Archiv der Kategorie: FARSI-persisch

Es lebe der Kampf des palästinensischen Volkes um Freiheit und Selbstbestimmung

Der Mai 2021 steht im Zeichen des Wiederaufflammens der kriegerischen Auseinandersetzungen zwischen dem israelischen Regime und dem gerechtfertigten und tapferen Widertand der palästinensischen Volksmassen. Der Aggressor in diesem Konflikt ist klar das zionistische Siedlerregime, welches seit 1948 eine Politik der Vertreibung des palästinensischen Volkes (Al-Nakba) betreibt.

Es lebe der Kampf des palästinensischen Volkes um Freiheit und Selbstbestimmung weiterlesen

Solidarität mit dem palästinensischen Volk!

Seit 72 Jahren wird das palästinensische Volk mit Vertreibung, Völkermord, Massakern, Landraub, Rassismus und Apartheid durch den israelischen Staat und die von ihm vorgeschickten Siedler unterdrückt – seit der Gründung des zionistischen Staates 1948, als Instrument der imperialistischen Mächte in der Region. Solidarität mit dem palästinensischen Volk! weiterlesen

Kapitalismus mordet! – Rassistische Polizeigewalt in den USA und Österreich

Der Mord von George Floyd aus Minneapolis (Minnesota) reiht sich ein, in eine ganze Reihe von Tötungen von AfroamerikanerInnen durch Polizisten und weiße Rassisten. Aufgrund rassistischer Stigmatisierung und einer permanenten Kriminalisierung werden Menschen anderer Hautfarbe ihrer fundamentalen Menschenrechte, darunter des Rechts auf Leben, beraubt. Skandalös ist dabei auch die im Jahre 2020 anhaltende Häufigkeit, bei der derartige Mordtaten entweder zu keiner Anklage oder Freisprüchen führen. Kapitalismus mordet! – Rassistische Polizeigewalt in den USA und Österreich weiterlesen

اگر انتخابات چیزی را تغییر می­داد، تابحال ممنوع شده­بود

  برخلاف تبلیغات جاری، در 29 سپتامبر بحث بر سر آلودگی محیط زیست نیست، بلکه انتخابات جدید مجلس شورا است که از بعد ازهم­پاشی ائتلاف حزب مردم وآزادیخواه اتریش ÖVP/FPÖ –که خود مقصر آن بودند برگزاری دوباره آنرا ضروری کرده­است. نیروهای مختلفی بار دیگر «انتخاب بد کوچک» را تبلیغ می­کنند. اینکه بظاهر «بد کوچک» خود بخشی از قدرت سیستم است، آنطور که دهها بار شرکت حزب سوسیال دمکرات اتریش(SPÖ) و سبز­ها(Grünen) اگر انتخابات چیزی را تغییر می­داد، تابحال ممنوع شده­بود weiterlesen

شش ساعت کار بجای دوازده ساعت – زمان بیشتر برای خودت سی ساعت کار در قبال دستمزد کامل

(12hTag persisch)

شش ساعت کار بجای دوازده ساعت زمان بیشتر برای خودت

سی ساعت کار در قبال دستمزد کامل

هشت ساعت کار در روز در اتریش صد سال پیش طی مبارزات طولانی بعداز تاسیس جمهوری قانونی گردید. شش ساعت کار بجای دوازده ساعت – زمان بیشتر برای خودت سی ساعت کار در قبال دستمزد کامل weiterlesen

آزادی برای ژرژ ابراهیم عبدالله

Freiheit für George Ibrahim Abdallah! (persisch)

آزادی برای ژرژ ابراهیم عبدالله

ژرژ ابراهیم عبدالله، مبارز کمونیست لبنانی، درسال 1984 در لیون دستگیر و به زندان مادام­العمرمحکوم شد. دلیل آن عملیاتی بود که (فراکسیون ارتش انقلابی لبنان= اتحاد انقلابیون مسلح لبنان) آن را به عهده گرفت. ژرژیکی ازمبارزینی است که درسال 1978 علیه تهاجم اسرائیل به لبنان مبارزه می­کرد. او از اعضای جبهه خلق برای آزادی فلسطین(PLFP) آزادی برای ژرژ ابراهیم عبدالله weiterlesen

دولت جدید؟جواب مبارزه طبقاتی است!

 

حال دیگر دولت ائتلافی سیاه – آبی روی کار آمده­است، یا اینکه فیروزه ائی – آبی؟ یا اصلاً آبی – آبی؟ فرق نمی­کند! آنچه که قبل از انتخابات کاملاً قابل رویت بود، حال خودش را به عیان نشان می­دهد. هردوی این احزاب همانند هر حزب بورژوائی دیگر، احزاب طبقه سرمایه­داران بوده و دارای خط و مشی نئولیبرالی هستند. بنابراین برنامه پیشنهادی دولت جدید «حزب مردم اتریش»(ÖVP) و«حزب آزادیخواه اتریش»(FPÖ) دولت جدید؟جواب مبارزه طبقاتی است! weiterlesen

نکاتی در باره ارزیابی از وضعیت سیاسی اتریش در آغاز سال ۲۰۱۸

Einschätzung der IA/RKP zur politischen Lage in Österreich Anfang 2018 (Persisch)

نکاتی در باره ارزیابی از وضعیت سیاسی اتریش در آغاز سال ۲۰۱۸

۱ارزیابی از ترکیب جدید دولت

از دسامبر ۲۰۱۷ دولت ائتلافی جدیدی، از حزب مردم اتریش (ÖVP) و حزب آزادیخواهِ اتریش (FPÖ)، روی کار آمده­است. (FPÖ) برای اولین بار نیست که در دولت شرکت دارد. این حزب در سالهای 1983 – 1987 بعنوان همکار جوان «حزب سوسیال دمکرات اتریش»(SPÖ) به نخست­وزیری «سینوواتس»(Sinowatz) و «ورانیسکی» (Vranitzky) و 2007 – 2000بعنوان همکار نوخاسته (ÖVP) به نخست­وزیری «شوسل» (Schüssel) در دولت شرکت داشته است. حمایت (SPÖ) از این حزب ابتدا باعث سر و صدای زیادی علیه آن نشد. ولی بار دوم سال ۲۰۰۰ مساله شکل دیگری بخود گرفت، بطوریکه در آنزمان باعث اعتراضات گسترده و متداوم توده­ای شد، ولی در دسامبر سال ۲۰۱۷، حول و حوش مراسم تحلیف دولت جدید چنین اعتراضات توده­ای دیده نشد. شرکت ده هزار نفر در تظاهرات وین -2017 در مقایسه با سیصد هزار نفر در ۱۹ فوریه ۲۰۰۰، عددی کاملاً ناچیز بود. نکاتی در باره ارزیابی از وضعیت سیاسی اتریش در آغاز سال ۲۰۱۸ weiterlesen

100 Jahre Oktoberrevolution – persisch

oktober-revolution-pers.doc

oktober-revolution-pers.pdf

صدمین سال انقلاب اکتبر

درسهای اکتبربرای انقلاب پرولتاریائی دراتریش

اگرما بعنوان کمونیست­های انقلابی به انقلاب اکتبر روسیه رجوع میکنیم و بیش ازآن: اگر ما برای انقلاب آتی پرولتاریائی از <راه اکتبر> سخن میگوئیم، منظورمان این نیست که باید همه کارها را مانند بلشویک­ها انجام دهیم تا اینکه پیروزگردیم.

اما اگر در اتحادیه اروپا وباطبع اتریش درسالهای آینده تضادها در جامعه همچنان تشدید شوند، طبیعی است که این وابسطه به ماست که این تحول به یک بحران انقلابی منجرشود و یا اینکه طبقه کارگراتریش این بار از این جدال پیروز بیرون آید.

تمامی کمونیست­ها وهمچنین همگی سوسیالیست­های واقعی، بعنوان هدف مشترک، یک جامعه بدون طبقه ، استثمار و سرکوب را دربرابرخویش قرارداده­اند، ولی اینکه ما چگونه به این هدف خواهیم رسید، درک­ و راهبرد­های کاملاً مختلفی وجود دارد. ویژگی راه اکتبر بلشویکی از جمله این است که این یک انقلاب پرولتاریائی در یک کشورسرمایه­داری امپریالیستی بود که پیروزمندانه تحقق یافت ، امری که تاکنون در هیچ کشور امپریالیستی دیگری مستقلا انجام نشده­است. ودیگراینکه بلشویکها دهها سال درشوروی با استراتژی وتاکتیکشان موفق عمل کردند، آنها نه تنها دیکتاتوری پرولتاریا را به دست آوردند، بلکه سوسیالیزم را بنا نهادند.

حال این سوال مطرح است که هسته واقعی راه اکتبر بلشویکی چیست که برای ما بعد از گذشت صدسال هنوز از اهمیت بزرگی برخوردار است؟ ما دراینجا میخواهیم بروی نکاتی تمرکز کنیم که تفا وت ما با دیگرگروههاست که خودرا کمونیست ویا مارکسیستلنینیست(- مائوئیست) می­نامند.

آنچه که در مقایسه با احزاب توده­ای سوسیال دمکراسی انترناسیونال دوم در روسیه، پدیده نوینی بود، اینکه بلشویکها از سال 1902 شروع به تشکیل حزبی مبارزومنسجم و سازمان­دهی شده بصورت سانترالیزم دمکراتیک نمودند. این حزب از ابتدا هدف خودرا تصرف قهرآمیز قدرت قرارداده بود که در این مقال با اشاره­ای از آن میگذریم چون می­بایست در باره حزب که بدون شک مسئله مهمی است در فرصتی دیگر دقیقتر به آن پرداخت .

ازنکات جدید دیگراین بود که کمونیست­های روسی نه تنها تمرکز خودرا بروی کارگران متخصص قرارمیدادند بلکه اقشارتحتانی پرولتاریا را هم درکانون توجه آنها بود، تا اینکه تئوری انقلابی کمونیستی را دربین آنها جاری نمایند. اقشار تحتانی آنهائی هستند که از وضعیت موجود از همه بیشتر ناراضی هستند و کمتر تحت تاثیرایدئولوژی بورژوازی قراردارند. لنین در جدید­ترین تحلیل خود از تکامل سرمایه­داریدر اثر معروفش <امپریالیسم بمثابه بالاترین مرحله تکامل سرمایه­داری> – نشان داد که درکشورهای ثروتمند امپریالیستی یک اقلیت نسبی بزرگی ازطبقه کارگرازطرف بورژوازی آگاهانه تطمیع می­شود وبهمین دلیل با سیستم استثماری آشتی می­کند واگرهم حرکتی انجام دهد تنها به اصلاحاتی درون سیستم سرمایه­داری تن درمیدهد. آنها اگربعضأ ازسوسیالیسم سخن می­گویند ولی موافق انقلاب وآنهم بشکل قهرآمیز نیستند. لنین با اقتباس از تز مارکس درباره اشراقیت کارگریآن را به بخش مهمی ازتئوریهای کمونیستی خود تبدیل نمود: بدون انزوای سیاسی وطرد رهبری اریستوکراسی کارگری هیچ انقلاب پرولتاریائی امکان پذیر نیست، تئوری که صحت خود را خود را قبل از شرایط انقلابی درایتالیا وفرانسه درسالهای دهه 1960 و در گذشته نه چندان دور در یونان ثابت نمود.

اهمیت مهم پیروزی بلشویک­ها در روسیه پیوند تنگاتنگ مبارزه تئوریک وایدئولوژیک با پراتیک مبارزه طبقاتی بود. یک رشته کامل از برجسته­ترین نوشته­های لنین درنقد دیگر جریانات انقلابی است. او هیچوقت ازرهبران کارگری با مطالعه، ولی پشت میزنشین و سرشناس بین­المللی بخود ترس راه نداد، بلکه برعکس همیشه این سوال را مطرح می­کرد: که تجارب واقعی ما کدامند وتجارب کشورهای همسایه چه هستند وچه نفعی برای ما، جهت تسریع انقلاب پرولتاریائی دارند؟ مبارزه لنین علیه خط فرصت­طلبی راست و افراط ­گرائی چپ در حزب هیچگاه یک مسئله آکادمیک خاص نبود بلکه همواره با پراتیک انقلابی همراه بود.

همانطوریکه تاکید کردیم، حزب لنینی یک حزب مبارزبرای قیام مسلحانه بود، بدین معنا شوراهای کارگری می­بایست قدرت را بدست آورند و بلافاصله به تصویب قوانین برای تغییرات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی و اجرای آنها بپردازند. نقطه عزیمت دگرگونی اقتصادی سیاسی، سلب مالکیت فوری از مالکیت خصوصی وسایل تولید ، حمل ونقل وارتباطات بود. بلشویکها همچنین بلادرنگ حق تعین سرنوشت خلقهای درون امپراطوری روسیه را اعلام کردند.

بلشویکها برای تصویب این تصمیمات احتیاج به اکثریت درشوراهای کارگری ودهقانی داشتند. آنها به این مهم دست یافتند، چون بدون هیچ سازشی علیه جنگ، خواستار فوری صلح بودندهرچند سرزمین­های وسیعی را هم از دست می­دادند. علاوه براینها مبارزه علیه عظمت­طلبی ملی(هم­چنین مبارزه علیه تحریکات ضد یهودی) ازمشخصات با اهمیت راه اکتبر است.

هرچند که بلشویکها سرسختانه علیه جنگ وشکست بورژوازی خودی بودند ولی بهیچ­وجه انفعال طلب نبودند. آنها چه پیش از دستیابی به قدرت توسط شوراها وچه بعد از آن دربرابرحمله گارد­های سفید دشمن انفلاب با واحد­های پارتیزانی، میلیشیای کارگری، گاردهای سرخ و بالاخر با ارتش سرخ علیه تجاوز امپریالیستی مبارزه کردند و یک جنگ تمام خلقی واقعی را به پیش بردند. مسئله­ای که ما هم دیر یا زود با آن درگیر خواهیم شد، حال چه در اتحادیه اروپا باشیم یا نه.

اگرما امروزازآموزش­های انقلاب اکتبربرای انقلاب پرولتاریائی دراتریش سخن میگوئیم ، باید درباره تدارک مبارزه مسلحانه هم اندیشه کنیم، چون سرمایه انحصاری دراتریشصاحبان بانکها و کنسرن­هاآزادانه قدرت خود را واگذار نمی­کنند . بعنوان مثال اگراکثریت بزرگی از کارگران بجای نکبت و فلاکت سرمایه­داری خواهان یک اقتصاد سوسیالیستی با برنامه باشند، درچنین حالتی لازم است که درمراکز مهم صنعتی گروههای مسلح پرولتاریائی ازجنبش توده­ای انقلابی پشتیبانی کرده و آنرا تامین نظامی نمایند و بالاخره اینکه قادر باشند یک قیام عمومی را رهبری کنند.

ما قبلأ به مبارزه قاطع بلشویک­ها علیه عظمت­طلبی روسهای بزرگ اشاره کردیم. درواقع انقلاب اکتبرموجب رهائی خلقهای مستعمراتی در آسیا شد. بلشویکها ازهمان ابتدا برای اینکه یک سیاست بین­المللی انقلابی را اجرا نمایند، تمامی کوششان را بکارگرفتند. درحالیکه احزاب انترناسیونال دوم درباره مسئله مستعمرات تقریبأ همیشه با بورژوازی امپریالیستی خودی همراه میشدند، درمقابل بلشویک­ها برای تاسیس یک انترناسیونال سراسری واقعی اهتمام ورزیدند وخلقهای مستعمرات را به مبارزه علیه اربابان امپریالیستی­شان فراخواندند.

اگر ما امروز فاقد یک انترناسیونال انقلابی کمونیستی هستیم، با وجود کوچکی تشکیلاتمان باید بخشی ازنیرویمان را به پشتیبانی و همکاری با نیروهای ضدامپریالیستی درکشورهای وابسته متمرکز نمائیم بخصوص درکشورهای نومستعمره که امپریالیسم اتریش درآنجا نقش مهمی را بازی میکند، بعنوان مثال دربالکان. آنچه که مربوط به ساختمان سوسیالیسم میشود، لنین بارها براین نکته تاکید نموده­است که مبارزه طبقاتی درتمامی دوران گذار سوسیالیسم ادامه خواهد داشت، تا واقعأ یک جامعه بدون طبقه کمونیستی فرا روید.

درارتباط تنگاتنگ با این مسئله، مبارزه علیه بوروکراسی قراردارد که همواره ازطرف لنین بعنوان امری ضروری وتعیین­کننده برای ساختمان سوسیالیزم وممانعت از برگشت سرمایه­داری به آن اشاره شده­است(همچنین درداخل وموجودیت رسمی اتحاد جماهیرشوروی). بلشویکها خطر احیا مناسبات استثماری سرمایه­داری را بخوبی میدیدند ولی ازآنجائیکه انقلاب دردیگر کشورهای امپریالیستی درسالهای 1920 تا 1930 سربلند نکرد کمونیست­های شوروی ناچارأ تمامی کوشش خود را بیش ازگذشته به تسریع ساختمان صنعت و نوسازی کشاورزی متمرکز کردند. در اوائل سالهای 1930 „تئوری نیروهای مولدهاز طرف کمینترن(انترناسیونال کمونیستی) مطرح شد که مائوتسه تنگ علیه آن درسالهای 1960 قاطعانه موضعگیری نمود، پدیده­ای که باعث استحاله اتحادشوروی وسپس چین وسپس احیای سرمایه­داری گردید، هرچند که این مسئله رابطه­ای مستقیم­ با انقلاب اکتبر و راه آن ندارد، اشاره ما در اینجا به آن رد ادعای آنهائی است که میگویند انقلاب اکتبر شکست ­خورده­است.

نه! انقلاب اکتبرو راه اکتبر شکست نخورده­است. اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی درطول چندین دهه مشعل فروزان و راهنمای کارگران وخلقهای تحت ستم جهان بود و به آنها خدمت می­کرد. انقلاب اکتبر نشان داد که یک نظم اجتماعی بهتر امکان پذیر است هرچند که اتحاد سرمایه بین­المللی چه درگذشته و چه حال از هیچ کوششی دریغ نکرده­است تا هر شکلی ازقدرت کارگری را تخریب و سرنگون نماید. وین ژانویه 2017

تذکر: این مقاله ازنشریه انقلاب پرولتاریائی شماره 66 دسامبر 2016 گرفته شده­است. برای کسب اطلاعات بیشتر به سایت زیر مراجعه نمائید.

Proletarische Revolution – revolutionär-kommunistische Zeitung

in Österreich

prolrevol.wordpress.com

ia.rkp2017@yahoo.com – iarkp.wordpress.com

ترجمه وتکثیر<یکی ازفعالین چپ در وین اتریش >

Kontaktadresse: Iran-Rat, Amerlinghaus, Stiftgasse 8, A-1070 Wien

email:linksaktivist@gmx.at

 

آیا اتریش کشوری بیطرف است؟ امپریا لیسم اتریش بدنبال شکار سود در سطح بین المللی Österreich neutral – persisch

osterreich-neutral-persisch

آیا اتریش کشوری بیطرف است؟
امپریا لیسم اتریش بدنبال شکار سود در سطح بین المللی!
درحال حاضرنیروهای تعقیب و شکار اتریش، ویژه جنگهای کوهستانی درافغانستان ومونتنگرومستقراند.
سربازان ارتش فدرال هم، درشرق اکرائین در» سازمان امنیت وهمکاری اروپا« (OSZE)مشغول
فعالیتهای جاسوسی هستند. درآینده هم واحد های نظامی دیگری از اتریش در دریای مدیترانه وسربازانی
هم درمرزصربستان ومقدونیه مستقر خواهند شد تا از ورود انسانهای که ازجنگ گریختهاند، به کشورهای
اتحادیه اروپا جلوگیری کنند. آنچه که معلوم است وزیر جنگ اتریش „بیطرف“ ، دوسکوسیل)Doskozil(
سیاست امپریالیستی“ تعرض بجلو“ یعنی ایجاد جبهههائی درسرزمین دشمن را اتخاذ کردهاست و وزیر
امورخارجه، کورتز)Kurz( هم میخواهد با حسرت وافری نقش رئیس قبیله »کشورهای ویشاگراد«
)Visegrad(، را بازی کند که صد سال پیش بخشی از پادشاهی هابزبورگ )Habsburgermonarchie(
بودند. بطور مستمر نزدیک به 0111 سرباز درسراسرجهان، حداقل در51 کشوربرای امپریالیسم اتریش
فعالند وبخش بزرگی از این نیرو دربالکان مستقراند – 155 سرباز درکوسوو و بیش از 055 نفر دربوسنی
هرزگووین. دراینجا افسران اتریشی تا کنون سه بار،بطور متناوب و برای شش ماه فرماندهی تقریباً
0555سرباز»EUFORBiH« )نیروهای جنگی اتحادیه اروپا در بوسنی وهرزوگوین( راعهده داربودهاند.
مداخله نظامی که مستقیماً جهت حفظ منافع کنسرنهای امپریالیستی اتریش دربالکان بوده که درآنجا 4،87
میلیارد یورو سرمایه گذاری کردهاند وازجمله استثمارگران بزرگ دراغلب کشورهای بالکان بشمار می-
آیند)نگاه کنید به جدول(.
علاوه بر اینها اتریش „بیطرف“ دریک واحد نظامی ویژه بالکان بنام)OTHF( » Horizon the Over Forces« )واحدهای نظامی فعال ناتو، خارج ازحوزه ناتو( شرکت دارد که درواقع بخشی از ناتو است.
عضویت رسمی اتریش در ناتو در زمان حاضردر دستور کار نیست ولی همکاری تنگاتنگ ورای
چارچوب رسمی همکاری مشترک با – ناتو برای صلح “ Partnerschaft–NATO „)PfP-NATO(
وجود دارد . درشرایط فعلی صاحبان قدرت بخاطرمقاومت مردم، عضویت رسمی درناتو را صلاح نمی-
بینند. ولی از سال 0554 دولت تعهد نمودهاست با حداقل 055 سربازدر یکی ازگروهای جنگی ارتش
»اتحادیه اروپا« )EU( تحت فرماندهی آلمان شرکت داشته باشد. ولی نقشه وقول وقرارها در رابطه با
همکاری ناتو+ اتحادیه اروپا حاکی ازآن است که اتریش، 0155 تا 1555 سرباز جهت شرکت درعملیات
نظامی ارسال خواهد کرد.
بموازات این تلاشها، صادرکنندگان اسلحه اتریش هم بیکارننشستهاند و دراین بازار چپاول وآدم کشی بین
المللی درصف مقدم قراردارند، اگر برای کسب سود درسطح جهانی باشد. اتریش با سهمی معادل 8% در
فروش باصطلاح مسلسلهای دستی کوچک و سبک )Handfeuerwaffen ,Sturmgewehre( و غیره درمرتبه
پنجم قرار دارد، بخصوص شرکتهای)Hirtenberger und Mannlicher-Steyr,Glock(. بهمین دلیل
اسلحههای اتریشی را میتوان درتمامی مناطق جنگی از افغانستان تا سوریه، عراق ویمن پیدا کرد. بعنوان
مثال پهبادهای – )Drohnen( ساخت شیبل)Schiebel( اتریش که به عربستان سعودی فروخته شدهاند در یمن
واکرائین بکارگرفته میشوند. درگزارشی درباره بودجه آمده است، تعداد سربازان میلیشیا)سربازان
حرفهای که دولت میتواند آنها را هرآن به خدمت نظامی ویا برای کمکهای اجتماعی – حوادث طبیعی،
فراخواند(، درسالهای آینده به 05055 نفر خواهد رسید،)برای محافظت ازپشت جبهه( وعلاوه بر آن بودجه-
ای به مبلغ 588 میلیون یورو به تجهیزات زرهی وماشینآلات تعلق میگیرد.
اتریش یک کشورامپریالیستی است،وسرمایه انحصاری آن، درتمامی مناطق اروپای مرکزی وشرقی
بانضمام بالکان)MOEL( فعال است و سود اضافی سرشاری را نصیب صندوق بانکها و کنسرنهای
اتریشی میکند. تنها بخش کوچکی ازصدور سرمایه اتریش) 05%( سرمایه باصطلاح „عبوری“
)Kapital Durchlauf( )بخصوص ازآلمان( است. وابستگی اتریش به امپریالیستها آنطورکه ادعا میشود
درمجموع آنقدرها هم بزرگ نیست. اتریش یک همکار کوچک قدرتهای بزرگ مختلف ونه تنها
دراتحادیه اروپا است، ولی بهیچوجه نمیتوان آنرا یک کشور نومستعمراتی وابسته تلقی کرد. اتریش از
یک موقعیت استثنائی دربلوک امپریالیستی اتحادیه اروپا برخوردار است که ازیکطرف به نقش تاریخی آن
بمثابه کشوری رسماً بیطرف وغیر وابسته به بلوکهای قدرت مشروط میشود واز طرف دیگر بمثابه
موقعیت گذشتهاش، قرارداشتن درمرکز زندان بزرگ امپراطوری هابسبورگها، مربوط میگردد .
صدورسرمایه بصورت سرمایهگذاری مستقیم درخارج)FDI(»Auslandsdirektinvestitionen« برای
سرمایه اتریشی نقش برجستهای را بازی میکند. اتریش با موجودی 0/000 میلیارد $ درسال 0554
درمرتبه بیستم بزرگترین صادرکننده سرمایه قرارداشته است، که باتوجه به وسعت کشور، مبلغ کلانی را
شامل میشود . حجم سرمایهگذاری مستقیم اتریش 15% »تولید نا خالص ملی« )BIP( است، درحالیکه این
رقم درآمریکا معادل 03% ودرآلمان 45% میباشد. بورژوازی اتریش در01 سال اخیر، از زمانیکه صدور
سرمایه به کشورهای “ بلوک شرق“ رونق یافت، بخش بزرگی ازسرمایههایش درخارج، به ارزش زائی
بالائی دست یاقتند. موجودی – )FDI( بین سالهای 0554 تا 5995 ،1/44 برابررشد کردهاست، یعنی معادل
58% درسال، درحالیکه تولید ناخالص ملی)BIP( درهمین فاصله زمانی فقط 3/0برابر رشد داشته است،
یعنی 4%.
ما طبقه حاکم دراتریش نیستیم، بلکه صاحبان ابزار تولید، بخصوص شرکتهای انحصاری بزرگ بانکها
وکنسرنها هستند. آنها مارا به اتحادیه اروپا کشاندند، برای اینکه سود بیشتری را به جیب بزنند، تا درکنار
قدرتهای بزرگ این بلوک امپریالیستی، کشورهای خارجی را به انقیاد کشیده وبا تحمیل و اعمال فشارهای
اقتصادی وسیاسی وهمچنین جنگ ،آنها را به
مستعمرههای نوین خود تبدیل نمایند. سرکوبشدگان
واستثمارشوندگان در کشورهای نیمه مستعمره و وابسته،
بخصوص در بالکان متحدین ما در مبارزه برای آیندهای
بهترو جامعهای عادلانهاند. طبیعی است که لازمه دستیابی به این هدف، اتحاد ما با تمام کارگران وزحمتکشان است. کارگران تمامی کشورها متحد شوید!