه استثمارگراست. تنها درنظامی که اکثریت سرکوب واستثمارشدگان بتوانند، دروسعت جهانی قدرت را بدست بگیرند، دیگر کسی مجبورنخواهدشد،خانواده ودوستان خودرا ترک کندودست به سفری خطرناک بزند تا برای خود(وخانواده­اش درمحل سکونتش)

یک زندگی قابل قبول فراهم نماید.

امروز70 سال بعدازپایان حاکمیت نازی­ها شعار:

نه دوباره فاشیسم! نه دوباره جنگ!

را با مبارزه جهت سرنگونی امپریالیسم وارتجاع وبرپایی انقلاب پرولتاریایی پیوند زنیم!

Initiative für den Aufbau einer

Revolutionär-Kommunistischen Partei

Stiftgasse 8, A-1070 Wien, ia.rkp2017@yahoo.com

Proletarische Revolution

Revolutionär-kommunistische Zeitung in Österreich

prolrevol.wordpress.com

KOMAK-ML

Kommunistische Aktion – marxistisch-leninistisch

komakml@gmail.com

alle: Stiftgasse 8, A-1070 Wien,

(3. Mai 2015)

ترجمه وتکثیر<یکی از فعالین چپ درویناتریش>

آدرس تماس: Amerlinghaus,1070 wien,stiftgasse,8

آدرس پست الکترونیک :@gmx.at linksaktivis

 

Advertisements

Kommentar verfassen

Trage deine Daten unten ein oder klicke ein Icon um dich einzuloggen:

WordPress.com-Logo

Du kommentierst mit Deinem WordPress.com-Konto. Abmelden / Ändern )

Twitter-Bild

Du kommentierst mit Deinem Twitter-Konto. Abmelden / Ändern )

Facebook-Foto

Du kommentierst mit Deinem Facebook-Konto. Abmelden / Ändern )

Google+ Foto

Du kommentierst mit Deinem Google+-Konto. Abmelden / Ändern )

Verbinde mit %s


%d Bloggern gefällt das: